English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
praetorian guard U گارد ویژه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
preatorian U وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
Other Matches
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
horse guards U گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
kamae U گارد
lifeguards U گارد
lifeguard U گارد
guard U گارد
gamae U گارد
backcourtman U گارد
mounting U گارد
life guard U گارد
guards U گارد
guarding U گارد
escort of the standard U گارد پرچم
fencing position U گارد شمشیرباز
on guard U بحالت گارد
flag guard U گارد پرچم
guard U محافظ گارد
guard of honor U گارد احترام
national guard U گارد ملی
itc avant garde U اوانت گارد ای تی سی
point guard U موقعیت گارد
escort of the color U گارد پرچم
guarding U محافظ گارد
guards U محافظ گارد
open guard U گارد باز
armed guard U گارد مسلح
coastguard U گارد ساحلی
coast guard U گارد کرانه
seaman guard U گارد دریایی
coastguards U گارد ساحلی
waki kamae U گارد مبارز
on guard U گارد گرفتن
escort guard U گارد محافظ
en garde U گارد گرفتن
color guard U گارد پرچم
officer of the guard U افسر گارد احترام
escort of the standard U گارد محافظ پرچم
escort of the color U گارد محافظ پرچم
coast guard officer U افسر گارد کرانه
lifeguard U گارد نجات دریایی
lifeguards U گارد نجات دریایی
pipe the side U تجمع گارد احترام
side boy U گارد احترام میز پاس
storm trooper U گارد حمله المان نازی
pipe the side U فرمان تجمع گارد احترام
army national guard U گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
swings U ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
swing U ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
yeoman of the guard U گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
rear takedown with outside leg tackle U گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
foils U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling U مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
air sentinel U گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
escort U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
idiocrasy U ویژه
paticular U ویژه
nett U ویژه
privilege U حق ویژه
adhoc U ویژه
prerogative U حق ویژه
prerogatives U حق ویژه
special U ویژه
nets U ویژه
priviege U حق ویژه
net U ویژه
peculiar U ویژه
extra special U ویژه
expressing U ویژه
expert U ویژه گر
specifics U ویژه
particulars U ویژه
expressed U ویژه
specialists U ویژه گر
specialist U ویژه گر
expresses U ویژه
specific humidity U نم ویژه
express U ویژه
experts U ویژه گر
special <adj.> U ویژه
special character U ویژه
specific U ویژه
extra <adj.> U ویژه
specially U ویژه
particular U ویژه
conizance U نشان ویژه
electrical resistivity U مقاومت ویژه
eigenvalue U ویژه مقدار
specific viscosity U گرانروی ویژه
eigenfunction U ویژه تابع
specific rotation U چرخش ویژه
ecotype U بوم ویژه
favourite or vor U ویژه مخصوص
endemical U ویژه یک قوم
specific yield U ابدهی ویژه
speleologist U ویژه گر غارشناسی
specific volume U حجم ویژه
extra equipment U متعلقات ویژه
specific weight U سنگینی ویژه
special effects U جلوههای ویژه
specific weight U وزن ویژه
equity capital U ارزش ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> U علاقه ویژه
body guard U هنگ ویژه
acoustician U ویژه گر اواشنود
idioms U تعبیر ویژه
idioms U زبان ویژه
idiom U تعبیر ویژه
idiom U زبان ویژه
specific gravity U گرانی ویژه
byelaw U قانون ویژه
proper value U ویژه مقدار
characteristic root U ویژه مقدار
characteristic number U ویژه مقدار
characteristic function U ویژه تابع
extraordinary meeting U نشست ویژه
special session U نشست ویژه
cariologist U ویژه گر قلب
bylaw U قانون ویژه
special character U دخشه ویژه
prerogatived U دارای حق ویژه
special deposits U سپردههای ویژه
special drawing right U حق برداشت ویژه
preceptorial U ویژه اموزگاری
special drawing rights U حق برداشت ویژه
special duty U کار ویژه
special party U گروه ویژه
special passport U پاسپورت ویژه
special symbol U نماد ویژه
special case U مورد ویژه
special agreement U قرارداد ویژه
resistivity U مقاومت ویژه
relative density U گرانی ویژه
regiospecific U جهت ویژه
quantum state U ویژه حالت
proper volume U ویژه حجم
self weight U ویژه وزن
singular matrix U ماتریش ویژه
proper function U ویژه تابع
singular matrix U ماتریس ویژه
penologist U ویژه گر کیفرشناسی
special verdict U تصمیم ویژه
particular lien U حق حبس ویژه
labeled cargo U کالای ویژه
kink U ویژه گی فرریز
indicium U نشانه ویژه
specific heat U دمای ویژه
specific humidity U رطوبت ویژه
habiliments U جامه ویژه
monkish U ویژه راهبان
specific lattice U شبکه ویژه
specific resistance U مقاومت ویژه
lachrymal U ویژه اشک
lacrimal U ویژه اشک
species specific U نوع- ویژه
specific cost U هزینه ویژه
special bastard U حرامزاده ویژه
specific donor U دهنده ویژه
specific drawdown U افت ویژه
net profit U سود ویژه
specific heat U گرمای ویژه
monocular U ویژه یک چشم
life guard U هنگ ویژه
gastronomist U ویژه گرخوراک
specific gravities U گرانی ویژه
stall U لژ جایگاه ویژه
monograph U ویژه نگاشت
speciality U ویژه گری
monographs U ویژه نگاشت
nutritionist U ویژه گر تغذیه
nutritionists U ویژه گر تغذیه
juvenile U ویژه نو جوانان
juveniles U ویژه نو جوانان
expert U ویژه کار
version U شرح ویژه
versions U شرح ویژه
zoologist U ویژه گرجانورشناسی
specialist U ویژه کار
specialists U ویژه کار
morbid U ویژه ناخوشی
neurologist U ویژه گر اعصاب
specialities U ویژه گری
specialization U ویژه گری
prerogatives U دارای حق ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com