Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
battery of tests
U
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clean up party
U
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
characterization
U
مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
random parallel tests
U
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
IMA
U
قالب ها و خصوصیات افراد است
pack
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
federal privacy act
U
قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
totalitarianism
U
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse
U
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section
U
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
projective tests
U
ازمونهای فرافکن
situational tests
U
ازمونهای موقعیتی
criterion refernced tests
U
ازمونهای ملاکی
parallel tests
U
ازمونهای همتا
speed tests
U
ازمونهای سرعت
statistical tests
U
ازمونهای اماری
employment tests
U
ازمونهای استخدامی
trade tests
U
ازمونهای شغلی
creativity tests
U
ازمونهای افرینندگی
infant tests
U
ازمونهای نوباوگان
pictorial tests
U
ازمونهای تصویری
norm referenced tests
U
ازمونهای هنجاری
individual tests
U
ازمونهای انفرادی
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
screening tests
U
ازمونهای سرند کردن
timed tests
U
ازمونهای زمان دار
goldstein scheerer tests
U
ازمونهای گلدشتاین- شیرر
differential aptitude tests
U
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
terman merrill tests
U
ازمونهای ترمن- مریل
dotting test
U
ازمونهای نقطه زنی
culture bound tests
U
ازمونهای فرهنگ- بسته
survey tests
U
ازمونهای زمینه یابی
custom made tests
U
ازمونهای کار- ویژه
culture free tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
prognostic tests
U
ازمونهای پیش اگهی
psychomotor tests
U
ازمونهای روانی- حرکتی
placement tests
U
ازمونهای تعیین شغل
culture fair tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
beach party
U
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
will temprament tests
U
ازمونهای اراده- خلق وخوی
iowa tests of basic skills
U
ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
california tests of mental maturity
U
ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
california tests of personality
U
ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
pintner patterson scale of
U
Tests Performance مقیاس ازمونهای عملی پینتر- پترسون
workgroup
U
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
civil reserve air fleet
U
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
U
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
U
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
task force
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
kaldor criterion
U
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group
U
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde
U
گروه بیشمار گروه
hordes
U
گروه بیشمار گروه
trooping
U
افراد
trooped
U
افراد
enlisted personnel
U
افراد
enlistedman
U
افراد
personnel
U
افراد
men
U
افراد
troop
U
افراد
enlisted personnel
U
طبقه افراد
withindoors
U
افراد داخل
service club
U
باشگاه افراد
enlistee
U
افراد داوطلب
head count
U
جمع افراد
liberty men
U
افراد مرخصی
cognoscenti
U
افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
platoons
U
جوخهء افراد
platoon
U
جوخهء افراد
roll call
U
نامیدن افراد
personnel status
U
وضع افراد
filler personnel
U
افراد جایگزینی
category
U
طبقه افراد
packed out
پر و مملو از افراد
head counts
U
جمع افراد
equal status persons
U
افراد همپایه
top-level
U
افراد عالیرتبه
receptee
U
افراد مورد پذیرش
transfer station
U
محل انتقال افراد
rouse out
U
بیدار کردن افراد
condemn
U
محکوم کردن افراد
dependents
U
افراد تحت تکفل
personnel monitoring
U
بازرسی بدنی از افراد
commando
U
افراد نیروی مخصوص
transfer station
U
محل اعزام افراد
commandos
U
افراد نیروی مخصوص
target audience
U
افراد مورد نظر
special olympics
U
المپیک افراد استثنایی
morale
U
روحیه افراد مردم
personal error
U
خطاهای انفرادی افراد
condemns
U
محکوم کردن افراد
condemning
U
محکوم کردن افراد
the common wealth of learning
U
افراد اهل علم
noncombatant
U
افراد غیر نظامی
favouritism
U
افراد مورد توجه
troops
U
افراد قسمتها سربازان
family size
U
تعداد افراد خانواده
part owners
U
افراد شریک المال
bachelor quarters
U
منازل افراد مجرد
posse comitatus
U
دسته افراد پلیس
coachload
U
افراد سوار بر درشکه
swallow one's pride
<idiom>
U
متواضع کردن افراد
play the field
<idiom>
U
با افراد مختلفی قرارگذاشتن
avast
U
افراد به جای خود
billet slip
U
کارت محلهای افراد
cimmerian
U
افراد کشور فلمات
characterization
U
نوشتن بیوگرافی افراد
close station
U
افراد بدو مرخص
aptitude area
U
حیطه قابلیت افراد
top-level
U
توسط افراد عالیرتبه
billet slip
U
لوحه اسکان افراد
army deposit fund
U
پس انداز انفرادی افراد
army classification battery test
U
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
personal salute
U
مراسم سلام افراد برجسته
Do not admit any outsiders.
U
افراد غیره را راه ندهید
Applicants flooded in.
U
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
Certain notorious ( dubious ) characters .
U
عده افراد معلوم الحال
personal salute
U
تیر سلام برای افراد
sociometry
U
سنجش روابط افراد جامعه
posse
U
دسته افراد پلیس جماعت
biographical intelligence
U
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form
U
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
roll call
U
حاضر و غایب کردن افراد
posses
U
دسته افراد پلیس جماعت
charter
U
بین افراد دلالت کند
chartered
U
بین افراد دلالت کند
leatherneck
U
جزو افراد تفنگداران دریایی
huddling
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
lockstep
U
پیشروی افراد پشت سریکدیگر
aptitude area
U
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
huddled
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
rotation
U
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
huddle
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
life line
U
طناب اتصال افراد به یکدیگر
whom it may concern
U
برای اطلاع افراد ذیربط
assembly
U
محل بسیج افراد احتیاط
troop housing
U
کوی درجه داران یا افراد
huddles
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
chartering
U
بین افراد دلالت کند
charters
U
بین افراد دلالت کند
intransit strenth
U
افراد در حال حرکت یا انتقال
people sniffer
U
رادار کشف افراد دشمن
preference blank
U
دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
lunatic fringe
U
افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
human machine interface
U
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
intermarriage
U
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
character guidance
U
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
split ticket
<idiom>
U
انتخاب افراد سیاسی برای رای
atomistic evalution
U
ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
army standard score
U
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
oral trade test
U
ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
CSE
U
آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
intermarry
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
conferences
U
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
zouave
U
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
intermarried
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
pit crew
U
افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
an infinite verb
U
فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
longtour area
U
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
oligrachy
U
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
oligopoly
U
تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
conference
U
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
intermarries
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
buzzword
U
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
queue
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queues
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queued
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
enlisted
U
داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
extend
U
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extends
U
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extending
U
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
muster roll
U
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
arrow head
U
پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
enroute personnel
U
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
internee
U
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internees
U
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
correctional custudy
U
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
cyberspace
U
دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
automation
U
استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
incross
U
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
frankpledge
U
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
finance company
U
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
speeches
U
که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
close corporation
U
شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
reception station
U
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
panels
U
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
speech
U
که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
finance house
U
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
to call the roll
U
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com