English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
past U گذشته از ماورای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trans- U ماورای
trancscendent U ماورای مقررات
it transcends human reason U ماورای عقل ........
extralegal U ماورای قانون
ultra U ماورای افراطی
oversea U ماورای بحار
metempiric U ماورای مشهودات
metagalaxy U ماورای کهکشان
extra scientific U ماورای علم
superphysical U ماورای جسم
superphysical U ماورای عالم مادی
supramundane U ماورای مراتب دنیوی
metaphsics U دانش ماورای طبیعت
metempirics U حکمت ماورای مشهودات
paranormal U ماورای پدیدههای علمی مکشوف
extraterrestrials U بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
tranalpine U واقع در انسوی کوه الپ ماورای الپی
extraterrestrial U بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
metaphysically U از روی علم ماورای طبیعت بطور معنوی یا مبهم
ultraviolet light U MORPG که محتوای آن با اشعه ماورای بنفش پاک میشود
due out U از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
transalpine U واقع درانسوی الپ ساکن ماورای الپ
extrasensory U ماورای احساس معمولی خارج از احساس عادی
historical U گذشته
foretime U گذشته
forepassed U گذشته
foreby U گذشته
yesternight U شب گذشته
past U گذشته
forepast U گذشته
old U گذشته
spun or span U گذشته
gone by U گذشته
by gone U گذشته
beyoned the pale U از حد گذشته
let [leave] alone <conj.> U گذشته از
not to mention <conj.> U گذشته از
older U گذشته
not to speak of <conj.> U گذشته از
to say nothing of <conj.> U گذشته از
oldest U گذشته
bypast U گذشته
due out U گذشته
preceded U گذشته
agone U گذشته
aside from U گذشته از
over with U گذشته
and certainly not <conj.> U گذشته از
departed U گذشته
aside U گذشته از
asides U گذشته از
last night U شب گذشته
last a U گذشته
What is past is past . what is gone is gone . U گذشته ها گذشته
bygone U گذشته
outdid U گذشته outdo
the present and the past U گذشته و حال
the present and the past U حال و گذشته
the present and the past U اکنون و گذشته
the past tense U زمان گذشته
sware U گذشته swear
last sunday U یکشنبه گذشته
sup.latest or last U تازه گذشته
stale cheque U چک تاریخ گذشته
further on U از این گذشته
the preterite tense U زمان گذشته
the year past U سال گذشته
bled U گذشته Bleed
upheld U گذشته uphold
pt U زمان گذشته
whish U بسرعت گذشته
ultimo U در ماه گذشته
furthermore U از این گذشته
ultimo U ماه گذشته
further [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
furthermore <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
forby <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
additionally <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> U از این گذشته
on top of that <adv.> U از این گذشته
beyond that <adv.> U از این گذشته
moreover <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of this <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
over and above <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
beyond that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> U از این گذشته
over and above <adv.> U از این گذشته
on top of this <adv.> U از این گذشته
on top of this <adv.> U گذشته از این
moreover <adv.> U گذشته از این
in addition <adv.> U گذشته از این
further [moreover] <adv.> U گذشته از این
forby <adv.> U گذشته از این
aside from that <adv.> U گذشته از این
also [moreover] <adv.> U گذشته از این
additionally <adv.> U گذشته از این
in addition <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
over and above <adv.> U گذشته از این
what is more <adv.> U گذشته از این
beyond that <adv.> U گذشته از این
moreover <adv.> U از این گذشته
in addition <adv.> U از این گذشته
further [moreover] <adv.> U از این گذشته
forby <adv.> U از این گذشته
besides <adv.> U از این گذشته
aside from that <adv.> U از این گذشته
also [moreover] <adv.> U از این گذشته
additionally <adv.> U از این گذشته
on to <adv.> U گذشته از این
on top of that <adv.> U گذشته از این
retrospective view [on] U نگاه به گذشته
self giving U از خود گذشته
out of date U از تاریخ گذشته
last week U هفته گذشته
regression U بازگشت به گذشته
next week U هفته گذشته
retrospect U شامل گذشته
yesteryear U سال گذشته
last year U سال گذشته
besides <adv.> U گذشته از این
backs U عقبی گذشته
lastmonth U ماه گذشته
also U گذشته از این
bygone U چیزهای گذشته
swore U گذشته sweatr
in a. to this U گذشته ازاین
nostalgia U حسرت گذشته
belated U ازموقع گذشته
belatedly U ازموقع گذشته
past tense U زمان گذشته
in the p U درزمان گذشته
yesterday U زمان گذشته
rode U گذشته ride
back U عقبی گذشته
retrospect U نگاه به گذشته
retroactive U معطوف به گذشته
past years U سالهای گذشته
exposed U سر راه گذشته
redolence U خاطرات گذشته
ex post U به اعتبار گذشته
by gone U قدیمی گذشته ها
desperado U از جان گذشته
by gone U چیزهای گذشته
retrospective falsification U تحریف گذشته
furthermore <adv.> U گذشته از این
over- U گذشته اضافی
expired U گذشته از موعد
sprang U گذشته gnirps
desperate U از جان گذشته
late U تازه گذشته
furthermore <adv.> U از این گذشته
over and above U گذشته ازاین
over U گذشته اضافی
self devoted U از خود گذشته
latest U تازه گذشته اینده
overdue U از موعد گذشته منقضی
gladiator U پهلوان از جان گذشته
gladiators U پهلوان از جان گذشته
ex post facto U شامل اصول گذشته
one cannot put back the time <proverb> U زمان گذشته نیاید به بر
The water has risen over his head . <proverb> U آب از سرش گذشته است .
took U زمان گذشته فعل take
longer U دیر گذشته ازوقت
not to mention U گذشته از قطع نظر از
ultimo U مربوط به ماه گذشته
longs U دیر گذشته ازوقت
longest U دیر گذشته ازوقت
overdue draft U برات سررسید گذشته
passe U کهنه مسلک گذشته
longed U دیر گذشته ازوقت
long- U دیر گذشته ازوقت
the last two years U دوسال اخیر یا گذشته
retroact U شامل گذشته شدن
long U دیر گذشته ازوقت
see in the past makes saw U فعل see در گذشته sawمیشود
got U زمان گذشته فعل get
Joking apart. U از شوخی گذشته ( جدی )
(a) while back <idiom> U هفتها یا ماهای گذشته
secondary U حاکی از زمان گذشته
To review the past in ones minds eye . U گذشته را از نظر گذراندن
came U گذشته فعل امدن
In the course of the past centuries. U درطی قرنهای گذشته
During the past few days. U طی چند روز گذشته
slotted U قسمت سوم و گذشته slot
sped U گذشته و قسمت سوم speed
strove U گذشته وقسمت سوم strive
lit U زمان گذشته فعل light
slept U گذشته و قسمت سوم sleep
sought U گذشته و قسمت سوم seek
rapped U گذشته و قسمت سوم rap
past U پیشینه وابسته بزمان گذشته
knelt U گذشته و قسمت سوم kneel
adside from U صرفنظر از اینکه گذشته از این
kamikaze U خلبان ازجان گذشته ژاپنی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com