Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flank development
U
گسترش جناحی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flanker
U
عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
deploying
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploy
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys
U
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
out flanking
U
جناحی
force tabs
U
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
lateral
U
جنبی جناحی
flank observation
U
دیدبانی جناحی
flanked
U
احاطه جناحی
flanking
U
احاطه جناحی
abutment
U
پایه جناحی
to roll up the enemy line
U
حمله جناحی
flanking fire
U
اتش جناحی
flank
U
احاطه جناحی
pinions
U
چرخ دنده جناحی
pinioning
U
چرخ دنده جناحی
alate
U
دارای قسمتهای جناحی
flank openings
U
گشایشهای جناحی شطرنج
pinion
U
چرخ دنده جناحی
epaulement
U
استحکام موقتی جناحی مترس
abutment
U
پایه جناحی پشت بند دیوار
wingman
U
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
tetrapterous
U
دارای چهار بال چهار جناحی
extension
U
گسترش
extensions
U
گسترش
propagation
U
گسترش
dispersal
U
گسترش
deployment
U
گسترش
promotions
U
گسترش
deploy
U
گسترش
promotion
U
گسترش
line of deployment
U
خط گسترش
deploys
U
گسترش
deploying
U
گسترش
spread
U
گسترش
spreads
U
گسترش
development
U
گسترش
expanses
U
گسترش
expanse
U
گسترش
develops
U
گسترش
developments
U
گسترش
develop
U
گسترش
expansion
U
گسترش
deployed
U
گسترش یافته
prompt deployment
U
گسترش فوری
eco development
U
بوم گسترش
job enlargement
U
گسترش شغلی
deployed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
extensibility
U
گسترش پذیری
installed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
inserted
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
image speard
U
گسترش تصویر
expansible
U
گسترش پذیر
expansion path
U
مسیر گسترش
appointed
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
applied
<adj.>
<past-p.>
U
گسترش یافته
vertical expansion
U
گسترش عمودی
widening of capital
U
گسترش سرمایه
widening of market
U
گسترش بازار
to unfold
U
گسترش دادن
path of expansion
U
مسیر گسترش
prompt deployment
U
گسترش مناسب
to develop
[into]
U
گسترش دادن
[به]
to grow
[into]
U
گسترش دادن
[به]
sign extension
U
گسترش علامت
development plan
U
طرح گسترش
develop
U
گسترش دادن
accrues
U
گسترش یافتن
bank expansion
U
گسترش بانکی
accruing
U
گسترش یافتن
expansion
U
گسترش انبساط
deploying
U
گسترش یافتن
outspread
U
گسترش یافتن
deployment
U
تفرقه گسترش
deploys
U
گسترش یافتن
spread
U
گسترش یافتن
spreads
U
گسترش یافتن
abroad
U
گسترش یافته
wide angle
U
عدسی گسترش
accrue
U
گسترش یافتن
deploy
U
گسترش یافتن
deployment diagram
U
طرح گسترش
expansion
U
گسترش توسعه
develop
U
گسترش وضعیت
develops
U
گسترش دادن
deployment diagram
U
دیاگرام گسترش
develops
U
گسترش وضعیت
wide-angle
U
عدسی گسترش
generation
U
افرینش گسترش
circumfuse
U
گسترش یافتن
disposition
U
ارایشات گسترش
credit expansion
U
گسترش اعتبار
generations
U
افرینش گسترش
generated
U
گسترش یافتن افریدن
generates
U
گسترش یافتن افریدن
spaces
U
گسترش دادن متن
generating
U
گسترش یافتن افریدن
relocation
U
تجدید گسترش دادن
space
U
گسترش دادن متن
redeployment
U
تجدید گسترش کردن
elater
U
خاصیت انبساط و گسترش
expanding industry
U
صنعت در حال گسترش
dispersion
U
تفرقه گسترش یکان
bank development
U
گسترش شبکه بانکی
automatic volume expansion
U
گسترش خودکار صدا
flare angle
U
زاویه گسترش یا گشادگی
to spread
[across]
[over]
U
گسترش یافتن
[سرتاسر]
redeployment
U
گسترش مجدد دادن
generate
U
گسترش یافتن افریدن
growth company
U
شرکت در حال گسترش
battery groung pattern
U
طرح گسترش توپهای اتشبار
extensible
U
آنچه قابل گسترش است
open ranks
U
گسترش باز درسواره نظام
spreads
U
بسط وتوسعه یافتن گسترش
expandable
U
آنچه قابل گسترش باشد
expansion
U
توسعه گسترش دادن کشیدن
spread
U
بسط وتوسعه یافتن گسترش
deployed
U
مستقر گسترش یافته در روی زمین
To extend the scope of ones activities .
U
میدان عملیات خودرا گسترش دادن
extend
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
breeding grounds
U
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extending
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
breeding ground
U
محل یا شرایط موجب تولید و گسترش چیزی
extends
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
basic plus
U
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
metastasize
U
گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
disposition
U
صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
problem child
U
فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
remedial maintenance
U
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
EEMS
U
در یک IBM PC پیشرفت EMS روش استاندارد گسترش حافظه اصلی مناسب با PC
monroe doctrine
U
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
scalable software
U
برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
secure hypertext transfer protocol
U
گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
developments
U
گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
development
U
گسترش دادن یکانها توسعه دادن نمو
proliferation
U
سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
out flank
U
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
metastasis
U
هجوم مرض گسترش میکرب مرض
diamond formation
U
ارایش لوزی شکل گسترش لوزی
pan american union
U
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
gun displacement
U
جابجایی توپها گسترش توپها
expansion joint
U
درز گسترش درز گشایش
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
repeater
U
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
expanding economy
U
اقتصاد در حال توسعه اقتصاد در حال گسترش
ecosystem development
U
گسترش بوم سازگان سازگان بوم گسترد
vase design
U
طرح گلدانی
[طرح های اولیه آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و وجه مشترک طرح های گلدانی استفاده از یک یا چند گلدان در متن فرش بوده که انواع پیچک و گل ها از درون آن به اطراف فرش گسترش می یابد.]
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com