Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sign extension
U
گسترش علامت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
deploys
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploy
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploying
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
force tabs
U
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
symbol
U
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
symbol
U
علامت ترسیمی علامت فرمولی
character
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
U
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
bingo
U
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
deploys
U
گسترش
deploying
U
گسترش
spread
U
گسترش
spreads
U
گسترش
develops
U
گسترش
develop
U
گسترش
promotions
U
گسترش
expanse
U
گسترش
expanses
U
گسترش
development
U
گسترش
dispersal
U
گسترش
deployment
U
گسترش
deploy
U
گسترش
line of deployment
U
خط گسترش
propagation
U
گسترش
extension
U
گسترش
expansion
U
گسترش
developments
U
گسترش
extensions
U
گسترش
promotion
U
گسترش
develop
U
گسترش دادن
circumfuse
U
گسترش یافتن
bank expansion
U
گسترش بانکی
expansion path
U
مسیر گسترش
prompt deployment
U
گسترش فوری
accrue
U
گسترش یافتن
generations
U
افرینش گسترش
path of expansion
U
مسیر گسترش
credit expansion
U
گسترش اعتبار
abroad
U
گسترش یافته
expansible
U
گسترش پذیر
develops
U
گسترش دادن
expansion
U
گسترش انبساط
prompt deployment
U
گسترش مناسب
image speard
U
گسترش تصویر
develop
U
گسترش وضعیت
widening of market
U
گسترش بازار
widening of capital
U
گسترش سرمایه
expansion
U
گسترش توسعه
disposition
U
ارایشات گسترش
wide angle
U
عدسی گسترش
wide-angle
U
عدسی گسترش
accrues
U
گسترش یافتن
applied
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
appointed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
deployed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
installed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
outspread
U
گسترش یافتن
inserted
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
eco development
U
بوم گسترش
spreads
U
گسترش یافتن
deployed
U
گسترش یافته
to develop
[into]
U
گسترش دادن
[به]
spread
U
گسترش یافتن
deploys
U
گسترش یافتن
job enlargement
U
گسترش شغلی
generation
U
افرینش گسترش
deployment
U
تفرقه گسترش
accruing
U
گسترش یافتن
deploying
U
گسترش یافتن
deploy
U
گسترش یافتن
extensibility
U
گسترش پذیری
develops
U
گسترش وضعیت
deployment diagram
U
دیاگرام گسترش
deployment diagram
U
طرح گسترش
to unfold
U
گسترش دادن
flank development
U
گسترش جناحی
development plan
U
طرح گسترش
vertical expansion
U
گسترش عمودی
to grow
[into]
U
گسترش دادن
[به]
relocation
U
تجدید گسترش دادن
dispersion
U
تفرقه گسترش یکان
elater
U
خاصیت انبساط و گسترش
space
U
گسترش دادن متن
automatic volume expansion
U
گسترش خودکار صدا
bank development
U
گسترش شبکه بانکی
redeployment
U
تجدید گسترش کردن
generating
U
گسترش یافتن افریدن
generates
U
گسترش یافتن افریدن
generated
U
گسترش یافتن افریدن
generate
U
گسترش یافتن افریدن
spaces
U
گسترش دادن متن
flare angle
U
زاویه گسترش یا گشادگی
expanding industry
U
صنعت در حال گسترش
to spread
[across]
[over]
U
گسترش یافتن
[سرتاسر]
growth company
U
شرکت در حال گسترش
redeployment
U
گسترش مجدد دادن
expansion
U
توسعه گسترش دادن کشیدن
spread
U
بسط وتوسعه یافتن گسترش
spreads
U
بسط وتوسعه یافتن گسترش
open ranks
U
گسترش باز درسواره نظام
extensible
U
آنچه قابل گسترش است
battery groung pattern
U
طرح گسترش توپهای اتشبار
expandable
U
آنچه قابل گسترش باشد
deployed
U
مستقر گسترش یافته در روی زمین
To extend the scope of ones activities .
U
میدان عملیات خودرا گسترش دادن
extend
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extending
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
breeding grounds
U
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
breeding ground
U
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
basic plus
U
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
remedial maintenance
U
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
problem child
U
فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
disposition
U
صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
metastasize
U
گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
EEMS
U
در یک IBM PC پیشرفت EMS روش استاندارد گسترش حافظه اصلی مناسب با PC
monroe doctrine
U
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
scalable software
U
برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
secure hypertext transfer protocol
U
گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
proliferation
U
سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
development
U
گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
developments
U
گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
metastasis
U
هجوم مرض گسترش میکرب مرض
diamond formation
U
ارایش لوزی شکل گسترش لوزی
emblems
U
علامت
apostrophize
U
علامت
emblem
U
علامت
apostrophe
U
علامت
apostrophes
U
علامت
brand
U
علامت
symptoms
U
علامت
symptom
U
علامت
marks
U
علامت
unsigned
U
بی علامت
stripes
U
علامت
stripe
U
علامت
signal generator
U
علامت زا
presage
U
علامت
presaged
U
علامت
presages
U
علامت
presaging
U
علامت
symptomless
U
بی علامت
mark
U
علامت
branding
U
علامت
tick
U
علامت
ticked
U
علامت
ticks
U
علامت
indicator
U
علامت
ditto
U
علامت
symbol
U
علامت
designations
U
علامت
designation
U
علامت
insignia
U
علامت
badge
U
علامت
badges
U
علامت
brands
U
علامت
signum
U
علامت
token
U
علامت
fog signal
U
علامت مه
characters
U
علامت
caret
U
علامت
signaled
U
علامت
indicium
U
علامت
marine code
U
علامت
tokens
U
علامت
signalled
U
علامت
impresa
U
علامت
character
U
علامت
tag
U
علامت
signal
U
علامت
tags
U
علامت
bullets
U
یک علامت
bullet
U
یک علامت
banner
U
علامت
code
U
علامت
differentia
U
علامت
codes and codification
U
علامت
banners
U
علامت
pan american union
U
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
sign learning
U
علامت اموزی
brand
U
علامت تجارتی
branding
U
علامت رقم
command signal
U
علامت فرمان
branding
U
علامت تجاری
control signal
U
علامت کنترل
commodity code
U
علامت کالا
brand
U
علامت رقم
control character
U
علامت کنترلی
group mark
U
علامت گروه
connector symbol
U
علامت اتصال
frequency mark
U
علامت فرکانس
composite symbol
U
علامت ترکیبی
brand
U
علامت تجاری
crypto
U
علامت رمز
trademarks
U
علامت تجاری
cut off signal
U
علامت قطع
faugh
U
علامت تعجب
signal level
U
سطح علامت
inverts
U
علامت چاپ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com