English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
movement control U کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
movements U حرکات یکانها
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
chopped U تعویض کنترل عملیاتی یکانها
chop U تعویض کنترل عملیاتی یکانها
circulation control U مدار کنترل حرکات
air control ship U ناو کنترل حرکات هوایی
fixed pivot U محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
redesignate U اسم گذاری مجدد یکانها یاتغییر دادن شماره یکانها
mechanical mouse U mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
unit categories U انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
separation zone U منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
kelly U قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
communication security monitoring U کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
exchange control U نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
troops U یکانها
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
servicae life U عمرخدمتی یکانها
line of retreat U خط بازگشت یکانها
reinforce U تقویت یکانها
reinforces U تقویت یکانها
replacements U تعویض یکانها
system of units U دستگاه یکانها
keeping U ذخایر یکانها
logistic route U امورلجستیکی یکانها
rotation U تعویض یکانها
weapon troops U یکانها ادوات
replacement U تعویض یکانها
dispatched U اعزام یکانها
dispatch U اعزام یکانها
despatching U اعزام یکانها
despatches U اعزام یکانها
despatched U اعزام یکانها
incident U تصادم یکانها
incidents U تصادم یکانها
dispatches U اعزام یکانها
force structure U سازمان یکانها
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
logistics U عمل تدارک یکانها
force development U برنامه تشکیل یکانها
separation U مستقل شدن یکانها
rendezvous area U نقطه الحاق یکانها
administration U اداره امور یکانها
employment U به کار بردن یکانها
disbands U انحلال رسمی یکانها
troop program U برنامه تشکیل یکانها
reception station U دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
disbands U منحل کردن یکانها
disbanding U انحلال رسمی یکانها
disband U انحلال رسمی یکانها
disbanding U منحل کردن یکانها
collective call sign U معرف مشترک یکانها
administrations U اداره امور یکانها
disband U منحل کردن یکانها
redezvous U محل تلاقی یکانها
relief in place U تعویض یکانها در محل
logistical U مربوط به اماد یکانها
separations U مستقل شدن یکانها
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
rotation U تعویض نوبتی یکانها یا افراد
interservice U بین یکانها در حین خدمت
detaching U زیرامر قرار دادن یکانها
attachment U منتصب کردن یکانها انتصاب
detaches U زیرامر قرار دادن یکانها
fast shuttle U تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
detach U زیرامر قرار دادن یکانها
force development U برنامه تامین یا بسیج یکانها
disposition U استقرار یکانها و اماد درمنطقه
redeployment U تغییر مکان دادن یکانها
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
tent striking U فرمان اماده حرکت شدن یکانها
common user items U اقلام مشترک المصرف بین یکانها
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
fire restriction U محدود کردن اتش یا تیراندازی یکانها
debarkation U تخلیه پیاده کردن یکانها یاتجهیزات
adjutant's call U احضار یکانها به منظور انجام تشریفات
movements U حرکات
gap filler U یکان پوشاننده شکافها یارخنههای بین یکانها
parting shots U تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
troop test U ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
parting shot U تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
puerilism U حرکات کودکانه
pumped U حرکات فریبنده
voluntary exercise U حرکات اختیاری
calisthenics U حرکات نرمشی
optional U حرکات اختیاری
calisthenics U حرکات سوئدی
eye movements U حرکات چشم
rings U حرکات دارحلقه
motion analysis U تحلیل حرکات
air movements U حرکات هوایی
retrograde movement U حرکات به عقب
cadence U موزونی حرکات
school figures U حرکات اسب
cadences U موزونی حرکات
pumps U حرکات فریبنده
compulsory U حرکات اجباری
play marking U حرکات تهاجمی
peristalsis U حرکات حلقوی
gestures U حرکات بیانگر
compulsory freestyle U حرکات اجباری
eurythmics U تناسب حرکات
prescribed exercise U حرکات اجباری
pump U حرکات فریبنده
tactical movement U حرکات تاکتیکی
stewardship U نظارت
superintendence U نظارت
surveillance U نظارت
supervision U نظارت
governance U نظارت
superintendency U نظارت
controlment U نظارت
controlling U نظارت
inspection U نظارت
proctorship U نظارت
controls U نظارت
controllership U نظارت
helms U نظارت
intendancy U نظارت
control U نظارت
helm U نظارت
monitoring U نظارت
presidency U نظارت
assembly U بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
emergency complement U جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
adiadokinesis U زوال حرکات تناوبی
gestural U متضمن حرکات واشارات
lip key [دستگاه ثبت حرکات لب]
piaffe U نمایش حرکات یورتمهای
disports U حرکات نشاط انگیزکردن
surge U حرکات افقی اب دریا
aerobatic U حرکات آکروباتی با هواپیما
air movement section U قسمت حرکات هوایی
compound attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
disported U حرکات نشاط انگیزکردن
maneuvering board U تابلوی حرکات ناوها
eurhythmics U حرکات بدنی موزون
disporting U حرکات نشاط انگیزکردن
transposition U تبدیل حرکات شطرنج
lunes U حرکات جنون امیز
appeasement gestures U حرکات صلح جویانه
composite attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
music of the spheres U اهنگ حرکات افلاک
air register U تنظیم حرکات هوایی
disport U حرکات نشاط انگیزکردن
mass of maneuver U سنگینی حرکات یکان
surges U حرکات افقی اب دریا
notation U ثبت حرکات شطرنج
notations U ثبت حرکات شطرنج
surged U حرکات افقی اب دریا
lateral and sway bracing U حرکات جانبی و نوسانی
floor exercise U حرکات زمینی ژیمناستیک
by-play U حرکات یا مکالمات فرعی
girlishness U حرکات یا حالات دخترانه
road movement U حرکات روی جاده
position of attention U حرکات و احترامات نظامی
rapid eye movements U حرکات سریع چشم
eurythmics U حرکات بدنی موزون
surveillance camera U دوربین نظارت
control U نظارت کردن
foreign exchange control U نظارت بر ارز
inspectors U نظارت کننده
closed-circuit camera U دوربین نظارت
budgetary control U نظارت بودجهای
security camera U دوربین نظارت
observation camera U دوربین نظارت
monetary control U نظارت پولی
supervisor state U حالت نظارت
span of control U حوزه نظارت
supervisor state U وضعیت نظارت
close supervision U نظارت مستقیم
monitors U نظارت کردن
staff supervision U نظارت ستادی
CCTV camera U دوربین نظارت
close supervision U نظارت نزدیک
controlling U نظارت کردن
controls U نظارت کردن
government control U نظارت دولتی
bailiwick U مباشرت نظارت
inspection certificate U گواهی نظارت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com