English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
peg out U کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trenail U میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail U میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
to stamp [your foot] U پا به زمین کوبیدن
to stamp the ground U با پا روی زمین کوبیدن
boards U برگشت توپ از تخته بسکتبال دیوار چوبی دور زمین
land U زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
disembarkation U به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain U از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
overhauled U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
interim overhaul U پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
ninepins U یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
stake U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
mauled U کوبیدن خرد کردن
smite U ذلیل کردن کوبیدن
smites U ذلیل کردن کوبیدن
smiting U ذلیل کردن کوبیدن
fustigate U کوبیدن انتقاد کردن
drive U سواری کردن کوبیدن
mauling U کوبیدن خرد کردن
drives U سواری کردن کوبیدن
mauls U کوبیدن خرد کردن
maul U کوبیدن خرد کردن
pash U بازور پرتاب کردن کوبیدن
to stamp the snow off your boots U با کوبیدن پا برف را از چکمه ها پاک کردن
squash U کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashing U کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashes U کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashed U کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
noggin U سطل چوبی لیوان چوبی
naggin U سطل چوبی لیوان چوبی
noggins U سطل چوبی لیوان چوبی
swingle U الت برای کوبیدن وپاک کردن لیفههای بذرک
grenadier U سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
appel U پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
secondary landing U منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
transit area U منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
roll up U پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
disassembly order U دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
overhauled U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling U سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
dismantles U پیاده کردن
disembarks U پیاده کردن
dismantle U پیاده کردن
disembarking U پیاده کردن
unset U پیاده کردن
dismantling U پیاده کردن
dismantled U پیاده کردن
set down U پیاده کردن
disassemble U پیاده کردن
disembarked U پیاده کردن
dismounts U پیاده کردن
take down U پیاده کردن
dismounting U پیاده کردن
dismantlement U پیاده کردن
demodulation U پیاده کردن
dismount U پیاده کردن
disembark U پیاده کردن
pedestrianizes U پیاده روی کردن
dismantling U پیاده کردن موتور
pedestrianises U پیاده روی کردن
setting out U پیاده کردن مسیر
dismantle U پیاده کردن موتور
dismounts U پیاده کردن یا شدن
dismantled U پیاده کردن موتور
dismantles U پیاده کردن موتور
dismount U پیاده کردن یا شدن
pedestrianising U پیاده روی کردن
pedestrianize U پیاده روی کردن
dismounting U پیاده کردن یا شدن
pedestrianizing U پیاده روی کردن
pedestrianized U پیاده روی کردن
setting out U پیاده کردن نقشه
To implement a project. U طرحی را پیاده کردن
staking U پیاده کردن مسیر
pad U پیاده سفر کردن
dosmount command U فرمان پیاده کردن
pedestrianised U پیاده روی کردن
pads U پیاده سفر کردن
disassembly U پیاده کردن موتور
mops U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopping U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopped U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
walk U گردش کردن پیاده رفتن
dismantled U پیاده کردن قطعات مونتاژ
walked U گردش کردن پیاده رفتن
dismantles U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismounting U پیاده کردن قطعات و وسایل
removable U قابل سوار و پیاده کردن
dismount U پیاده کردن قطعات و وسایل
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
walks U گردش کردن پیاده رفتن
disassembly order U روش پیاده کردن وسیله
dismounts U پیاده کردن قطعات و وسایل
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
dismantle U پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
debarkation U تخلیه پیاده کردن یکانها یاتجهیزات
disassemble U پیاده کردن موتور اتومبیل جداکردن
terminal U محل پیاده وسوار کردن بارها
terminals U محل پیاده وسوار کردن بارها
removal U از بین بردن برداشتن پیاده کردن
swob U چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
landing group U گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
administrative landing U پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
ramp U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
air landing U پیاده شدن از راه هوا هوانشست کردن
tramp U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
tramped U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
tramps U باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
ramps U محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
take to pieces U پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
cannibalising U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized U پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
doctrine U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
transfer loader U دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
doctrines U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
shed stick U چوب هاف [چوبی است نازک تر از کوجی که برای جدا کردن تارها در موقع عبور دادن پود بکار می رود.]
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
shingle U توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
thrashed U کوبیدن
grind U کوبیدن
peen U کوبیدن
thrash U کوبیدن
forge U کوبیدن
forges U کوبیدن
ram U کوبیدن
grinds U کوبیدن
rams U کوبیدن
rammed U کوبیدن
bruising U کوبیدن
bruises U کوبیدن
stubbed U کوبیدن
to stomp U با پا کوبیدن
stubbing U کوبیدن
stubs U کوبیدن
pummels U کوبیدن
pummelling U کوبیدن
pummelled U کوبیدن
bruised U کوبیدن
pummeling U کوبیدن
pummeled U کوبیدن
pummel U کوبیدن
flail U کوبیدن
flailed U کوبیدن
flailing U کوبیدن
flails U کوبیدن
stub U کوبیدن
thrashes U کوبیدن
head knocking U کوبیدن سر
thresh U کوبیدن
head banging U کوبیدن سر
knocked U کوبیدن
bruise U کوبیدن
threshed U کوبیدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com