Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative bearing
U
گرای نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
transit bearing
U
گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
skeptic
U
شک گرای
individualist
U
فرد گرای
individualists
U
فرد گرای
unitary
U
توحید گرای
sectarian
U
فرقه گرای
assumed azimuth
U
گرای فرضی
nudist
U
برهنگی گرای
separatist
U
جدا گرای
segregationist
U
جدایی گرای
saprophytic
U
پوده گرای
theist
U
یزدان گرای
realist
U
تحقق گرای
realist
U
راستین گرای
realists
U
تحقق گرای
realists
U
راستین گرای
realistic
U
تحقق گرای
realistic
U
راستین گرای
realistically
U
تحقق گرای
realistically
U
راستین گرای
solipsist
U
نفس گرای
ruralist
U
روستا گرای
back azimuth method
U
گرای وارونه
incalescent
U
گرما گرای
lipophilic
U
چربی گرای
meliorist
U
بهبود گرای
oxyphil
U
اسید گرای
oxyphile
U
اسید گرای
photophilic
U
نور گرای
pneumotropic
U
ریه گرای
pragmatist
U
مصلحت گرای
progressivist
U
پیشرفت گرای
heliotrope
U
افتاب گرای
halophile
U
ابشور گرای
communalist
U
اشتراکی گرای
compass azimuth
U
گرای مغناطیسی
compass direction
U
گرای مغناطیسی
magnetic azimuth
U
گرای مغناطیسی
dermotropic
U
پوست گرای
equalitarian
U
تساوی گرای
evolutionist
U
فرگشت گرای
grid azimuth
U
گرای شبکه
grid bearing
U
گرای شبکه
centralist
U
مرکز گرای
socialist
U
جامعه گرای
structuralist
U
ساخت گرای
impressionists
U
برداشت گرای
impressionist
U
برداشت گرای
feudal
U
تیول گرای
escapists
U
گریز گرای
escapist
U
گریز گرای
ultramodernist
U
فرانو گرای
unitarian
U
توحید گرای
egalitarian
U
تساوی گرای
centralists
U
مرکز گرای
nationalist
U
ملت گرای
doctrinaire
U
ایین گرای
capitalist
U
سرمایه گرای
capitalists
U
سرمایه گرای
nationalists
U
ملت گرای
socialists
U
جامعه گرای
militarist
U
جنگ گرای
supremacists
U
برتری گرای
militarists
U
جنگ گرای
extroverts
U
برون گرای
extrovert
U
برون گرای
true azimuth
U
گرای حقیقی
supremacist
U
برتری گرای
materialist
U
ماده گرای
theocentric
U
خدا گرای
structuralists
U
ساخت گرای
materialists
U
ماده گرای
visionaries
U
الهامی رویا گرای
reactionary
U
مخالفت گرای بی منطق
regionalist
U
منطقهای ناحیه گرای
corrected azimuth
U
گرای تصحیح شده
hygrophyte
U
گیاه رطوبت گرای
visionary
U
الهامی رویا گرای
regionalistic
U
منطقهای ناحیه گرای
reactionaries
U
مخالفت گرای بی منطق
compass azimuth
U
گرای قطب نمای کشتی
back azimuth method
U
گرای معکوس در اخراج اشعه
azimuth angle
U
زاویه گرای نجومی هواپیما
azimuth
U
گرای نجومی راس القدم
closing azimuth error
U
اشتباه گرای بستن پیمایش
true azimuth
U
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
imperialistic
U
استعمار گرای بهره جویانه
layihg azimuth
U
گرای روانه کردن لوله توپ
quixotic
U
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
conversion angle
U
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
traditionalists
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalist
U
پیرو روایات وسنن سنت گرای
respective
U
نسبی
comparatives
U
نسبی
relative humidity
U
نم نسبی
proportional
U
نسبی
consanguineous
U
نسبی
self relative
U
نسبی
relative
U
نسبی
proportional limit
U
حد نسبی
comparative
U
نسبی
relative code
U
کد نسبی
gyroscopes
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarists
U
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarist
U
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope
U
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
relative harmonic content
U
مانده نسبی
relative humidity
U
رطوبت نسبی
relative frequency
U
بسامد نسبی
relative bearing
U
جهت نسبی
relative compaction
U
تراکم نسبی
relative density
U
چگالی نسبی
relative nullity
U
بطلان نسبی
relative density
U
دانسیته نسبی
stranger in blood
U
غیر نسبی
relative term
U
لفظ نسبی
relative dispersion
U
پراکندگی نسبی
relative error
U
خطای نسبی
whole blood
U
قرابت نسبی
relativism
U
نسبی نگری
relativeness
U
نسبی بودن
relative wind
U
باد نسبی
relative viscosity
U
گرانروی نسبی
relative permeability
U
نفوذپذیری نسبی
relative permitivity
U
گذردهی نسبی
relative velocity
U
سرعت نسبی
relative value
U
مقدار نسبی
relative solvation
U
حلالپوشی نسبی
relative prices
U
قیمتهای نسبی
sanguinity
U
قرابت نسبی
relative movement
U
حرکت نسبی
relative motion
U
حرکت نسبی
relative importance
U
اهمیت نسبی
relative income
U
درامد نسبی
proportional representation
U
انتخابات نسبی
sib
U
منسوب نسبی
relative jurisdiction
U
صلاحیت نسبی
self relative address
U
نشانی نسبی
relative location
U
ترتیب نسبی
relative majority
U
اکثریت نسبی
relative maximum
U
ماکزیمم نسبی
relative maximum
U
حداکثر نسبی
relative minimum
U
می نیمم نسبی
relative minimum
U
حداقل نسبی
relative solubility
U
انحلالپذیری نسبی
comparative advantage
U
برتری نسبی
genealogical
U
نسبی شجرهای
ipsative score
U
نمره نسبی
ipsative scale
U
مقیاس نسبی
specific gravities
U
چگالی نسبی
specific gravity
U
چگالی نسبی
fractional error
U
خطای نسبی
emissivity
U
تابش نسبی
blood relationship
U
خویشاوندی نسبی
distortion factor
U
مانده نسبی
relationship by blood
U
خویشاوندی نسبی
relationship by blood
U
قرابت نسبی
consanguinity
U
قرابت نسبی
comparative cover
U
پوشش نسبی
comparative costs
U
هزینههای نسبی
comparative advantage
U
مزیت نسبی
relative precision
U
دقت نسبی
persons related to another by descent
U
اقارب نسبی
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
blood relationship
U
قرابت نسبی
relativity
U
فرضیه نسبی
relationship by bood
U
قرابت نسبی
proportional tax
U
مالیات نسبی
relative address
U
نشانی نسبی
relative address
آدرس نسبی
persons related to another by parentage
U
اقارب نسبی
relative
U
خودی نسبی
introverts
U
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert
U
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone
U
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
strain
U
افزایش طول نسبی
relative refractory period
U
دوره بی پاسخی نسبی
relative supersaturation
U
ابر سیری نسبی
strain
U
تغییر شکل نسبی
relative value of pieces
U
ارزش نسبی سوارها
strains
U
افزایش طول نسبی
sound level
U
شدت نسبی صوت
relative addressing
U
نشانی دهی نسبی
a matter of relative importance
U
موضوعی با اهمیت نسبی
true air speed
U
سرعت نسبی هواپیما
relativity of knowledge
U
نسبی بودن دانش
strains
U
تغییر شکل نسبی
relativize
U
بصورت نسبی در اوردن
cultural relativism
U
نسبی نگری فرهنگی
relative coordinate system
U
دستگاه مختصات نسبی
of relative importance
U
دارای اهمیت نسبی
employment rate
U
میزان نسبی اشتغال
purchasing power parity
U
نرخ نسبی مبادله
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
relative deformation
U
تغییر شکل نسبی
relative coding
U
برنامه نویسی نسبی
relative coding
U
برنامه نویس نسبی
relative addressing
U
نشان دهی نسبی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com