English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
supergalaxy U کهکشان بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
galactic noise U تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
barred spiral galaxy U کهکشان مارپیچی مسدود کهکشان مارپیچی میله دار
the milky way U کهکشان
galaxies U کهکشان
galaxy U کهکشان
Milky Way U کهکشان
vexatious lactea U کهکشان
island universe U کهکشان
jacob's ladder U کهکشان
proto galaxy U کهکشان اولیه
irregular galaxy U کهکشان نامنتظم
Milky Way U راه کهکشان
metagalaxy U ماورای کهکشان
typical galaxy U کهکشان نمونه
spiral galaxy U کهکشان مارپیچی
galactic U وابسته به کهکشان
elliptical galaxy U کهکشان بیضوی
elliptical galaxy U کهکشان بیضی گون
milky way galaxy U کهکشان راه شیری
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
grossest U بزرگ
smallest U بزرگ نه
bulkiest U بزرگ
majuscular U بزرگ
gate U در بزرگ
gates U در بزرگ
magacephalic U بزرگ سر
extras U بزرگ
extra- U بزرگ
extra U بزرگ
grossing U بزرگ
vast U بزرگ
bulky U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
majuscule U بزرگ
nonus U بزرگ
small U بزرگ نه
voluminous U بزرگ
megapod U بزرگ پا
jumbos U بزرگ
eminent U بزرگ
majestic U بزرگ
massive U بزرگ
massively U بزرگ
greatest U بزرگ
great- U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
headman U بزرگ
headmen U بزرگ
immane U بزرگ
hugeous U بزرگ
king size U بزرگ
large sized U بزرگ
biggest U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
macro U بزرگ
long ton U تن بزرگ
bigger U بزرگ
big U بزرگ
jumbo U بزرگ
bulkier U بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
of a large size U بزرگ
large sized a U بزرگ
great U بزرگ
graves U بزرگ
majored U بزرگ
majoring U بزرگ
adult U بزرگ
egregious U بزرگ
extensive U بزرگ
swingeing U بزرگ
dignified U بزرگ
walloping U بزرگ
wallopings U بزرگ
decuman U بزرگ
major U بزرگ
vasty U بزرگ
adults U بزرگ
spankings U بزرگ
spanking U بزرگ
full bottomed U بزرگ
bandog U سگ بزرگ
high U بزرگ
gravest U بزرگ
highest U بزرگ
grave U بزرگ
highs U بزرگ
large U بزرگ
larger U بزرگ
stour U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
grosses U بزرگ
mighty U بزرگ
grosser U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
grossed U بزرگ
swith U بزرگ
enormous U بزرگ
largest U بزرگ
mightier U بزرگ
gross U بزرگ
propylon U در بزرگ
doyenne U زن بزرگ
smaller U بزرگ نه
mightiest U بزرگ
aggrandise U بزرگ کردن
a large car U یک اتومبیل بزرگ
archfiend U دیو بزرگ
grand father U پدر بزرگ
archenemy U دشمن بزرگ
platter U بشقاب بزرگ
archpriest U کشیش بزرگ
mausoleums U ارامگاه بزرگ
argosy U کشتی بزرگ
avous U پدر بزرگ
caldron U کتری بزرگ
big league U لیگ بزرگ
platters U بشقاب بزرگ
archbshop U اسقف بزرگ
mausoleum U ارامگاه بزرگ
arch fiend U دیو بزرگ
bronchocele U بزرگ شدگی
bonefire U اتش بزرگ
archduke U دوک بزرگ
arch enemy U دشمن بزرگ
big bang U انفجار بزرگ
antrum U غار بزرگ
aggrandize U بزرگ کردن
archduchess U دوشس بزرگ
aggrandise U بزرگ شدن
paterfamilias U بزرگ خانواده
magnification U بزرگ نمایی
magnifications U بزرگ نمایی
zoom U بزرگ کردن
zoomed U بزرگ کردن
zooms U بزرگ کردن
bass drum U طبل بزرگ
magnify U بزرگ کردن
distend U بزرگ کردن
distending U بزرگ کردن
distends U بزرگ کردن
billow U موج بزرگ اب
billowed U موج بزرگ اب
billowing U موج بزرگ اب
billows U موج بزرگ اب
bulldog U نوعی سگ بزرگ
bulldogs U نوعی سگ بزرگ
whacking U خیلی بزرگ
whackings U خیلی بزرگ
magnifies U بزرگ کردن
store U مغازه بزرگ
storing U مغازه بزرگ
swells U بزرگ شدن
swelled U بزرگ شدن
magnifying U بزرگ کردن
grandmother U مادر بزرگ
grandmothers U مادر بزرگ
dilate U بزرگ کردن
dilates U بزرگ کردن
dilating U بزرگ کردن
maximised U بزرگ کردن
maximises U بزرگ کردن
maximising U بزرگ کردن
maximize U بزرگ کردن
maximized U بزرگ کردن
maximizes U بزرگ کردن
maximizing U بزرگ کردن
swell U بزرگ شدن
bass fiddle U ویلن سل بزرگ
tankard U ابخوری بزرگ
heave U بزرگ کردن
heaved U بزرگ کردن
longbow U کمان بزرگ
longbows U کمان بزرگ
emporia U بازار بزرگ
emporium U بازار بزرگ
emporiums U بازار بزرگ
cataclysm U سیل بزرگ
cataclysms U سیل بزرگ
blundered U اشتباه بزرگ
blundering U اشتباه بزرگ
lumps U بزرگ شدن
lumped U بزرگ شدن
tankards U ابخوری بزرگ
hunk U تکه بزرگ
blunder U اشتباه بزرگ
grand U بزرگ مهم
grander U بزرگ مهم
grandest U بزرگ مهم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com