English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cyclic pitch U گام دورانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
circulation U حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations U حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
revolving U گردنده دورانی
rotary U دورانی
evolution U چرخش حرکت دورانی
revolution U سرعت دورانی
revolutions U سرعت دورانی
coffee grinder U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinders U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
cycle U :بصورت دورانی فاهر شدن
cycled U :بصورت دورانی فاهر شدن
cycles U :بصورت دورانی فاهر شدن
screwing U حرکات دورانی یخهای دریایی
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
rock U حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked U حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocks U حرکت دورانی بال به دور بدنه
blast hole drill U مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
centrifugal pump U پمپ دورانی
circular dischroism U دو رنگ نمایی دورانی
circular flow of income U گردش دورانی درامد
circular frequency U تکرار دورانی
concentric running U حرکت دورانی
concentricity U حرکت دورانی
concentricity test U ازمایش حرکت دورانی
cyclic pitch control U کنترل گام دورانی
cyclical budget U بودجه دورانی
cyclical unemployment U بیکاری دورانی
diode lamp U دیود دورانی
dollyo U دورانی
mawashi U دورانی
dollyo chagi U ضربه دورانی پا
encirclement U احاطه دورانی
expansion bearing U تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
eyre U گردش دورانی
gear ratio U نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gyratory breaker U سنگ شکن دورانی
gyratory crusher U سنگ شکن دورانی
kelly U قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
kwon toul chigi U ضربه مشت دورانی
mawashi geri U ضربه دورانی پا
moom dolly chagi U ضربه پا به عکس دورانی
moom dollyo bandea dollyo chagi U ضربه پا برعکس دورانی
out flanking U دورانی
rotaglider U گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
rotary drilling U حفاری دورانی
rotary pump U پمپ دورانی
rotary switch U کلید دورانی
rotation flow U شارش دورانی
rotation inertia U لختی دورانی
rotational U چرخشی دورانی
rotational inertia U لختی دورانی
semi roller U پرتاب دورانی گوی بولینگ
semi spinner U پرتاب دورانی گوی بولینگ
turbo compressor U کمپرسور دورانی
turning movement U حرکت دورانی
turning movement U احاطه دورانی
vertical envelopement U حرکت دورانی قائم
vertiginous U دورانی
vortex flow U جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com