Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
down
U
کوتاه
dumpy
U
کوتاه
dwarfish
U
کوتاه
short
U
کوتاه
shorter
U
کوتاه
shortest
U
کوتاه
concise
U
کوتاه
little
U
کوتاه
stunt
U
کوتاه
stunting
U
کوتاه
stunts
U
کوتاه
stockier
U
کوتاه
stockiest
U
کوتاه
stocky
U
کوتاه
low
U
کوتاه
pigmies
U
کوتاه
pygmies
U
کوتاه
pygmy
U
کوتاه
miniature
U
کوتاه
miniatures
U
کوتاه
succinct
U
کوتاه
bas relif
U
کوتاه
curtal
U
کوتاه
of short duration
U
کوتاه
pigmy
U
کوتاه
synoptic
U
کوتاه
concise
<adj.>
U
کوتاه
curt
<adj.>
U
کوتاه
fleeting
<adj.>
U
کوتاه
short
<adj.>
U
کوتاه
succinct
<adj.>
U
کوتاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
shorthorn
U
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step
U
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter
U
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
puny
U
قد کوتاه
liliputian
U
قد کوتاه
pigmy
U
قد کوتاه
scut
U
دم کوتاه
pygmy
U
قد کوتاه
pygmies
U
قد کوتاه
pigmies
U
قد کوتاه
formulated
U
کوتاه کردن
shortened
U
کوتاه کردن
abbreviates
U
کوتاه کردن
abbreviating
U
کوتاه کردن
shortens
U
کوتاه کردن
formulates
U
کوتاه کردن
shorten
U
کوتاه کردن
shortens
U
کوتاه تر کردن
scutter
U
دو باگامهای کوتاه
briefer
U
کوتاه مختصر
short blast
U
بوق کوتاه
shuffle
U
گام کوتاه
briefed
U
کوتاه مختصر
lie-down
U
استراحت کوتاه
briefest
U
کوتاه مختصر
razee
U
کوتاه کردن
formulate
U
کوتاه کردن
shortened
U
کوتاه تر کردن
brief
U
کوتاه مختصر
abbreviate
U
کوتاه کردن
paddles
U
پاروی کوتاه
paddled
U
پاروی کوتاه
paddle
U
پاروی کوتاه
short-lived
U
کوتاه مدت
short lived
U
کوتاه مدت
short-range
U
کوتاه مدت
short range
U
کوتاه مدت
truncheons
U
چماق کوتاه
truncheon
U
چماق کوتاه
short return
U
برگشت کوتاه
anecdotes
U
قصهء کوتاه
anecdote
U
قصهء کوتاه
short run
U
مدت کوتاه
paddling
U
پاروی کوتاه
hare sighted
U
کوتاه بین
transient
U
فانی کوتاه
short blast
U
سوت کوتاه
short brittle
U
شکننده- کوتاه
short burst
U
رگبار کوتاه
short circuit
U
اتصال کوتاه
catnaps
U
چرت کوتاه
catnapping
U
چرت کوتاه
catnapped
U
چرت کوتاه
catnap
U
چرت کوتاه
shuffled
U
گام کوتاه
short drop
U
دراپ کوتاه
short precision
U
دقت کوتاه
shuffles
U
گام کوتاه
shuffling
U
گام کوتاه
transients
U
فانی کوتاه
short period
U
دوره کوتاه
shorten
U
کوتاه تر کردن
idylls
U
قصیده کوتاه
low
U
کوتاه دون
short-wave
U
موج کوتاه
line to line fault
U
اتصال کوتاه خط به خط
aphorisms
U
سخن کوتاه
aphorism
U
سخن کوتاه
lop sided
U
کوتاه و بلند
low frequency wave
U
موج کوتاه
mackinaw
U
کت کوتاه و سنگین
manakin
U
ادم کوتاه قد
bas-reliefs
U
برجسته کوتاه
bas-relief
U
برجسته کوتاه
bas relief
U
برجسته کوتاه
manikin
U
ادم کوتاه قد
short haul
U
خط سیر کوتاه
short-haul
U
خط سیر کوتاه
morello
U
گیلاس دم کوتاه
let us be brief
U
کوتاه کنیم
abbreviated
U
کوتاه شده
knurly
U
کوتاه قد کوتوله
idylls
U
چکامه کوتاه
idyll
U
قصیده کوتاه
idyll
U
چکامه کوتاه
idyl
U
چکامه کوتاه
intrim
U
کوتاه مدت
short wave
U
موج کوتاه
curt
U
کوتاه ومختصر
pygmy
U
ادم کوتاه قد
pygmies
U
ادم کوتاه قد
pigmies
U
ادم کوتاه قد
idyl
U
قصیده کوتاه
poops
U
صدای کوتاه
poop
U
صدای کوتاه
shortening
U
کوتاه شدگی
jog trot
U
یورتمه کوتاه
narrow minded
U
کوتاه نظر
novelet
U
داستان کوتاه
novella
U
رمان کوتاه
truncated
U
کوتاه کردن
truncate
U
کوتاه کردن
short-circuits
U
اتصال کوتاه
hide bound
U
کوتاه فکر
curtails
U
کوتاه کردن
curtailing
U
کوتاه کردن
curtailed
U
کوتاه کردن
curtail
U
کوتاه کردن
stags
U
کوتاه کردن
stag
U
کوتاه کردن
lie down
U
استراحت کوتاه
one track
U
کوتاه فکر
short-circuit
U
اتصال کوتاه
piaffer
U
یورتمه کوتاه
scurrying
U
مسابقه کوتاه
scurry
U
مسابقه کوتاه
scurries
U
مسابقه کوتاه
scurried
U
مسابقه کوتاه
clipping
U
کوتاه کردن
playlet
U
نمایش کوتاه
truncating
U
کوتاه کردن
formulating
U
کوتاه کردن
cutty sark
U
دامن کوتاه
correption
U
کوتاه کردن
brief description
U
شرح کوتاه
stumps
U
خپله کوتاه قد
stumping
U
خپله کوتاه قد
stumped
U
خپله کوتاه قد
stump
U
خپله کوتاه قد
corner-brace
U
حایل کوتاه
conte
U
داستان کوتاه
short-term
U
کوتاه مدت
spaces
U
زمان کوتاه
space
U
زمان کوتاه
spud
U
چاقوی کوتاه
spuds
U
چاقوی کوتاه
short-list
U
فهرست کوتاه
short-listed
U
فهرست کوتاه
short-listing
U
فهرست کوتاه
short-lists
U
فهرست کوتاه
tutu
U
دامن کوتاه
tutus
U
دامن کوتاه
britches
U
شلوار کوتاه
To back down .
U
کوتاه آمدن
drop in
<idiom>
U
دیدار کوتاه
bunny hop
U
پرش کوتاه
by pass
U
اتصال کوتاه
chopped
U
گام کوتاه
chop
U
گام کوتاه
in the short run
U
در کوتاه مدت
stumpy
U
کوتاه وپهن
canters
U
چهارنعل کوتاه
cantering
U
چهارنعل کوتاه
racked
U
چهارنعل کوتاه
rack
U
چهارنعل کوتاه
pops
U
پاس کوتاه
popped
U
پاس کوتاه
pop
U
پاس کوتاه
mezzanines
U
اشکوب کوتاه
mezzanine
U
اشکوب کوتاه
briefly
<adv.>
U
بصورت کوتاه
compendiously
<adv.>
U
بصورت کوتاه
racks
U
چهارنعل کوتاه
wracked
U
چهارنعل کوتاه
cantered
U
چهارنعل کوتاه
canter
U
چهارنعل کوتاه
dwarf gallery
U
دالان کوتاه
coatee
U
دامن کوتاه
chiton
U
قبای کوتاه
chitchat
U
صحبت کوتاه
chip shot
U
ضربه کوتاه
simply stated
U
به بیان کوتاه
chit-chat
U
صحبت کوتاه
chit chat
U
صحبت کوتاه
wracks
U
چهارنعل کوتاه
curtly
<adv.>
U
بصورت کوتاه
mini-skirts
U
دامن کوتاه
half timber
U
الوار کوتاه
reef
U
کوتاه کردن
gnomical
U
کوتاه لب نویس
unabridged
U
کوتاه نشده
truncates
U
کوتاه کردن
fubsy
U
کوتاه وکلفت
shortening in
U
کوتاه کردن
abridge
U
کوتاه کردن
hidebound
U
کوتاه فکر
shortwave
U
موج کوتاه
punches
U
کوتاه قطور
punched
U
کوتاه قطور
punch
U
کوتاه قطور
spontoon
U
نیزه کوتاه
an incomprehensive report
U
گزارش کوتاه
escopette
U
قرابینه کوتاه
steep taper
U
مخروط کوتاه
reefs
U
کوتاه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com