English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
transit bearing U گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
azimuth angle U زاویه گرای نجومی هواپیما
compass azimuth U گرای قطب نمای کشتی
pigeon U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation U اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
inbound traffic U مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
skeptic U شک گرای
materialist U ماده گرای
materialists U ماده گرای
militarists U جنگ گرای
nudist U برهنگی گرای
militarist U جنگ گرای
grid bearing U گرای شبکه
extroverts U برون گرای
impressionist U برداشت گرای
extrovert U برون گرای
impressionists U برداشت گرای
structuralist U ساخت گرای
structuralists U ساخت گرای
supremacist U برتری گرای
supremacists U برتری گرای
photophilic U نور گرای
oxyphile U اسید گرای
oxyphil U اسید گرای
meliorist U بهبود گرای
doctrinaire U ایین گرای
magnetic azimuth U گرای مغناطیسی
communalist U اشتراکی گرای
realist U تحقق گرای
realistic U راستین گرای
realistically U تحقق گرای
realistically U راستین گرای
individualist U فرد گرای
individualists U فرد گرای
unitary U توحید گرای
grid azimuth U گرای شبکه
sectarian U فرقه گرای
equalitarian U تساوی گرای
realistic U تحقق گرای
halophile U ابشور گرای
heliotrope U افتاب گرای
realist U راستین گرای
realists U تحقق گرای
compass azimuth U گرای مغناطیسی
realists U راستین گرای
compass direction U گرای مغناطیسی
lipophilic U چربی گرای
nationalists U ملت گرای
nationalist U ملت گرای
incalescent U گرما گرای
evolutionist U فرگشت گرای
separatist U جدا گرای
theist U یزدان گرای
solipsist U نفس گرای
socialist U جامعه گرای
socialists U جامعه گرای
assumed azimuth U گرای فرضی
capitalist U سرمایه گرای
capitalists U سرمایه گرای
ruralist U روستا گرای
centralist U مرکز گرای
centralists U مرکز گرای
egalitarian U تساوی گرای
saprophytic U پوده گرای
segregationist U جدایی گرای
true azimuth U گرای حقیقی
theocentric U خدا گرای
unitarian U توحید گرای
progressivist U پیشرفت گرای
pragmatist U مصلحت گرای
pneumotropic U ریه گرای
escapist U گریز گرای
back azimuth method U گرای وارونه
escapists U گریز گرای
feudal U تیول گرای
dermotropic U پوست گرای
relative bearing U گرای نسبی
ultramodernist U فرانو گرای
hygrophyte U گیاه رطوبت گرای
regionalist U منطقهای ناحیه گرای
reactionaries U مخالفت گرای بی منطق
visionaries U الهامی رویا گرای
reactionary U مخالفت گرای بی منطق
regionalistic U منطقهای ناحیه گرای
corrected azimuth U گرای تصحیح شده
visionary U الهامی رویا گرای
azimuth U گرای نجومی راس القدم
imperialistic U استعمار گرای بهره جویانه
closing azimuth error U اشتباه گرای بستن پیمایش
true azimuth U سمت حقیقی گرای جغرافیایی
back azimuth method U گرای معکوس در اخراج اشعه
traditionalists U پیرو روایات وسنن سنت گرای
layihg azimuth U گرای روانه کردن لوله توپ
quixotic U ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
traditionalist U پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle U زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
militarist U ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope U وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscopes U وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarists U ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
introvert U شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone U نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
introverts U شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
carry ship U کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
steered U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
screwpropeller U پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
yawed U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
overflights U عبور با هواپیما از فرازمنطقهای
overflight U عبور با هواپیما از فرازمنطقهای
ship influence U تاثیر عبور کشتی
ship influence U عامل محرکه عبور کشتی
sea pass U پروانه عبور که به کشتی بی طرف میدهند
lockage U عبور کشتی از دریچه سد میان بالابر
lockage U هزینه عبور کشتی ازسد بالابر
ascendant U فراز جو فراز گرای
hawse hole U سوراخ دماغه کشتی مخصوص عبور طناب
tie down U مهار هواپیما یا کشتی
ship U کشتی هوایی هواپیما
ships U کشتی هوایی هواپیما
caravel U نوعی کشتی یا هواپیما
caravelle U نوعی کشتی یا هواپیما
portholes U پنجره کشتی یا هواپیما دریچه
porthole U پنجره کشتی یا هواپیما دریچه
pilots U خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot U خلبان هواپیما راننده کشتی
debarkation U پیاده شدن از کشتی یا هواپیما
piloted U خلبان هواپیما راننده کشتی
cruising speed U سرعت حرکت هواپیما یا کشتی
cruising range U شعاع عمل هواپیما یا کشتی
heading U جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
electronic navigation U هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
headings U جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
staged crews U خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
freight U کرایه کشتی ارسال بار با هواپیما یاکشتی
wreck U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecks U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
check port/starboard U جهت تعقیب رادار به سمت دماغه کشتی یا دم هواپیما
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
compass acceleration error U اشتباه قطب نما در اثر سرعت گرفتن کشتی یا هواپیما
transfer loader U دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
debriefing U پسش اطلاعات کسب شده بوسیله کشتی یا هواپیما توجیه و بازپرسی از خلبانان بعد از شناسایی
on board <idiom> U وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
clock code position U سمت روبروی دماغه هواپیمایا کشتی هدف رو به دماغه هواپیما
ferrets U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferret U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
innocent passage U مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
manspace U جای خالی در خودرو یا کشتی یا هواپیما جای نفری خالی
topgallant U سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
wading crossing U عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
landing gear U چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end U نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness U حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
energy transition U عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
touchdowns U تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown U تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling U تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling U دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director U نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aft U قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
air mileage indicator U کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
azimuth circle U قطب نمای نجومی هواپیما زاویه یاب نجومی صفحه قطب نمای کشتی
transitions U انتقالی
transition U انتقالی
transitory U انتقالی
transitionary U انتقالی
transitive U انتقالی
ceded U انتقالی
transferential U انتقالی
transitional U انتقالی
spoiler U صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
space charter U اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
transitional motion U حرکت انتقالی
transitory consumption U مصرف انتقالی
revolutions U حرکت انتقالی
transmission system U سیستم انتقالی
transit bearing U سمت انتقالی
transference resistance U مقاومت انتقالی
transitory income U درامد انتقالی
translative U ترجمهای انتقالی
translational motion U حرکت انتقالی
transfer functions U توابع انتقالی
revolution U حرکت انتقالی
transmission system U دستگاه انتقالی
ceded public domains U خالصجات انتقالی
translational lift U برای انتقالی
translational energy U انرژی انتقالی
translation bearing U یاتاقان انتقالی
transitory society U جامعه انتقالی
running fix U نقطه انتقالی
transfer reaction U واکنش انتقالی
transational symmerty U تقارن انتقالی
translations U حرکت انتقالی
deferred charges U هزینههای انتقالی
transfer income U درامد انتقالی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com