Total search result: 201 (11 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
dedicated word processor U |
کلمه پرداز اختصاصی |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
hyphens U |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
 |
 |
hyphen U |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
 |
 |
search and replace U |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند |
 |
 |
soft U |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
 |
 |
softest U |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
 |
 |
softer U |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
 |
 |
word processors U |
کلمه پرداز |
 |
 |
word processor U |
کلمه پرداز |
 |
 |
wordmonger U |
کلمه پرداز |
 |
 |
stand alone word processor U |
کلمه پرداز خودکفا |
 |
 |
justify U |
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز |
 |
 |
justifies U |
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز |
 |
 |
justifying U |
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز |
 |
 |
hardest U |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
 |
 |
harder U |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
 |
 |
hard U |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
 |
 |
electronic U |
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص |
 |
 |
search and replace U |
جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن |
 |
 |
tabbing U |
حرکت نشانه گر در برنامه کلمه پرداز از یک محل توقف tab به دیگری |
 |
 |
insert key U |
کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند |
 |
 |
ins key U |
کلیدی که کلمه پرداز یا برنامه ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند |
 |
 |
skips U |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد |
 |
 |
skipped U |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد |
 |
 |
bad break U |
مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود |
 |
 |
skip U |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان جهش به جلو یا عقب در بخشی از متن میدهد |
 |
 |
inserts U |
کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند |
 |
 |
inserting U |
کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند |
 |
 |
insert U |
کلیدی که برنامه کلمه پرداز یا ویرایشگر را وارد حالت درج و نه نوشتن مجدد میکند |
 |
 |
word-perfect U |
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد |
 |
 |
wordstar U |
برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Micropro International برای کامپیوترهای CPLM و IBMPC |
 |
 |
intercharacter spacing U |
خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد |
 |
 |
word perfect U |
یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد |
 |
 |
tabulator U |
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد |
 |
 |
redliner U |
خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد |
 |
 |
output U |
به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند |
 |
 |
outputs U |
به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند |
 |
 |
hot U |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
 |
 |
hotter U |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
 |
 |
hottest U |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
 |
 |
BOF U |
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند |
 |
 |
dot U |
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد |
 |
 |
dotting U |
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد |
 |
 |
boilerplate U |
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند |
 |
 |
wordperfect U |
برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Word Perfeet Covp که روی محدوده وسیعی از سیستم عامل و سخت افزار اجرا میشود |
 |
 |
spacer U |
امکانی در سیستم کلمه پرداز برای جلوگیری از فاصله دار شدن کلمات یا جدا شدن در محل نادرست |
 |
 |
autos U |
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه |
 |
 |
auto U |
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه |
 |
 |
zone U |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
 |
 |
zones U |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
 |
 |
several fishery U |
محل صید اختصاصی ماهی صیدگاه اختصاصی |
 |
 |
rulers U |
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود |
 |
 |
ruler U |
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود |
 |
 |
word U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
wraparound U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
word wrap U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
worded U |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
 |
 |
dot commands U |
نوعی شکل دهی که در ان یک کلمه پرداز دستورات شکل دهی را در متن ثبت میکنداما تا زمان چاپ انها را به متن اعمال نمینماید |
 |
 |
logogriph U |
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد |
 |
 |
worded U |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
 |
 |
word U |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
 |
 |
specified command U |
فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی |
 |
 |
least significant bit U |
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد. |
 |
 |
prefixes U |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
 |
 |
prefix U |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
 |
 |
statute at large U |
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی |
 |
 |
augmenting U |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
 |
 |
word U |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
 |
 |
augment U |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
 |
 |
marker U |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
 |
 |
augments U |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
 |
 |
worded U |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
 |
 |
augmented U |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
 |
 |
markers U |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
 |
 |
Persian rug U |
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.] |
 |
 |
to rime one word with another U |
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن |
 |
 |
ring shift U |
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند |
 |
 |
hypertext U |
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر |
 |
 |
processor U |
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم |
 |
 |
synonyms U |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
 |
 |
synonym U |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
 |
 |
syllable U |
جزء کلمه مقطع کلمه |
 |
 |
syllables U |
جزء کلمه مقطع کلمه |
 |
 |
lsb U |
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است |
 |
 |
enclitic U |
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد |
 |
 |
keyword U |
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد |
 |
 |
shifts U |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
 |
 |
shift U |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
 |
 |
shifted U |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
 |
 |
softest U |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
 |
 |
softer U |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
 |
 |
soft U |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
 |
 |
occupation crossing U |
پل اختصاصی |
 |
 |
technical U |
اختصاصی |
 |
 |
allocation U |
اختصاصی |
 |
 |
allocations U |
اختصاصی |
 |
 |
individuals U |
اختصاصی |
 |
 |
individual U |
اختصاصی |
 |
 |
dedicated U |
اختصاصی |
 |
 |
proprietary U |
اختصاصی |
 |
 |
appropriative U |
اختصاصی |
 |
 |
cycle U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
cycles U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
cycled U |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
 |
 |
chisel marking fine lines U |
پرداز |
 |
 |
postprocessor U |
پس پرداز |
 |
 |
post processor U |
پس پرداز |
 |
 |
hachure U |
پرداز |
 |
 |
dedicated computer U |
کامپیوتر اختصاصی |
 |
 |
dedicated device U |
دستگاه اختصاصی |
 |
 |
private U |
اختصاصی خصوصی |
 |
 |
privates U |
اختصاصی خصوصی |
 |
 |
proprietary program U |
برنامه اختصاصی |
 |
 |
dedicated system U |
سیستم اختصاصی |
 |
 |
proprietary goods U |
کالاهای اختصاصی |
 |
 |
dedicated lines U |
خطوط اختصاصی |
 |
 |
specific variance U |
پراکنش اختصاصی |
 |
 |
specified command U |
نیروی اختصاصی |
 |
 |
separated U |
علیحده اختصاصی |
 |
 |
separate U |
علیحده اختصاصی |
 |
 |
specificity U |
اختصاصی بودن |
 |
 |
special tribunal U |
دادگاه اختصاصی |
 |
 |
special ability U |
توانایی اختصاصی |
 |
 |
patent medicines U |
داروی اختصاصی |
 |
 |
specialities U |
رشته اختصاصی |
 |
 |
parts peculiar U |
قطعات اختصاصی |
 |
 |
separates U |
علیحده اختصاصی |
 |
 |
patent medicine U |
داروی اختصاصی |
 |
 |
speciality U |
رشته اختصاصی |
 |
 |
local theory U |
نظریه اختصاصی |
 |
 |
specialises U |
اختصاصی کردن |
 |
 |
additional outlet U |
انشعاب اختصاصی |
 |
 |
allotments U |
منابع اختصاصی |
 |
 |
allotment U |
منابع اختصاصی |
 |
 |
a dedicated line U |
یک خط [سیم] اختصاصی |
 |
 |
localized amnesia U |
یادزدودگی اختصاصی |
 |
 |
appropriation U |
ذخیره اختصاصی |
 |
 |
characters U |
صفت اختصاصی |
 |
 |
driveways U |
راه اختصاصی |
 |
 |
appropriated surplus U |
ذخیره اختصاصی |
 |
 |
specialising U |
اختصاصی کردن |
 |
 |
specialize U |
اختصاصی کردن |
 |
 |
specializes U |
اختصاصی کردن |
 |
 |
specializing U |
اختصاصی کردن |
 |
 |
distinguishing U |
مشخص اختصاصی |
 |
 |
character U |
صفت اختصاصی |
 |
 |
aedis U |
زیارتگاه اختصاصی |
 |
 |
native compiler U |
کامپایلر اختصاصی |
 |
 |
native language U |
زبان اختصاصی |
 |
 |
lacunar amnesia U |
یادزدودگی اختصاصی |
 |
 |
aedes U |
زیارتگاه اختصاصی |
 |
 |
landmarks U |
نشان اختصاصی |
 |
 |
traits U |
نشان اختصاصی |
 |
 |
trait U |
نشان اختصاصی |
 |
 |
landmark U |
نشان اختصاصی |
 |
 |
specialty U |
رشته اختصاصی |
 |
 |
rhumer U |
قافیه پرداز |
 |
 |
taxpayer U |
مالیات پرداز |
 |
 |
phraseologist U |
عبارت پرداز |
 |
 |
data processor U |
داده پرداز |
 |
 |
preprocessor U |
پیش پرداز |
 |
 |
taxpayers U |
مالیات پرداز |
 |
 |
rimer U |
قافیه پرداز |
 |
 |
orator U |
سخن پرداز |
 |
 |
rimer or rhymer U |
قافیه پرداز |
 |
 |
musician U |
نغمه پرداز |
 |
 |
musicians U |
نغمه پرداز |
 |
 |
language processor U |
زبان پرداز |
 |
 |
sloganeer U |
شعار پرداز |
 |
 |
indemnitor U |
غرامت پرداز |
 |
 |
theoretician U |
نظریه پرداز |
 |
 |
multiprocessor U |
چند پرداز |
 |
 |
indemnifier U |
تاوان پرداز |
 |
 |
versifier U |
قافیه پرداز |
 |
 |
verseman U |
قافیه پرداز |
 |
 |
theoreticians U |
نظریه پرداز |
 |
 |
parallel processor U |
موازی پرداز |
 |
 |
symbolizer U |
نشان پرداز |
 |
 |
castles in the air <idiom> U |
رویا پرداز |
 |
 |
verser U |
قافیه پرداز |
 |
 |
theorists U |
نظریه پرداز |
 |
 |
theorist U |
نظریه پرداز |
 |
 |
songwriter U |
ترانه پرداز |
 |
 |
orators U |
سخن پرداز |
 |
 |
dedicated file server U |
خدمتگذار فایل اختصاصی |
 |
 |
harmonic selective ringing U |
تلفن اختصاصی همساز |
 |
 |
proprietary file format U |
قالب فایل اختصاصی |
 |
 |
reservation U |
قطعه زمین اختصاصی |
 |
 |
a dedicated wiring circuit U |
یک مدار الکتریکی اختصاصی |
 |
 |
the peculiarities of mammals U |
نشانهای اختصاصی پستانداران |
 |
 |
suigeneris U |
اختصاصی منحصر بفرد |
 |
 |
reservations U |
قطعه زمین اختصاصی |
 |
 |
specific search U |
تجسس اختصاصی منطقه |
 |
 |
privy U |
محرم اسرار اختصاصی |
 |
 |
characterization U |
توصیف صفات اختصاصی |
 |
 |
a dedicated server U |
[رایانه] خدمتگذار اختصاصی |
 |
 |
error routine U |
روال خطا پرداز |
 |
 |
warfare economy U |
اقتصاد جنگ پرداز |
 |
 |
logic theorist U |
نظریه پرداز منطقی |
 |
 |
non specific factors of production U |
عوامل غیر اختصاصی تولید |
 |
 |
custom built U |
سفارشی تهیه شده اختصاصی |
 |