Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
observable quantity
U
کمیت مشاهده پذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quantification
U
کمیت پذیر کردن
measure
U
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
repairable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
reparable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
ascendable
U
تفوق پذیر فراز پذیر
educable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
mixable
U
امیزش پذیر امتزاج پذیر
educatable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendible
U
تفوق پذیر فراز پذیر
adaptable organism
U
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
quantity
U
کمیت
quantities
U
کمیت
quantum
U
کمیت
quant
U
کمیت
scalar
U
کمیت
shagreen
U
کمیت
oscillating quantity
U
کمیت نوسانی
vector quantity
U
کمیت برداری
sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی
scalar quantity
U
کمیت عددی
certificate of quantity
U
گواهی کمیت
certificating of quantity
U
گواهی کمیت
quantity control
U
کنترل کمیت
quantifier
U
کمیت سنج
pulsating quantity
U
کمیت ضربانی
alternating quantity
U
کمیت متناوب
physical quantity
U
کمیت فیزیکی
scalar quantity
U
کمیت اسکالر
scalar quantity
U
کمیت نردهای
batch quantity
U
کمیت گروهی
peridic quantity
U
کمیت تناوبی
adjustable wheel
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
evaluated
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluates
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluate
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantifying
U
کمیت را تعیین کردن
quantified
U
کمیت را تعیین کردن
quantity surveyor
U
ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors
U
ارزیاب کمیت مواد
quantifies
U
کمیت را تعیین کردن
evaluating
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
mean value of periodic quantity
U
میانگین کمیت دورهای
damped sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی میرنده
phase of a sinusoidal quantity
U
فاز کمیت سینوسی
quantify
U
کمیت را تعیین کردن
conserved quantity
U
کمیت پایسته
[فیزیک]
conserved quantity
U
کمیت ثابت
[فیزیک]
scalar quantity
U
کمیت غیر برداری
pseudoscalar quantity
U
کمیت شبه عددی
time constant of an exponential quantity
U
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
telemetry
U
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
symmetrical alternating quantity
U
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
evaluations
U
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluation
U
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
even
U
کمیت یا عدد که ضریب دو است
scalar
U
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
measure
U
روش محاسبه اندازه یا کمیت
scalar quantity
U
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
observantion
U
مشاهده
seeing
U
مشاهده
observation
U
مشاهده
observations
U
مشاهده
course line shot
U
مشاهده در خط
quota
U
کمیت تعیین شده توسط دولت
quotas
U
کمیت تعیین شده توسط دولت
objective
U
قابل مشاهده
ovservation
U
قوه مشاهده
naturalistic observation
U
مشاهده طبیعی
observational techniques
U
فنون مشاهده
observational
U
مبنی بر مشاهده
twing
U
مشاهده کردن
objectives
U
قابل مشاهده
unseen
U
مشاهده نشده
beheld
U
مشاهده کرده
beheld
U
مشاهده شده
observability
U
مشاهده پذیری
observation error
U
خطای مشاهده
perceptivity
U
قوه مشاهده
observed
U
مشاهده کردن
observes
U
مشاهده کردن
observing
U
مشاهده کردن
perceive
U
مشاهده کردن
perceived
U
مشاهده کردن
perceives
U
مشاهده کردن
perceiving
U
مشاهده کردن
apperceive
U
مشاهده کردن
animadversion
U
مراقبت مشاهده
behold
U
مشاهده کردن
beholding
U
مشاهده کردن
beholds
U
مشاهده کردن
faculty of observation
U
قوه مشاهده
observers
U
مشاهده کننده
sees
U
مشاهده کردن
see
U
مشاهده کردن
observe
U
مشاهده کردن
observer
U
مشاهده کننده
dimensionless quantity
U
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
ovservation
U
مشاهده رصد کردن
perception of an object
U
مشاهده یا دیدن چیزی
perception
U
مشاهده قوه ادراک
perceptiveness
U
بینایی قوه مشاهده
participant observation
U
مشاهده توام با مشارکت
participant observer
U
مشاهده گر شرکت کننده
observational error
U
خطای مشاهده
[ریاضی]
perceptions
U
مشاهده قوه ادراک
spot
U
مشاهده کردن گلوله ها
a posteriori
U
مبنی بر تجربه و مشاهده
imperceptible
U
غیر قابل مشاهده
sight the anchor
U
مشاهده کردن لنگر
empirically
U
از روی مشاهده و تجربه
histories
U
صفحاتی که مشاهده شده
history
U
صفحاتی که مشاهده شده
spots
U
مشاهده کردن گلوله ها
observed frequency
U
بسامد مشاهده شده
imperceptibly
U
بطور غیرقابل مشاهده
observed score
U
نمره مشاهده شده
indiscernibly
U
بطور غیرقابل مشاهده
perceivable
U
مشاهده کردنی دیدنی
level
U
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
charge
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
levels
U
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
charges
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
levelled
U
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
leveled
U
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
identifying
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifies
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identified
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
identify
U
مشاهده کردن شناسایی کنید
review
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviews
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewed
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
imperceptibility
U
غیر قابل مشاهده بودن
reviewing
U
مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
relocation
U
کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
stakhnovism
U
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
instantaneous readout
U
سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
see for oneself
U
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
radiation shield
U
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
confucion symbols
U
علاپم کنفسیون که صرفا در فرش چین مشاهده می شود
periscope
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscopes
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
incidental images
U
تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
homosphere
U
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
hidden
U
پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
Internet
U
جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
system follow up
U
ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
diamonds
U
شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
the quantity of a vowel
U
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
normalize
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalizes
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
System Monitor
U
امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
finder
U
واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
news reader
U
نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
thumbnails
U
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnail
U
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
observers
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
sensing
U
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
observer
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
gastroscope
U
اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
high oblique
U
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
browses
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browsed
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browse
U
مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
presentment
U
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
tree
U
مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
cleavable
U
رخ پذیر
pi acceptor
U
پی پذیر
solvable
U
حل پذیر
pliable
U
خم پذیر
soluble
U
حل پذیر
systems analysis
U
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
programmable read only memory
U
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
limitable
U
محدودیت پذیر
indocile
U
تعلیم نا پذیر
fixable
U
ثبات پذیر
indemonstrable
U
اثبات نا پذیر
inexpugnable
U
شکست نا پذیر
inoculable
U
تلقیح پذیر
remediable
U
چاره پذیر
irresoluble
U
تجیزیه نا پذیر
remediable
U
گزیر پذیر
irremeable
U
برگشت نا پذیر
inflamable
U
اشتعال پذیر
infusible
U
گداز نا پذیر
inextensible
U
تمدید نا پذیر
increasable
U
افزایش پذیر
resolvable
U
تفکیک پذیر
flexible cable
U
کابل خم پذیر
flxible
U
خمش پذیر
fusible
U
گداز پذیر
gaugeable
U
پیمایش پذیر
generable
U
زایش پذیر
glass jaw
U
بوکسوراسیب پذیر
healable
U
درمان پذیر
incondensable
U
ناچگال پذیر
improvable
U
بهبود پذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com