English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
heave short U کوتاه کردن زنجیر
shorten in cable U کوتاه کردن زنجیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
catenary U شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
sprocket U قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
enchain U زنجیر کردن
enfetter U زنجیر کردن
keckle U زنجیر پیچ کردن
enfetter U گرفتارغل و زنجیر کردن
unshackle U از زنجیر ازاد کردن
unchain U از زنجیر و بندرها کردن
catenate U چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
correption U کوتاه کردن
formulating U کوتاه کردن
formulates U کوتاه کردن
to cut short U کوتاه کردن
formulated U کوتاه کردن
reef U کوتاه کردن
detruncate U کوتاه کردن
shear U کوتاه کردن
abbreviating U کوتاه کردن
abbreviates U کوتاه کردن
truncating U کوتاه کردن
cut off U کوتاه کردن
truncates U کوتاه کردن
stag U کوتاه کردن
truncated U کوتاه کردن
abbreviate U کوتاه کردن
clipping U کوتاه کردن
short U کوتاه کردن
curtail U کوتاه کردن
shortest U کوتاه کردن
to look in U کوتاه کردن
shortening in U کوتاه کردن
shortened U کوتاه تر کردن
shortens U کوتاه تر کردن
abridge U کوتاه کردن
shortens U کوتاه کردن
shortened U کوتاه کردن
shorten U کوتاه تر کردن
razee U کوتاه کردن
shorten U کوتاه کردن
shorter U کوتاه کردن
curtailed U کوتاه کردن
reefs U کوتاه کردن
formulate U کوتاه کردن
curtails U کوتاه کردن
truncate U کوتاه کردن
curtailing U کوتاه کردن
stags U کوتاه کردن
poodles U پشم کوتاه کردن
clipping U عمل کوتاه کردن
syncopate U از میان کوتاه کردن
docked U بریدن کوتاه کردن
docks U بریدن کوتاه کردن
poodle U پشم کوتاه کردن
to rub through or along U سخت کوتاه کردن
foreshortened U کوتاه نمودار کردن
to make a long story short <idiom> قصه را کوتاه کردن
dock U بریدن کوتاه کردن
foreshorten U کوتاه نمودار کردن
foreshortens U کوتاه نمودار کردن
truncation error U خطای کوتاه کردن
chain shortening U کوتاه کردن زنجیری
shipshank U کوتاه کردن طولی
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
clippings U پشم چینی کوتاه کردن
clip U پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access. U دست کسی را کوتاه کردن
brief U کوتاه کردن اگاهی دادن
clips U پشم چینی کوتاه کردن
briefer U کوتاه کردن اگاهی دادن
for brevity's sake U از بهر کوتاه کردن مطلب
briefed U کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest U کوتاه کردن اگاهی دادن
to bob one's head U کوتاه کردن موی سر کسی
clipped U پشم چینی کوتاه کردن
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
truncation U خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
short ball U شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
zero U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
vocoder U وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
zeroes U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg U وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
line of skirmishers U خط زنجیر
chains U زنجیر
slinging U زنجیر
slings U زنجیر
chains U :زنجیر
curbs U زنجیر
chain زنجیر
curbing U زنجیر
manacling U زنجیر
curbed U زنجیر
curb U زنجیر
manacles U زنجیر
sling U زنجیر
chain U زنجیر
manacle U زنجیر
barrel U زنجیر
toll bar U زنجیر
fettering U زنجیر
fettered U زنجیر
fetters U زنجیر
fetter U زنجیر
catena U زنجیر
bond U زنجیر
chainless U بی زنجیر
gyve U غل و زنجیر پا
manacled U زنجیر
barrels U زنجیر
linkwork U زنجیر
chain gang U هم زنجیر
chopped U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chop U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
link U زنجیر قلاب
chain U زنجیر مساحی
closed chain U زنجیر حلقهای
band chain U زنجیر مساحی
tier U زنجیر لنگر
linkages U حلقههای زنجیر
link U حلقه زنجیر
tows U زنجیر یدک کش
line of skirmishers U حمله به خط زنجیر
tire chain U زنجیر یخ شکن
elevating chain U زنجیر بالابر
hoisting chain U زنجیر بالابر
tiers U زنجیر لنگر
grow U راه زنجیر
tow U زنجیر یدک کش
naval pipe U مجرای زنجیر
grows U راه زنجیر
chain wheel U چرخ زنجیر
cable holder U دوار زنجیر
tire chain U زنجیر چرخ
chain pulley U قرقره زنجیر
chain sprocket U چرخ زنجیر
chain track U مسیر زنجیر
fob U زنجیر ساعت
chain grab U زنجیر گیر
creeper track U زنجیر خزشی
chainlet U زنجیر کوچک
chain cable U زنجیر لنگر
daughter chain U زنجیر نوزاد
chain hook U هوک زنجیر
chain locker U انبار زنجیر
chain locker U چاله زنجیر
joining shackle U بخوی زنجیر
chain pipe U لوله زنجیر
lugless joining shackle U بخوی زنجیر
chain case U جعبه زنجیر
daughter chain U زنجیر فرعی
crane chain U زنجیر جرثقیل
carrick bend U گره زنجیر
link chain U زنجیر اتصال
link chain U زنجیر رابط
skid chain U زنجیر چرخ
idler pulley U قرقره زنجیر
side chain U زنجیر جانبی
chains U زنجیر مساحی
sprocket wheel U چرخ زنجیر
cable locker U چاه زنجیر
bridling U زنجیر مهار
load chain U زنجیر بار
markov chain U زنجیر مارکوف
sprocket U تاج زنجیر
sprocket U چرخ زنجیر
sprocket U دنده زنجیر
bridle U زنجیر مهار
bridled U زنجیر مهار
bridles U زنجیر مهار
measuring chain U زنجیر مساحی
surveyor's chain U زنجیر مساحی
band U بند و زنجیر
parent chain U زنجیر مادر
full tracked U تمام زنجیر
parent chain U زنجیر اصلی
print chain U زنجیر چاپ
funiculars U زنجیر نیروها
windlass U دوار زنجیر
windlasses U دوار زنجیر
funicular U زنجیر نیروها
bands U بند و زنجیر
linkage U حلقههای زنجیر
endless chain U زنجیر مدور
block and tackle U قرقره و زنجیر
grab chain U زنجیر قلاب دار
ground tackle U زنجیر لنگر و متعلقات ان
heteroatomic chain U زنجیر ناجور اتمی
vehicle chain U زنجیر وسیله نقلیه
homoatomic chain U زنجیر جور اتم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com