English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
runner U گردنده گشتی
runners U گردنده گشتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
constant speed drive U چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
waiting position U ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
combat air patrol U هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
rotary U گردنده
swivel U گردنده
in eyre U گردنده
gyrant U گردنده
swivels U گردنده
driven U گردنده
gyral U گردنده
revolvable U گردنده
wheeler U گردنده
roller door U در گردنده
rotor U گردنده
trochoid U گردنده
ambulant U گردنده
ambulatory U گردنده
swivelled U گردنده
rotative U گردنده
rotors U گردنده
swivels U مفصل گردنده
circumsolar U دورخورشید گردنده
swivelled U مفصل گردنده
circumambient U گردنده بدور
gyratory U چرخی گردنده
rotary U گردنده چرخنده
rotor plates U جوشنهای گردنده
rotator U ماهیچه گردنده
revolving U گردنده دورانی
pivot arm U میله گردنده
itineratly U بطور گردنده
swivel U مفصل گردنده
excursive U اواره گردنده
magnet wheel U چرخ گردنده
feedback U گشتی
patrols U گشتی
patrolling U گشتی
patrolled U گشتی
patrol U گشتی
out guard U گشتی
patrolmen U گشتی
patrolman U گشتی
confusion U گم گشتی
rundle U استوانه گردنده گوی
churned U بوسیله اسباب گردنده
rotary wing aircraft U هواپیما با بال گردنده
rotors U قسمت گردنده ماشین
roasting jack U سیخ کباب گردنده
rotor U قسمت گردنده ماشین
buckets U تیغه گردنده توربین
churn U بوسیله اسباب گردنده
churns U بوسیله اسباب گردنده
bucket U تیغه گردنده توربین
roundsman U افسرپلیس گشتی
fighting patrol U گشتی رزمی
contact patrol U گشتی اخذتماس
combat patrol U گشتی رزمی
end around U دور گشتی
service craft U قایق گشتی
vessel U ناو گشتی
inshorepatrol U گشتی ساحلی
fanal U چراغ گشتی
flatfoot U پلیس گشتی
reconnaissance patrol U گشتی شناسایی
coastal patrol U گشتی ساحلی
inshorepatrol U گشتی مرزساحلی
out guard U گشتی صحرایی
moving screen U گشتی ممانعتی
combat air patrol U گشتی هوایی
patrolman U پلیس گشتی
patrolmen U پلیس گشتی
vessels U ناو گشتی
patrols U قسمت گشتی
patrolling U قسمت گشتی
patrolled U قسمت گشتی
air guard U گشتی هوایی
patrol cars U اتومبیل گشتی
patrol U قسمت گشتی
patrol boats U ناوچه گشتی
patrol car U اتومبیل گشتی
standing patrol U گشتی ثابت
patrol boat U ناوچه گشتی
contact patrol U گشتی تماس
beach patrol U گشتی ساحلی
precess U در خط سیر محورجسم گردنده تغییرپیداشدن
stator U جزء ثابت در هر ماشین گردنده
screwdriver U پیچ گشتی [ابزار]
turnscrew U پیچ گشتی [ابزار]
fire patrol U گشتی اتش نشان
black Maria U اتومبیل گشتی پلیس
black Marias U اتومبیل گشتی پلیس
barrier patrol U گشتی مامور موانع
barrier combat air patrol U گشتی مرزی هوایی
barrier patrol U ناو گشتی سد کننده
chopper U هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
overshot U گردنده به نیروی ابی که ازبالا میریزد
choppers U هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
scout helicopter U هلی کوپتر شناسایی یا گشتی
night cap U گشتی رزمی هوایی شبانه
end around borrow U رقم قرضی دور گشتی
end around carry U رقم نقلی دور گشتی
milk walk U گشتی که شیر فروش میزند گشت
radar picket cap U هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
barrier combat air patrol U گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
lightening bug ship U هلی کوپتر روشن کننده گشتی
potter wheel U صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
blade flapping U حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
windage U کاهش دور وسیله گردنده دراثر پسای هوا
giants stride U تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
zipper U گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zippers U گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
air raid reporting control ship U گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
locap U گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
bulb root U وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
pantoscope U دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
ledger blade U تیغه پارچه بری که دریک جاایستاده و پره گردنده دارد
target cap U گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
panoramic camera U دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
tack weld U وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
quill shaft U شفت گردنده باریکی با سرهزارخار مانند که در مادگی دیگری جفت میشود
igo U علامت من پست گشتی خود راترک می کنم در درگیری هوایی
resuming U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resume U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes U در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
turnstile U تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
turnstiles U تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
commutator U سری هادیهایی که بصورت شعاعی از یکدیگر جدا شده وبصورت حلقهای دور تا دورشفت گردنده ژنراتور قرارگرفته اند
torque U نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
vane pump U خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
picket U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets U ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
shore patrol U انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
air picket U هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com