Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
olympic lift and cross face
U
گرفتن بازوی چپ حریف از جلو وران پای راست از پشت
armlock
U
گرفتن بازوی حریف و کشیدن ان با فشار به پشت ارنج
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
bind
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
binds
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
strip
U
کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
to row back
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
burns
U
امتیاز گرفتن از حریف
burn
U
امتیاز گرفتن از حریف
holding and hitting
U
گرفتن حریف و ضربه زدن
olympic lift
U
بدل کنده یک چاک با کشیدن پای حریف از داخل
stationary tactics
U
دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
set up
U
جلو برتری حریف را گرفتن پاس به یار ازادتر
dummy
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
leg block and under over
U
فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
tackle
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
dummies
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
tackled
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackles
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling
U
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
hold
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
U
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
covered
U
گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
starboard
U
بطرف راست حرکت کردن
upthrust
U
بطرف بالا پرتاب کردن
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
mark
U
نشانه کردن حریف
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
clinching
U
بغل کردن حریف
clinches
U
بغل کردن حریف
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
clinched
U
بغل کردن حریف
clinch
U
بغل کردن حریف
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parries
U
دفع کردن حمله حریف
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
parried
U
دفع کردن حمله حریف
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parry
U
دفع کردن حمله حریف
obstruction
U
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
obstructions
U
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
spear
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clip
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
straight arm
U
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
clipped
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
speared
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
spearing
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clips
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
aspirating
U
خالی کردن بیرون کشیدن
aspirate
U
خالی کردن بیرون کشیدن
aspirates
U
خالی کردن بیرون کشیدن
deasil
U
متمایل بطرف راست
dextrorotation
U
گردش بطرف قطب راست
cockshy
U
پرتاب تیر بطرف هدف
cockshot
U
پرتاب تیر بطرف هدف
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
touch football
U
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
match
U
حریف
rivaling
U
حریف
d. cut d.
U
حریف
rivaled
U
حریف
rival
U
حریف
challenger
U
حریف
matches
U
حریف
competitor
U
حریف
challengers
U
حریف
adversarial
U
حریف
foe
U
حریف
adversary
U
حریف
rivalled
U
حریف
opponents
U
حریف
opponent
U
حریف
foes
U
حریف
adversaries
U
حریف
competitors
U
حریف
rivals
U
حریف
rivalling
U
حریف
doubled
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
double
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
cope
U
حریف شدن
downfield
U
زمین حریف
shadows
U
چسبیدن به حریف
targetting
U
سینه حریف
end
U
زمین حریف
sell a dummy
U
فریفتن حریف
charge
U
حمله به حریف
jack of all trades
U
همه فن حریف
shadow
U
چسبیدن به حریف
targetted
U
سینه حریف
shadowed
U
چسبیدن به حریف
drops
U
جاگذاشتن حریف
targets
U
سینه حریف
opponents
U
حریف طرف
jacks of all trades
U
همه فن حریف
deliver a series of blows
U
بمباران حریف
shadowing
U
چسبیدن به حریف
targeting
U
سینه حریف
razzle dazzle
U
فریفتن حریف
swingman
U
همه فن حریف
he was too much for me
U
من حریف او نبودم
adversary
U
حریف کشتی
copings
U
حریف شدن
ended
U
زمین حریف
opponent
U
حریف طرف
ends
U
زمین حریف
charges
U
حمله به حریف
target
U
سینه حریف
i cannot manage him
U
حریف او نمیشوم
adversaries
U
حریف کشتی
dropped
U
جاگذاشتن حریف
away
U
زمین حریف
targeted
U
سینه حریف
head butt
U
با سر به حریف زدن
coped
U
حریف شدن
drop
U
جاگذاشتن حریف
copes
U
حریف شدن
victims
U
حریف ضعیف
playing the man
U
بازی با حریف
victim
U
حریف ضعیف
dropping
U
جاگذاشتن حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
dropped
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
lapped
U
رسیدن به حریف جلویی
kin geri
U
لگد به بیضه حریف
hindering
U
مانع حریف شدن
assorted
U
همه فن حریف همسر
assault
U
حمله بدنی به حریف
outclass
U
شکست فاحش حریف
outclassed
U
شکست فاحش حریف
outclasses
U
شکست فاحش حریف
jink
U
فریب دادن حریف
scout
U
ارزیابی حریف اینده
scouted
U
ارزیابی حریف اینده
scouts
U
ارزیابی حریف اینده
personal foul
U
خطای بدنی به حریف
outclassing
U
شکست فاحش حریف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com