Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
transformer connecting group
U
گروه اتصال ترانسفورماتور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
power transformer
U
ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
coupling transformer
U
ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
insulated instrument transformer
U
ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
packs
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
pack
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
departmental LAN
U
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party
U
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
transducer
U
ورارسان ترانسفورماتور
transformer kiosk
U
کیوسک ترانسفورماتور
transformer oil
U
روعن ترانسفورماتور
transformer equation
U
معادله ترانسفورماتور
transformer efficiency
U
راندمان ترانسفورماتور
transformer capacity
U
فرفیت ترانسفورماتور
transformer coupling
U
پیوست ترانسفورماتور
filament transformer
U
ترانسفورماتور فیلامان
transformer core
U
هسته ترانسفورماتور
single phase transformer
U
ترانسفورماتور یک فاز
transformer cell
U
سلول ترانسفورماتور
transformer column
U
ساق ترانسفورماتور
mains trensformer
U
ترانسفورماتور شبکه
three phase transformer
U
ترانسفورماتور سه فاز
transformer switch
U
کلید ترانسفورماتور
transformer terminal
U
ترمینال ترانسفورماتور
input transformer
U
ترانسفورماتور اولیه
transformer station
U
پست ترانسفورماتور
oil filled transformer
U
ترانسفورماتور روغنی
transformers
U
مبدل ترانسفورماتور
auto transformer
U
اتو- ترانسفورماتور
boostes transformer
U
ترانسفورماتور کمکی
feedback transformer
U
ترانسفورماتور فیدبک
current transformer
U
ترانسفورماتور جریان
voltage transformer
U
ترانسفورماتور ولتاژ
high power transformer
U
ترانسفورماتور قدرت
converter station
U
پست ترانسفورماتور
spilt core type transformer
U
ترانسفورماتور انبری
yoke
U
هسته ترانسفورماتور
transformer
U
مبدل ترانسفورماتور
transformer yoke
U
یوغ ترانسفورماتور
transformer voltage
U
ولتاژ ترانسفورماتور
civil reserve air fleet
U
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
U
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
U
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
light transformer
U
ترانسفورماتور برای مقاصدروشنایی
instrument autotransformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
intermediate transformer
U
مبدل یا ترانسفورماتور میانی
transformer winding
U
سیم پیچی ترانسفورماتور
multiphase transformer
U
ترانسفورماتور چند فازه
low voltage regulating transformer
U
ترانسفورماتور تنظیم فشارضعیف
bell transformer
U
ترانسفورماتور زنگ اخبار
low frequency transformer
U
ترانسفورماتور فرکانس پایین
transformer
U
تغییر دهنده ترانسفورماتور
bushing current transformer
U
ترانسفورماتور جریان میانگذر
transformers
U
تغییر دهنده ترانسفورماتور
measuring transformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
transformer cooling system
U
سیستم سردکنندگی ترانسفورماتور
instrument transformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
main coupling transformer
U
ترانسفورماتور پیوست شبکه
air core transformer
U
ترانسفورماتور با هسته هوایی
transformer coil
U
سیم پیچ ترانسفورماتور
low voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار ضعیف
clean up party
U
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
measuring transformer meter
U
کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
welding transformer
U
ترانسفورماتور جوشکاری ترانس جوش
task forces
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
kaldor criterion
U
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
amphibious task group
U
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
hordes
U
گروه بیشمار گروه
horde
U
گروه بیشمار گروه
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
battery of tests
U
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
step down transformer
U
ترانسفورماتور کاهنده کاهنده ولتاژ
crowd
U
گروه
clique
U
گروه
crowds
U
گروه
squads
U
گروه
ring
U
گروه
company
U
گروه
ensign
U
گروه
multitude
U
گروه
squad
U
گروه
ensigns
U
گروه
bevy
U
گروه
t group
U
گروه T
hosting
U
گروه
companies
U
گروه
concourses
U
گروه
concourse
U
گروه
multitudes
U
گروه
group
U
گروه
sets
U
گروه
setting up
U
گروه
trooping
U
گروه
groups
U
گروه
trooped
U
گروه
troop
U
گروه
many
U
گروه
g , series
U
گروه ژ
congregation
U
گروه
attack group
U
گروه تک
herd
U
گروه
herded
U
گروه
cohort
U
گروه
herding
U
گروه
cohorts
U
گروه
congregations
U
گروه
corps
U
گروه
set
U
گروه
batches
U
گروه
special interest group
U
گروه
batch
U
گروه
herds
U
گروه
covey
U
گروه
school
U
گروه
cluster
U
گروه
cluster bomb
U
گروه
schools
U
گروه
cluster bombs
U
گروه
flocking
U
گروه
teams
U
گروه
masses
U
گروه
massing
U
گروه
team
U
گروه
clusters
U
گروه
host
U
گروه
flocked
U
گروه
flocks
U
گروه
throng
U
گروه
thronged
U
گروه
thronging
U
گروه
throngs
U
گروه
fries
U
گروه
fry
U
گروه
frying
U
گروه
flock
U
گروه
hosted
U
گروه
bunching
U
گروه
bunches
U
گروه
bunched
U
گروه
hosts
U
گروه
bunch
U
گروه
platoon
U
گروه
gangs
U
گروه
assembly
U
گروه
parcels
U
گروه
gang
U
گروه
swarmed
U
گروه
lot
U
گروه
shoals
U
گروه
shoal
U
گروه
platoons
U
گروه
parcel
U
گروه
party
U
گروه
mass
U
گروه
folks
U
گروه
folk
U
گروه
cliques
U
گروه
swarm
U
گروه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com