Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
side boy
U
گارد احترام میز پاس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
guard of honor
U
گارد احترام
officer of the guard
U
افسر گارد احترام
pipe the side
U
تجمع گارد احترام
pipe the side
U
فرمان تجمع گارد احترام
Other Matches
horse guards
U
گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
lifeguard
U
گارد
guard
U
گارد
life guard
U
گارد
guarding
U
گارد
guards
U
گارد
lifeguards
U
گارد
kamae
U
گارد
mounting
U
گارد
gamae
U
گارد
backcourtman
U
گارد
coast guard
U
گارد کرانه
color guard
U
گارد پرچم
on guard
U
بحالت گارد
on guard
U
گارد گرفتن
escort of the color
U
گارد پرچم
en garde
U
گارد گرفتن
waki kamae
U
گارد مبارز
itc avant garde
U
اوانت گارد ای تی سی
open guard
U
گارد باز
coastguards
U
گارد ساحلی
coastguard
U
گارد ساحلی
flag guard
U
گارد پرچم
fencing position
U
گارد شمشیرباز
escort of the standard
U
گارد پرچم
armed guard
U
گارد مسلح
national guard
U
گارد ملی
escort guard
U
گارد محافظ
point guard
U
موقعیت گارد
guarding
U
محافظ گارد
praetorian guard
U
گارد ویژه
seaman guard
U
گارد دریایی
guards
U
محافظ گارد
guard
U
محافظ گارد
lifeguards
U
گارد نجات دریایی
lifeguard
U
گارد نجات دریایی
escort of the standard
U
گارد محافظ پرچم
escort of the color
U
گارد محافظ پرچم
coast guard officer
U
افسر گارد کرانه
storm trooper
U
گارد حمله المان نازی
swings
U
ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
army national guard
U
گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
swing
U
ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
yeoman of the guard
U
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
rear takedown with outside leg tackle
U
گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
preatorian
U
وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
foiling
U
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled
U
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil
U
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils
U
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
respectability
U
احترام
ennoblement
U
احترام
respectfulness
U
احترام
disrespectable
U
بی احترام
regard
U
احترام
regarded
U
احترام
regards
U
احترام
greeting
U
احترام
greetings
U
احترام
honor
U
احترام
honourableness
U
احترام
tributes
U
احترام
tribute
U
احترام
reverently
U
با احترام
obeisances
U
احترام
obeisance
U
احترام
revere
U
احترام
revering
U
احترام
revered
U
احترام
reveres
U
احترام
reverence
U
احترام
curtsy
U
احترام
curtsies
U
احترام
worshipless
U
بی احترام
curtsied
U
احترام
curtseying
U
احترام
curtsey
U
احترام
reverentially
U
با احترام
curtsying
U
احترام
to look up
U
احترام گذرادن
venerableness
U
احترام ارجمندی
to hold in respect
U
احترام گزاردن به
to hold in respect
U
احترام کردن
hold in respect
U
احترام گذاشتن به
in deference to
U
به پاس احترام
worshipful
U
شایسته احترام
venerability
U
احترام ارجمندی
piping the side
U
احترام با سوت
honor
U
احترام کردن به
to the color
U
شیپور احترام
hand salute
U
احترام با دست
venerator
U
احترام کننده
self respect
U
احترام بخود
As a mark of respect ( esteem) .
U
بعلامت احترام
self esteem
U
احترام بنفس
deference
U
تمکین احترام
reverence
U
احترام گذاردن
honored
U
احترام کردن به
honoring
U
احترام کردن به
honors
U
احترام کردن به
honour
U
احترام کردن به
honoured
U
احترام کردن به
honouring
U
احترام کردن به
deferential
U
از روی احترام
homage
U
ادای احترام
greeting
U
احترام کننده
greetings
U
احترام کننده
respectable
U
قابل احترام
respectful
U
پر احترام ابرومند
irrespective
U
احترام نگذار
veneration
U
احترام نیایش
salute
U
احترام گذاشتن
honours
U
احترام کردن به
respect
U
مراجعه احترام
salutes
U
احترام گذاشتن
saluting
U
احترام گذاشتن
saluting
U
احترام نظامی
salutes
U
احترام نظامی
saluted
U
احترام گذاشتن
saluted
U
احترام نظامی
look up to
<idiom>
U
احترام گذاشتن به
salute
U
احترام نظامی
respect
U
احترام گذاشتن به
respects
U
مراجعه احترام
respects
U
احترام گذاشتن به
irreverence
U
عدم احترام
to the color
U
شیپور احترام پرچم
to do homage
U
ادای احترام کردن
to pay homage
U
ادای احترام کردن
In deference to public opinion.
U
به احترام افکار عمومی
esteemed
U
فرد مورد احترام
respect
[for somebody or something]
U
احترام
[به کسی یا چیزی]
to render homage
U
ادای احترام کردن
to do make or pay obeisance to
U
بکسی احترام گزاردن
revering
U
احترام گذارندن حرمت
venerate
U
ستایش و احترام کردن
violate
U
هتک احترام کردن
violated
U
هتک احترام کردن
violates
U
هتک احترام کردن
venerated
U
ستایش و احترام کردن
venerates
U
ستایش و احترام کردن
venerating
U
ستایش و احترام کردن
respect
U
احترام محترم شمردن
respects
U
احترام محترم شمردن
honorable
U
لایق احترام شرافتمندانه
interment flag
U
پرچم احترام شهدا
reveres
U
احترام گذارندن حرمت
venerable
U
قابل احترام ارجمند
respectfulness
U
رعایت احترام وادب
estimably
U
بطور قابل احترام
revere
U
احترام گذارندن حرمت
national salute
U
احترام به پرچم ملی
revered
U
احترام گذارندن حرمت
defers
U
تسلیم شدن احترام گذاردن
to render homage to somebody
U
به کسی ادای احترام کردن
to pay homage to somebody
U
به کسی ادای احترام کردن
to do homage to somebody
U
به کسی ادای احترام کردن
a person of high standing
U
آدمی بالا مقام
[پر احترام]
defer
U
تسلیم شدن احترام گذاردن
deferring
U
تسلیم شدن احترام گذاردن
irreverend
U
ناشایسته برای احترام گذاری
stand in awe of
<idiom>
U
احترام قائل شدن برای
time honored
U
مورد احترام بعلت قدمت
side honors
U
مراسم ادای احترام در میزپاس
Ferdowsi is held in the greatest respect.
U
فردوسی مورد احترام فراوان است
You must have respect for your promises.
U
باید بقول خودتان احترام بگذارید
national salute
U
شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
One must uphold ones dignity.
U
احترام هر کسی دست خودش است
to hold somebody in esteem
U
برای کسی احترام قائل شدن
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
escort
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts
U
محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
gun salute
U
سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
minute gun
U
توپی که به فواصل معین به احترام مرگ کسی شلیک میکند
complimentary mourning
U
جامه ماتم که کسی برای احترام بمردهای که بااوخویشی ندارد بپوشد
attention to port
U
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
salvoes
U
شلیک توپ برای ادای احترام توپ سلام
salvo
U
شلیک توپ برای ادای احترام توپ سلام
to hold somebody in respect
[to hold somebody in high regard ]
U
کسی را محترم داشتن
[احترام گذاشتن به کسی]
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
unesco (= united nations educational
U
ه افزایش احترام ملل نسبت به عدالت و حکومت قانون وحقوق انسانی و ازادیهای اساسی انچنان که موردتصویب منشور ملل متحد است بشود
rifle salute
U
احترام با تفنگ سلام با تفنگ
color salute
U
سلام پرچم احترام به پرچم
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
saluting
U
احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
saluted
U
احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
salute
U
احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
salutes
U
احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com