Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
internal bus
U
گذرگاه داخلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
underpass
U
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
overpass
U
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses
U
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
underpasses
U
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
incretion
U
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawks
U
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
U
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
U
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
U
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure
U
ساختمان داخلی سازه داخلی
exchanged stabilization fund
U
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
U
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
passed
U
گذرگاه
crossing
U
گذرگاه
pass
U
گذرگاه
paths
U
گذرگاه
path
U
گذرگاه
pathway
U
گذرگاه
roads
U
گذرگاه
ferried
U
گذرگاه
bypassing
U
گذرگاه
ferries
U
گذرگاه
trajectory
U
گذرگاه
trajectories
U
گذرگاه
causeway
U
گذرگاه
causeways
U
گذرگاه
defiling
U
گذرگاه
defiles
U
گذرگاه
defiled
U
گذرگاه
ferry
U
گذرگاه
ferrying
U
گذرگاه
passes
U
گذرگاه
bypasses
U
گذرگاه
road
U
گذرگاه
passageway
U
گذرگاه
passageways
U
گذرگاه
bypassed
U
گذرگاه
bypass
U
گذرگاه
defile
U
گذرگاه
pathways
U
گذرگاه
allure
U
گذرگاه
gateway
U
گذرگاه
bus
U
گذرگاه
bused
U
گذرگاه
buses
U
گذرگاه
bussing
U
گذرگاه
busing
U
گذرگاه
bussed
U
گذرگاه
gateways
U
گذرگاه
run way
U
گذرگاه
busses
U
گذرگاه
gang way
U
گذرگاه
alura
U
گذرگاه
passage way
U
گذرگاه
passages
U
گذرگاه
ailure
U
گذرگاه
passage
U
گذرگاه
alure
U
گذرگاه
shaft tunnel
U
گذرگاه محور
shaft tunnel
U
گذرگاه شفت
channeled
U
گذرگاه ابی
channeling
U
گذرگاه ابی
gangways
U
راهرو گذرگاه
channelled
U
گذرگاه ابی
aisle
U
گذرگاه طولی
arcade
U
گذرگاه طاقدار
system bus
U
گذرگاه سیستم
channel
U
گذرگاه ابی
storm lane
U
گذرگاه طوفان
gangway
U
راهرو گذرگاه
channels
U
گذرگاه ابی
association pathway
U
گذرگاه ارتباطی
exhaust passage
U
گذرگاه خروجی
archways
U
گذرگاه طاقدار
narrows
U
گذرگاه تنگ
cart crossing
U
گذرگاه ارابه
fishway
U
گذرگاه ماهی
beach exit
U
گذرگاه ساحلی
bidirectional bus
U
گذرگاه دوطرفه
bidirectional bus
U
گذرگاه دوسویه
by pass
U
گذرگاه فرعی
bus driver
U
محرک گذرگاه
archway
U
گذرگاه طاقدار
pedestrian crossings
U
گذرگاه پیاده
pedestrian crossings
U
گذرگاه پیادگان
traject
U
عبور گذرگاه
partial two level forked junction
U
گذرگاه زیر و رو
data bus
U
گذرگاه داده
nerve path
U
گذرگاه عصبی
control bus
U
گذرگاه کنترل
motor path
U
گذرگاه حرکتی
cattle crossing
U
گذرگاه چارپایان
level crossings
U
گذرگاه همکف
level crossing
U
گذرگاه همکف
pedestrian crossing
U
گذرگاه پیادگان
pedestrian crossing
U
گذرگاه پیاده
bus system
U
سیستم گذرگاه
external auditory meatus
U
گذرگاه برونی گوش
input output bus
U
گذرگاه ورودی- خروجی
mid channel buoy
U
بویه میان گذرگاه
way
U
راه عبور گذرگاه
partial two level forked junction
U
گذرگاه زیر و زبر
bused
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussing
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bus
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
busing
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed
U
بااتوبوس رفتن گذرگاه
gorges
U
گذرگاه تنگ بین دو کوه
passed
U
گذرگاه کارت عبور گذراندن
passes
U
گذرگاه کارت عبور گذراندن
bypass
U
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypasses
U
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorge
U
گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorging
U
گذرگاه تنگ بین دو کوه
address bus
گذر آدرس گذرگاه نشانی
bypassing
U
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorged
U
گذرگاه تنگ بین دو کوه
diasy chain
U
انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
bypassed
U
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
middle ground buoy
U
بویه زمین میان گذرگاه
pass
U
گذرگاه کارت عبور گذراندن
absorption
U
[گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
dromos
U
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
tubal
U
وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
ppd
U
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
daisy chain interrupt
U
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
anie
U
داخلی
municipal
U
داخلی
innate
U
داخلی
intramural
U
داخلی
indoor
U
داخلی
interior
U
داخلی
territorial
U
داخلی
in
U
داخلی
internal door
U
در داخلی
interiors
U
داخلی
domestic
U
داخلی
in-
U
داخلی
inner
U
داخلی
internal
U
داخلی
inside
U
داخلی
internal medicine
U
طب داخلی
endogenous
U
داخلی
esoteric
U
داخلی
insides
U
داخلی
ben
U
داخلی
domestic disturbances
U
اغتشاشات داخلی
domestic dualism
U
دوگانگی داخلی
home consumption
U
مصرف داخلی
internal force
U
نیروی داخلی
internal pole
U
قطب داخلی
internal modulation
U
مدولاسیون داخلی
home currency
U
پول داخلی
home trade
U
تجارت داخلی
home made
U
ساخت داخلی
internal erosion
U
فرسایش داخلی
home market
U
بازار داخلی
home product
U
محصولات داخلی
home rule
U
حکومت داخلی
domestic disturbances
U
اختلافات داخلی
domestic economy
U
اقتصاد داخلی
domestic emergencies
U
بحرانهای داخلی
internal insulation
U
ایزولاسیون داخلی
domestic emergencies
U
موادضروری داخلی
internal memory
U
حافظه داخلی
internal loss
U
تلف داخلی
endogenous variable
U
متغیر داخلی
endoparasite
U
انگل داخلی
internal impedance
U
امپدانس داخلی
endosmosis
U
حلول داخلی
internal impedance
U
مقاومت داخلی
ductless gland
U
غددمترشح داخلی
internal heating
U
گرمایش داخلی
internal friction
U
اصطکاک داخلی
domestic industry
U
صنعت داخلی
domestic market
U
بازار داخلی
domestic products
U
محصولات داخلی
domestic trade
U
بازرگانی داخلی
internal furnace
U
کوره داخلی
internal modem
U
مدم داخلی
inside hinge
U
لولای داخلی
internal clock
U
ساعت داخلی
interior guard
U
نگهبان داخلی
interior ballistics
U
بالیستیک داخلی
interior architecture
U
معماری داخلی
interior affairs
U
امور داخلی
internal conductor
U
سیم داخلی
internal connection
U
اتصال داخلی
interference drag
U
پسای داخلی
internal consistency
U
سازگاری داخلی
interconnection
U
اتصالی داخلی
internal consumption
U
مصرف داخلی
intercommunication
U
ارتباط داخلی
inside wing
U
بال داخلی
internal crack
U
ترک داخلی
interior span
U
دهانه داخلی
interior wall
U
دیوار داخلی
intermediate structure
U
ساختمان داخلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com