English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
timber hitch U گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rainbow border U حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
to brachiate U از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
hierarchical communications system U شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
target bow U کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
to feel any one's pulse U کمان کردن
to bend or draw the bow U کمان را چله کردن
disbranch U بی شاخه کردن
string U مربی خم کردن کمان و بستن زه
bows U کمان کمان هدفگیری
bow U کمان کمان هدفگیری
bowing U کمان کمان هدفگیری
bowed U کمان کمان هدفگیری
To cut off a branch . U شاخه ای را قطع کردن
truncates U شاخه زدن ناقص کردن
unplug U خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncated U شاخه زدن ناقص کردن
unplugged U خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs U خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncating U شاخه زدن ناقص کردن
unplugging U خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncate U شاخه زدن ناقص کردن
branches U شاخه شاخه شدن
forkedly U بطور شاخه شاخه
branch U شاخه شاخه شدن
ramify U شاخه شاخه شدن
arborization U شاخه شاخه شدگی
loose U توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
looser U توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
loosest U توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
depress U پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul U پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses U پایین دادن لوله پایین اوردن
dog leg U شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
down U سوی پایین بطرف پایین
let down U پایین کردن
go dan barai U رد کردن از پایین
to let down U پایین کردن
remitting U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
cog down U به سمت پایین نورد کردن
flags U سنگفرش کردن پایین افتادن
flag U سنگفرش کردن پایین افتادن
remit U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
remits U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
to come down with a run U پایین افتادن افت کردن
remitted U به دادگاه پایین تر یا بالاترارجاع کردن
down line U بار کردن پایین خطی
to drive on dimmed [dipped] headlights U با نور پایین رانندگی کردن
vertically U از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
bifurcate U چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
to push down U بطرف پایین هل دادن یا پرت کردن
bottom U با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
bottoms U با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
debase U مقام کسی را پایین بردن پست کردن
to weigh down U سنگینی کردن بر پایین اوردن شکسته شدن
debased U مقام کسی را پایین بردن پست کردن
debases U مقام کسی را پایین بردن پست کردن
debasing U مقام کسی را پایین بردن پست کردن
to switch on the dipped [dimmed] headlights U چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
receding leg U شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
spots U کمان
bow U کمان
bows U کمان
bowing U کمان
arcs U کمان
sagittarius U کمان
bowed U کمان
arches U کمان
arch- U کمان
arch- U : کمان
fiddlestick U کمان
arch U : کمان
arches U : کمان
spot U کمان
arch U کمان
arc U کمان
bowstring U زه کمان
fiddle bow U کمان
sagittarii U کمان
bowman U تیرانداز با کمان
bow weight U وزن کمان
arch- U چفت کمان
bowman U تیرانداز کمان کش
crossbow U کمان زنبورکی
crossbow U کمان پولادی
bows U کمان شکاری
bow and arrow U تیر و کمان
crossbow U کمان صلیبی
iris U رنگین کمان
long bow U کمان دستی
handbow U کمان تیراندازی
bowyer U کمان فروش
arch U چفت کمان
bare bow U کمان لخت
arches U چفت کمان
arch thrust U رانش کمان
arch of corti U کمان کورتی
crossbows U کمان صلیبی
crossbows U کمان پولادی
atabalist U کمان زنبورکی
arblast U کمان زنبورکی
bowyer U کمان ساز
irises U رنگین کمان
crossbows U کمان زنبورکی
stacked bow U کمان باریک
saw frame U کمان اره
face U شکم کمان
bend U کمان خمش
power hacksaw U کمان اره
to bend or draw the bow U کمان کشیدن
cock feather U پر وصل به کمان
circular measure U اندازه کمان
reflex arc U کمان بازتاب
straight bow U کمان راست
string picture U روزنه کمان
sunbow U رنگین کمان
swede saw U کمان اره
swede saw U اره کمان
faces U شکم کمان
cross bow U گوله کمان
cross bow U کمان پولادی
cross bow U کمان زنبورکی
nock U جای زه کمان
longbows U کمان بزرگ
bow U کمان شکاری
cant U کج گرفتن کمان
archers U تیرانداز با کمان
archer U تیرانداز با کمان
bow U تعظیم کمان
rainbows U رنگین کمان
bowed U تعظیم کمان
opalesce U مانندرنگین کمان
bowed U کمان شکاری
bowing U تعظیم کمان
bowing U کمان شکاری
rainbow U رنگین کمان
central angle of arch U دهانه کمان
included angle of arch U دهانه کمان
longbow U کمان بزرگ
bows U تعظیم کمان
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
sounding boards U کمان ویولن وتار
arc length U طول کمان [ریاضی]
rectification of a curve U طول کمان [ریاضی]
slingshot [American E] U تیر و کمان قلابسنگی
catapult [British E] U تیر و کمان قلابسنگی
nock U شکاف انتهای کمان
iridescency U نمایش رنگین کمان
van U کمان سینه ناو
vans U کمان سینه ناو
sounding board U کمان ویولن وتار
limbs U هرکدام از طرفین کمان
string fingers U سه انگشتی که زه کمان را می کشند
iridescence U نمایش رنگین کمان
frame U قاب چارچوب کمان
understrung U فاصله زه تا دستگیره کمان
slingshot [American E] U تیر و کمان سنگی
catapult [British E] U تیر و کمان سنگی
soundboard U کمان ویولن وتار
archery U تیراندازی با تیر و کمان
anchors U کشیدن زه کمان تاصورت
great circle route U کمان دایره عظیمه
bow hunter U شکارچی با تیر و کمان
frame of hachsaw U کمان اره چکی
bow fishing U ماهیگیری با تیر و کمان
bow arm U بازویی که کمان را می گیرد
anchoring U کشیدن زه کمان تاصورت
fogbow U رنگین کمان حاصل از مه
bow hunting U شکار با تیر و کمان
anchor U کشیدن زه کمان تاصورت
bowstring U ریسمان دار زه کمان
limb U هرکدام از طرفین کمان
crossbow man U کمانگیر با کمان صلیبی
trifurcation U سه شاخه
intersection leg U شاخه
connection plug U دو شاخه
ramus U شاخه
ramulous U شاخه شاخه
three way U سه شاخه
ramulose U شاخه شاخه
knag U ته شاخه
acaulescent U بی شاخه
doddered U بی شاخه
trifid U سه شاخه
furcate U شاخه شاخه
bough U شاخه
limbs U شاخه
branches U شاخه
nid U شاخه
branch line U شاخه
branch lines U شاخه
limbless U بی شاخه
boughs U شاخه
branch U شاخه
limb U شاخه
plug U دو شاخه
Br U شاخه
pin U در شاخه
plugging U دو شاخه
variations U شاخه
variation U شاخه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com