English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sequence checking U کنترل متوالی
sequence control U کنترل متوالی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
running fix U کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
continuously set vector U عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
succedaneous U متوالی
successive <adj.> U متوالی
continuous U متوالی
hand running U متوالی
consecutive <adj.> U متوالی
sequential <adj.> U متوالی
uninterrupted U متوالی
series U متوالی
successive U متوالی
sequential U پی در پی متوالی
sequential U متوالی
consecutive U متوالی
thudding U ضربههای متوالی
thuds U ضربههای متوالی
thudded U ضربههای متوالی
consecutive U پیاپی متوالی
continuous data U دادههای متوالی
bit stream U بیتهای متوالی
continuous error U خطای متوالی
thud U ضربههای متوالی
successive objective U هدفهای متوالی
doubled up U دواسترایک متوالی
successive intervals U فاصلههای متوالی
reel U متوالی پشت سر هم
reeled U متوالی پشت سر هم
reels U متوالی پشت سر هم
doubled U دواسترایک متوالی
Successive Approximation U تقریب متوالی
successive U متوالی مسلسل
double U دواسترایک متوالی
succedent U متاخر متوالی
reeling U متوالی پشت سر هم
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
days on end U چند روز متوالی
method of successive approximations U روش تقریبهای متوالی
pitapat U با ضربههای تند و متوالی
successive reproductions method U روش بازسازیهای متوالی
successive approximations method U روش تقریبهای متوالی
series resonant circuit U مدار رزنانس متوالی
garlands U نیم پیچهای متوالی
garland U نیم پیچهای متوالی
fusillade U شلیک متوالی تیرباران
subalternate U افسر جزء متوالی
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
KO U با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
continous U متصل متوالی بدون وقفه
downpour U فرو ریزی بارش متوالی
downpours U فرو ریزی بارش متوالی
coherent U مرتب و دارای نظم متوالی
KO's U با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
rat a tat tat U ضربات متوالی و تند زدن
the difference between the consecutive terms U اختلاف هر دو جمله متوالی [ریاضی]
state succession U تعویض دولتهابه طور متوالی
rat a tat U ضربات متوالی و تند زدن
rat-a-tat U ضربات متوالی و تند زدن
anaphora U تکرار یک یا چند عبارت متوالی
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
pit a pat U با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
rat-a-tat U صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
rat a tat U صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
surface interval U فاصله بین غواصهای متوالی از سطح اب
mid span U مرکزفاصله افقی بین دو پایه متوالی پل
rat a tat tat U صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
tamp U بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
meiosis U تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
data logging U ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
ctrl U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt U یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement U حکم کنترل دستور کنترل
control sheet U صفحه کنترل چارت کنترل
block plot U صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
collator U ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
controlled fragmentation U مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine U تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode U روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer U افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol U سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
continuous strip imagery U عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests U ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control U دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
opener U مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody U مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center U مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net U شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post U پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control U کنترل کردن اتش کنترل اتش
continuous processor U دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
periodic stock check U کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control U نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
check-up U کنترل
controlling U کنترل
rein U کنترل
minor control U کنترل کم
control code U کد کنترل
controls U کنترل
line control U کنترل خط
control U کنترل
check-ups U کنترل
data control U کنترل داده ها
control grid U توری کنترل
remote control U کنترل از دور
uncontrolled U کنترل نشده
manual control U کنترل دستی
control signal U علامت کنترل
control U کنترل بازبینی
controlled U کنترل شده
control U کنترل کردن
access control U کنترل دستیابی
minor control U کنترل ضعیف
accuracy control U کنترل دقت
control of resources U کنترل منابع
control mode U باب کنترل
bridles U کنترل کردن
frame U کنترل هایی
control grid U شبکه کنترل
cortical control U کنترل مغزی
damage control U کنترل خسارات
cpu U واحد کنترل
controls U کنترل کردن
controls U کنترل بازبینی
control key U کلید کنترل
material control U کنترل مواد
air control U کنترل هوایی
bridle U کنترل کردن
control memory U حافظه کنترل
control markings U علایم کنترل
control logic U منطق کنترل
control lever U اهرم کنترل
controlling U کنترل کردن
controlling U کنترل بازبینی
marketing audit U کنترل داخلی
bridling U کنترل کردن
bridled U کنترل کردن
cu U واحد کنترل
full command U کنترل کامل
control structure U ساخت کنترل
control surface U سطح کنترل
controllable U قابل کنترل
frequency control U کنترل فرکانس
frequency check U کنترل فرکانس
control system U سیستم کنترل
forms control U کنترل فرم ها
governing mode U روش کنترل
takeovers U اعمال کنترل
takeover U اعمال کنترل
control station U ایستگاه کنترل
ground control U کنترل زمینی
relay U یچ کنترل الکترومغناطیسی
check-up U کنترل کردن
check-ups U کنترل کردن
control store U انباره کنترل
grid control U کنترل شبکه
government control U کنترل دولتی
controllability U قابلیت کنترل
control unit U واحد کنترل
fly control U برج کنترل
ctrl U کلید کنترل
experimental control U کنترل ازمایشی
fire control U کنترل اتش
control wheel U صفحه کنترل
control word U کلمه کنترل
fighter control U کنترل شکاریها
field control U کنترل میدان
exchange control U کنترل ارزی
electronic control U کنترل الکترونیکی
error control U کنترل خطا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com