English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shipshank U کوتاه کردن طولی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cross member U عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
axial route U مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
fakes U جمع کردن طولی
fake U جمع کردن طولی
faked U جمع کردن طولی
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
shortens U کوتاه تر کردن
detruncate U کوتاه کردن
shear U کوتاه کردن
formulate U کوتاه کردن
clipping U کوتاه کردن
formulates U کوتاه کردن
formulating U کوتاه کردن
correption U کوتاه کردن
abridge U کوتاه کردن
stags U کوتاه کردن
curtailing U کوتاه کردن
shortens U کوتاه کردن
razee U کوتاه کردن
shortening in U کوتاه کردن
to cut short U کوتاه کردن
curtailed U کوتاه کردن
shorten U کوتاه کردن
shorten U کوتاه تر کردن
shortened U کوتاه کردن
shortened U کوتاه تر کردن
cut off U کوتاه کردن
to look in U کوتاه کردن
shorter U کوتاه کردن
shortest U کوتاه کردن
truncating U کوتاه کردن
truncates U کوتاه کردن
abbreviating U کوتاه کردن
curtails U کوتاه کردن
truncate U کوتاه کردن
reef U کوتاه کردن
reefs U کوتاه کردن
abbreviates U کوتاه کردن
abbreviate U کوتاه کردن
truncated U کوتاه کردن
curtail U کوتاه کردن
stag U کوتاه کردن
short U کوتاه کردن
formulated U کوتاه کردن
shorten in cable U کوتاه کردن زنجیر
foreshorten U کوتاه نمودار کردن
truncation error U خطای کوتاه کردن
foreshortens U کوتاه نمودار کردن
poodles U پشم کوتاه کردن
foreshortened U کوتاه نمودار کردن
heave short U کوتاه کردن زنجیر
to rub through or along U سخت کوتاه کردن
docks U بریدن کوتاه کردن
syncopate U از میان کوتاه کردن
docked U بریدن کوتاه کردن
dock U بریدن کوتاه کردن
to make a long story short <idiom> قصه را کوتاه کردن
chain shortening U کوتاه کردن زنجیری
poodle U پشم کوتاه کردن
clipping U عمل کوتاه کردن
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
clips U پشم چینی کوتاه کردن
clippings U پشم چینی کوتاه کردن
clip U پشم چینی کوتاه کردن
for brevity's sake U از بهر کوتاه کردن مطلب
briefer U کوتاه کردن اگاهی دادن
to bob one's head U کوتاه کردن موی سر کسی
briefed U کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest U کوتاه کردن اگاهی دادن
brief U کوتاه کردن اگاهی دادن
clipped U پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access. U دست کسی را کوتاه کردن
short ball U شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
truncation U خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
vocoder U وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
zero U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
linearly U طولی
linear U طولی
it will not take long U طولی
vertical curve U خم طولی
longitudinal U طولی
change of leg U وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
cut off saw U اره طولی بر
abscissa U محور طولی
longitudinal section U برش طولی
longitudinal section U نیمرخ طولی
longitudinal sleeper U تراورس طولی
longitudinal stability U پایداری طولی
longitudinal stress U تنش طولی
longitudinal studies U بررسیهای طولی
ground timber U تیر طولی
longitudinal turning U تراشکاری طولی
longitudinal girder U تیر طولی
longitudinal seam U بخیه طولی
linear measure U مقیاس طولی
longitudinal compression U فشار طولی
longitudinal groove U شیار طولی
longitudinal joint U درز طولی
strike joint U شکستگی طولی
longitudinal axis U محور طولی
longitudinal acceleration U شتاب طولی
longeron U ستون طولی
longitudinal reinforcement U ارماتور طولی
longitudinal profile U پروفیل طولی
longitudinal reinforcement U فولادگذاری طولی
longitudinal screed U شمشه طولی
longitudinal seam U درز طولی
linearity U حالت طولی
linear metre U متر طولی
longitudinal valley U دره طولی
longitudinal wave U موج طولی
soon a U طولی نکشیدکه
longitudinal U دنده طولی
eftsoon U طولی نکشیدکه
aisle U گذرگاه طولی
profiling U برش طولی
profiled U برش طولی
profile U برش طولی
axis U محور طولی
axis U خط طولی یا عرضی
profiles U برش طولی
axial road U جاده طولی
thrust bearing U یاطاقان طولی
easting U مختصات طولی
variables U رکورد با هر طولی
cut to length U طولی بریدن
variable U رکورد با هر طولی
longitudinal section U برش طولی
longitudinal screed U شمشه طولی
longitudinal welding U جوشکاری طولی
x scale U مقیاس طولی عکس
end play U بازی طولی محور
stayed U بکسل طولی ناو
longitudinal redundancy check U مقابله افزونگی طولی
angular contact thrust ball bearing U بلبرینگ طولی محوری
longitudinal shearing stress U تنش برشی طولی
longitudinal U دندههای طولی موتور
cut to length U بصورت طولی بریدن
canaliculate U دارای پیچهای طولی
advancing U پیشرفت طولی ناو
advance U پیشرفت طولی ناو
soon U قریبا طولی نکشید
soonest U قریبا طولی نکشید
advances U پیشرفت طولی ناو
stay U بکسل طولی ناو
summit U قله در نیمرخ طولی
formed hole U سوراخ درمقطع طولی
linearize U بصورت طولی دراوردن
anchor at short stay U لنگر طولی عمودی
axial mining U مین گذاری طولی
ball thrust bearing U یاطاقان طولی ساچمهای
vertical curve U منحنی در نیمرخ طولی
longitudinal girder U شاه تیر طولی
summits U قله در نیمرخ طولی
form grind U سنگ زدن در مقطع طولی
abeam U امتداد عمود برمحور طولی
long service line U خط طولی زمین در بازی دونفره
fake down U چیدن طناب به طور طولی
axial road U جاده طولی منطقه مواصلات
longitudinal reinforcement U [فولاد گزاری طولی در بتن]
vittate U دارای راه راههای طولی
chopped U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chop U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
rolls U دوران حول محور طولی غلطش
lrc U Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rolled U دوران حول محور طولی غلطش
invariance U عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
vertical beam U چوب [میله] طولی دار [قالی]
trajectories U قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
trajectory U قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
roll U دوران حول محور طولی غلطش
ripsaw U اره مخصوص برش طولی چوب
invariability U عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
bank U دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
it wasdone in no time U انجام این کار چندان طولی نکشید
tack U گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacked U گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking U گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacks U گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
banks U دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
expansion bearing U تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
pitch altitude U زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
included angle U زاویه بین محور طولی یک جسم و بردار جریان هوا
wing heavy U تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
braking length U طول پارگی نخ [طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
stirrup U میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
stirrups U میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
critical angle of attack U زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
lubber line U خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com