English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
whipper in U کمک شکارچی برای جمع کردن تازیها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hunted U اداره کردن تازیها در شکار
hunt U اداره کردن تازیها در شکار
hunts U اداره کردن تازیها در شکار
whip in U با شلاق مانع شراکندگی تازیها شدن
stag hunting U شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fox-hunting U شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
gatherer U شکارچی
orion U شکارچی
hunter U شکارچی
jaeger U شکارچی
hunters U شکارچی
huntsman U شکارچی
predaceous U شکارچی
predators U شکارچی
orionis U شکارچی
huntsmen U شکارچی
huntress U زن شکارچی
gunner U شکارچی
predator U شکارچی
gunners U شکارچی
predacious U شکارچی
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
fowler U شکارچی پرندگان
delta orionis U دلتا- شکارچی
rabbiter U شکارچی خرگوش
stand U کمینگاه شکارچی
betelgeuse U الفا- شکارچی
pothunter U شکارچی ایلخی
poacher U شکارچی دزدکی
poachers U شکارچی دزدکی
bellatrix U گاما- شکارچی
alpha orionis U الفا- شکارچی
gamma orionis U گاما- شکارچی
gunner U شکارچی با تفنگ
birder U شکارچی مرغان
gunners U شکارچی با تفنگ
woodman U جنگلبان شکارچی
beta orionis U بتا- شکارچی
wildfowler U شکارچی پرندگان ابی
waterfowler U شکارچی مرغان شناگر
pot hunter U شکارچی که هر چه دید شکارمیکند
put to U بگروه شکارچی پیوستن
wildfowler U شکارچی غاز وحشی
bow hunter U شکارچی با تیر و کمان
jaeger U علاقمند به شکار مرد شکارچی
tufter U کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
sealer U شکارچی گوساله ماهی مهردار
whipper U همدست شکارچی که تازی ها راباشلاق میراند
orion U منظومه جبار یا النسق شکارچی ماهر
tallyho U صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
pack U گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs U گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
view halloo U فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
pass shooting U شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
stalking horse U اسب یا چیزی شبیه به ان که شکارچی در پشت ان پنهان است
tallyho U فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار دردیدن شکار و خطا رفتن تیر
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
drives U راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drive U راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings U اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home U دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up <idiom> U سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser U وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put-up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cipher U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it U برای کردن ان
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
so as to quiet him U برای ارام کردن او
to fit with U اماده کردن برای
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
to prospect [for] U جستجو کردن [برای]
to mumble [away] to oneself U برای خودشان من من کردن
to grub U زیر و رو کردن [برای]
to grub about U جستجو کردن [برای]
enable U تهیه کردن برای
to grub about U زیر و رو کردن [برای]
enabled U تهیه کردن برای
enables U تهیه کردن برای
enabling U تهیه کردن برای
to grub U جستجو کردن [برای]
in orders to make it easiter U برای اسان تر کردن ان
prone to do something آماده کردن برای
the proper time to do a thing U برای کردن کاری
to hang on the rear U برای حمله دنبال کردن
to schmooze somebody U برای کسی چاپلوسی کردن
to go round U برای همه کفایت کردن
to make room for a person U جا برای کسی باز کردن
mnemonic U برای بار کردن در ثبات A
warm up <idiom> U گرم کردن (برای بازی)
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
to offer a reward [for] U عرضه کردن پاداشی [برای]
prone to do something آماده برای کردن کاری
to butter somebody up U برای کسی تملق کردن
the right way to do a thing U صحیح برای کردن کاری
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
to schmooze somebody U برای کسی تملق کردن
to underspend [on] U ناکافی خرج کردن [برای]
to take pity on any one U برای کسی دلسوزی کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
gags U مانع فراهم کردن برای
tenderised U برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up U برای کسی چاپلوسی کردن
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
to save for retirement U برای بازنشستگی پس انداز کردن
bucket step U فیکس کردن پا برای استراحت
gag U مانع فراهم کردن برای
tenderising U برای ترد ونازک کردن ان
tenderize U برای ترد ونازک کردن ان
tenderized U برای ترد ونازک کردن ان
gagged U مانع فراهم کردن برای
tenderizes U برای ترد ونازک کردن ان
gagging U مانع فراهم کردن برای
tenderizing U برای ترد ونازک کردن ان
tenderises U برای ترد ونازک کردن ان
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
higgle U برای سودجویی بحث کردن
to pander to somebody's ego <idiom> U برای کسی چاپلوسی کردن
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
to bechon to a person to come U اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
to affect something [cultivate for effect] U کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
he has a rage for money U برای گرد کردن پول شهوت
potential U توانایی انرژی برای کار کردن
to sign on U برای سربازی اسم نویسی کردن
make a run for it <idiom> U برای نجات جان فرار کردن
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to make amends for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
pinhole U سوراخ کردن برای گوشی یاز
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
to atone for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
spaced armor U دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
to hire U برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com