Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
heat of fusion
U
گرمای نهان ذوب
latent heat of fusion
U
گرمای نهان ذوب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
heat of sunlimation
U
گرمای نهان تصعید
latent heat
U
گرمای نهان
latent heat of sublimation
U
گرمای نهان تصعید
latent heat of varporization
U
گرمای نهان تبخیر
Other Matches
delitescent
U
نهان
recondite
U
نهان
cryptical
U
نهان
secretly
U
در نهان
stealth
U
نهان
secrets
U
نهان
secret
U
نهان
latent
U
نهان
veiled
U
نهان
ulterior
U
نهان
covert
U
نهان
in secrecy
U
در نهان
tripwires
U
سیم نهان
cryptogenic
U
نهان زاد
potential energy
U
نهان توان
cryptorchism
U
نهان خایگی
cryptorchid
U
نهان خایه
under tail covert
U
زیردم نهان
clairvoyants
U
نهان بین
disguise
U
نهان داشتن
disguised
U
نهان داشتن
disguises
U
نهان داشتن
disguising
U
نهان داشتن
clairvoyant
U
نهان بین
dark secret
U
راز نهان
tripwire
U
سیم نهان
i lost sight of it
U
از نظرم نهان گشت
wire-tapping
U
نهان گوشی تلفنی
cache
U
چیز نهان شده
wire-tapped
U
نهان گوشی تلفنی
cryptogam
U
گیاه نهان زاد
wire-tap
U
نهان گوشی تلفنی
conceals
U
نهان کردن نهفتن
conceal
U
نهان کردن نهفتن
caches
U
چیز نهان شده
wire-taps
U
نهان گوشی تلفنی
hugger mugger
U
زیر جلی نهان کردن
second sight
U
نهان بینی بسختی راه رفتن
total heat of solution
U
گرمای کل انحلال
heat of fusion
U
گرمای ذوب
integral heat of solution
U
گرمای کل انحلال
high or low temperature
U
گرمای زیادیاکم
heating value
U
گرمای احتراق
latent heat of sublimation
U
گرمای تصعید
specific heat
U
گرمای ویژه
sensible heat
U
گرمای محسوسه
radiant heat
U
گرمای تابنده
phlogosis
U
گرمای سوزنده
paradoxical warmth
U
گرمای تناقضی
maturing heat
U
گرمای گیرش
wash heat
U
گرمای جوش
heating value
U
گرمای سوختن
heat value
U
گرمای احتراق
thermonuclear
U
گرمای هستهای
heat of formation
U
گرمای تشکیل
heat of vaporization
U
گرمای تبخیر
heat of activation
U
گرمای فعالسازی
heat of evaporation
U
گرمای تبخیر
heat of condensation
U
گرمای میعان
heat of combustion
U
گرمای سوختن
heat of combustion
U
گرمای احتراق
genial heat
U
گرمای ملایم
expansion heat
U
گرمای واتنش
equiviscous temperature
U
گرمای لزوجت
cinder heat
U
گرمای شلاکه
boiling heat
U
گرمای جوشش
latent heat of fusion
U
گرمای ذوب
heat of hydration
U
گرمای ابش
heat of ionization
U
گرمای یونش
heat of solidification
U
گرمای انجماد
heat of sunlimation
U
گرمای تصعید
heat of transformation
U
گرمای تبدیل
heat of solution
U
گرمای انحلال
heat of reaction
U
گرمای واکنش
heat of transformation
U
گرمای تحول
heat value
U
گرمای سوختن
molar heat of formation
U
گرمای مولی تشکیل
molar heat of condensation
U
گرمای مولی میعان
generated heat
U
گرمای تولید شده
standard heat of formation
U
گرمای تشکیل استاندارد
differential heat of solution
U
گرمای انحلال تفاضلی
waste heat
U
گرمای تلف شده
molar heat of crystallization
U
گرمای مولی تبلور
phosphoresce
U
بدون گرمای محسوس
molar heat of combusion
U
گرمای مولی احتراق
molar heat of fusion
U
گرمای مولی ذوب
molar heat of solution
U
گرمای مولی انحلال
molecular specific heat
U
گرمای ویژه مولی
molar specific heat
U
گرمای ویژه مولی
molar heat of vaporization
U
گرمای مولی تبخیر
molar heat of sublimation
U
گرمای مولی تصعید
pyrometer
U
الت سنجش گرمای زیاد
incandesce
U
از گرمای زیاد سفید شدن
law of additivity of reaction heat
U
قانون جمع پذیری گرمای واکنش
to take one's temperature
U
درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
sweating heat
U
گرمای لحیم کاری غیر مستقیم
thermoelectrometer
U
الت سنجش جریان یزق ازروی گرمای ان
isocheim
U
خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسطانهادرزمستان ...داده میشود
isothermal line
U
خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
isotherm
U
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
dielectric heating
U
گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
burn out
U
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
isotheral line
U
خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسط انها 000 نشان داده میشود
air cooled engine
U
موتور پیستونی که گرمای تلف شده ان به وسیله پره ها یا تیغههای دور سیلندرمستقیما به جریان هواانتقال مییابد
cylinder baffles
U
صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
diesel ramjet
U
موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
closed cycle reactor system
U
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com