English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
manual control U کنترل دستی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
puck U یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks U یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
land arm mode U سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
manual lever control U کنترل اهرم دستی
rack control U نوعی کنترل پروازی غیر دستی
Other Matches
manual U دستور رزمی دستی سیستم دستی
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
craft revolving fund U حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
craft reimbursable supply U اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt U یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet U صفحه کنترل چارت کنترل
control statement U حکم کنترل دستور کنترل
block plot U صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
controlled fragmentation U مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine U تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
climb mode U روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer U افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
simple network management protocol U سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
handier U دستی
portable U دستی
bellows U دم دستی
handy U دستی
manual U دستی
three handed U سه دستی
hand made U دستی
hand held U دستی
left handedness U چپ دستی
single-handed U یک دستی
ready use U دم دستی
palmar U کف دستی
handmade U دستی
levorotation U چپ دستی
handiest U دستی
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
attache case U کیف دستی
manual controller U نافم دستی
bitstock U مته دستی
manual cutout U افتامات دستی
bungle U خام دستی
manual exchange U مرکز دستی
handbills U اگهی دستی
handcarts U چرخ دستی
handwork U دستی دستکاری
manual input U ورودی دستی
handicrafts U صنایع دستی
handlist U فهرست دستی
bungled U خام دستی
concertina U ارغنون دستی
manual operation U عمل دستی
handhold U گیره دستی
carpenter's clamp U پیچ دستی
handbell U زنگ دستی
manual operation U عملیات دستی
bull horn U بلندگوی دستی
manual labour U امضای دستی
handbill U اگهی دستی
inexperience U خام دستی
clumsiness U خام دستی
trial balloon <idiom> U یک دستی زدن
bungling U خام دستی
push cart U چرخ دستی
bungles U خام دستی
handwheel U چرخ دستی
hand wheel U چرخ دستی
handcarts U ارابه دستی
handicraft U کار دستی
gun U تلمبه دستی
submachinegun U مسلسل دستی
sideboards U میز دم دستی
guns U تلمبه دستی
handbag U کیف دستی
handbags U کیف دستی
tin snips U قیچی دستی
hang-gliding U گلایدر دستی
light fingers U چابک دستی
handicraft U هنر دستی
tommy gun U مسلسل دستی
handicraft U صنعت دستی
handicraft U پیشه دستی
handbooks U کتاب دستی
handbook U کتاب دستی
pushcarts U ارابه دستی
gimlet U مته دستی
gimlets U مته دستی
pushcart U ارابه دستی
sideboard U میز دم دستی
line hand U دستی که نخ را می کشد
sub-machine guns U تیربار دستی
egg beater همزن دستی
adeptly U زبر دستی
manual focusing knob U دکمهزوم دستی
concertinaing U ارغنون دستی
adeptness U زبر دستی
manual adjustment U تنطیم دستی
alggardness U کند دستی
sub-machine guns U مسلسل دستی
sub-machine gun U تیربار دستی
handcart U چرخ دستی
long bow U کمان دستی
Jim Crow U ریل خم کن دستی
stick shifts U دندهی دستی
sub-machine gun U مسلسل دستی
made ground U خاک دستی
handcart U ارابه دستی
concertinaed U ارغنون دستی
concertinas U ارغنون دستی
portable drill مته دستی
hand knot U گره دستی
hand power winch U جراثقال دستی
hand cable winch U جراثقال دستی
nattiness U زبر دستی
hand brake U ترمز دستی
hand augger U مته دستی
nimble fingers U چابک دستی
door bundle U بارهای دستی
side board U میز دم دستی
mill file U سوهان دستی
manually U بصورت دستی
hand drill مته دستی
hand crane U بارانگیز دستی
cane U چوب دستی
hand crane U جرثقیل دستی
hand compaction U تراکم دستی
hand compaction U توپرسازی دستی
hand cart U چرخ دستی
desk checking U بررسی دستی
hand cart U ارابه دستی
drawing hand U دستی که زه را می کشد
string hand U دستی که زه را می کشد
dug well U چاه دستی
right handedness U راست دستی
fly bill U اعلان دستی
fly bill U اگهی دستی
hand lever U اهرم دستی
fly sheet U اعلانات دستی
quern U اسیاب دستی
go devil U ارابه دستی
dump barrow U حرخ دستی
paving beetle U تخماق دستی
gaucherie U خام دستی
end table U میزکوچک دم دستی
portable instrument U سنجه دستی
portable receiver U رادیوی دستی
portable weir U سرریز دستی
post hole auger U مته دستی
eye glass U عینک دستی
foozle U خام دستی
hand held computer U کامپیوتر دستی
hand vise U گیره دستی
hand molding U قالبریزی دستی
hand molding shop U قالبریزی دستی
hand torch U مشعل دستی
hand operated chuck U سه نظام دستی
hand organ U ارگ دستی
manual skills U مهارتهای دستی
hand reamer U کوبه دستی
manual ringing U زنگ دستی
manual skill U مهارت دستی
hand tool U ابزار دستی
hand receipt U رسید دستی
hand roller U غلطک دستی
hand saw U اره دستی
cold link U پیوند دستی
hand mill U اسیاب دستی
handsaw U اره دستی
hand grenade U نارنجک دستی
crank handle U اهرم دستی
smacks U کف دستی زدن
hand lade U پاتیل دستی
smacked U کف دستی زدن
smack U کف دستی زدن
stick shift U دندهی دستی
staff gauge U اشل دستی
caned U چوب دستی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com