English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fraud U کلاه برداری
frauds U کلاه برداری
swindle U کلاه برداری
swindled U کلاه برداری
swindles U کلاه برداری
fraudulence U کلاه برداری
gaud U کلاه برداری
rip-off U کلاه برداری
rip-offs U کلاه برداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
defraud U کلاه برداری کردن
defrauded U کلاه برداری کردن
defrauding U کلاه برداری کردن
defrauds U کلاه برداری کردن
gross f. U کلاه برداری بزرگ
salami technique U کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
with intent to defraud U بقصد کلاه برداری
Other Matches
phyrgian cap U یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry U نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
xerography U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
To live on borrowed money . To play for time . U این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
stencil U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph U ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
cask U کلاه جنگی کلاه خود
casks U کلاه جنگی کلاه خود
get round the law U با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey U کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
geodesy U نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
modiste U کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
common control U کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum U سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list U لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control U نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
panache U پر کلاه
ice cap U یخ کلاه
jack a dandy U کج کلاه
head piece U کلاه
ice-cap U یخ کلاه
ice-caps U یخ کلاه
capped U کلاه
cappa U کلاه
hat U کلاه
hats U کلاه
chapeau U کلاه
headgear U کلاه
pompom U گل کلاه
bilk U کلاه سر
aigret U گل کلاه
pretty fellow U کج کلاه
beau U کج کلاه
nightcap U شب کلاه
opera hat U کلاه له شو
nightcaps U شب کلاه
cap U کلاه
pergola U کلاه فرنگی
petasus U کلاه بالدار
hats U کلاه کاردینالی
pavilion U کلاه فرنگی
helmet U کلاه خود
bonnet U کلاه سرگذاشتن
bonnets U کلاه سرگذاشتن
helmet liner U کلاه فیبری
pitch cap U کلاه زفت
kepi U کلاه کپی
peruke U کلاه گیس
snowcap U برف کلاه
helmets U کلاه خود
high hat U کلاه بلند
mutch U کلاه کتانی
pergolas U کلاه فرنگی
helmet U کلاه اهنی
helmets U کلاه اهنی
miyred U کلاه دار
periwig U کلاه گیس
helmet liner U کلاه کاسک
pavilions U کلاه فرنگی
hat tree U کلاه اویز
hat in hand U کلاه دردست
cockade U نشان کلاه
skullcaps U کلاه بره
beret U کلاه بره
casque U کلاه خود
hood U کلاه خود
hood U کلاه اهنی
black cap U کلاه سیاه
hoods U کلاه خود
hoods U کلاه اهنی
belvidere U کلاه فرنگی
belvedere U کلاه فرنگی
bareheaded U بدون کلاه
mantle U کلاه توری
berets U کلاه بره
mantles U کلاه توری
tiaras U کلاه پادشاهی
hatboxes U جعبه کلاه
crush hat U کلاه بازیگرخانه
d's cap U کلاه قیفی
hat block U قالب کلاه
hat U کلاه کاردینالی
wig U کلاه گیس
wigs U کلاه گیس
balaclavas U کلاه دوچشمی
balaclava U کلاه دوچشمی
cock U کج نهادگی کلاه
cocking U کج نهادگی کلاه
galea U کلاه خود
cocks U کج نهادگی کلاه
streamers U نوارلباس یا کلاه
fop U کج کلاه ابله
streamer U نوارلباس یا کلاه
skullcap U کلاه بره
fools cap U کلاه قیفی
door lintel U کلاه چهارچوب
Welsh U کلاه گذاشتن
hatbox U جعبه کلاه
postiche U کلاه گیس
crash helmets U کلاه ایمنی
capping U کلاه سازی
rain hat کلاه بارانی
rain cap کلاه کریلی
milliner U کلاه فروش
milliners U کلاه فروش
plume U پر کلاه زنان تل
plumes U پر کلاه زنان تل
avant-sorps U کلاه فرنگی
tiara U کلاه پادشاهی
panama hat U کلاه پاناما
polls U راس کلاه
polled U راس کلاه
poll U راس کلاه
tricone U کلاه سه ترک
tricorn U کلاه سه ترک
caskets U کلاه خدمت
hairpiece U کلاه گیس
hairpieces U کلاه گیس
hatpin U گیرهی کلاه
hatpins U گیرهی کلاه
stetson U کلاه کابوی
bathing caps U کلاه حمام
stetson U کلاه وسترن
bathing cap U کلاه حمام
stetsons U کلاه کابوی
welch U کلاه گذاشتن
uncap U کلاه از سر برداشتن
stetsons U کلاه وسترن
trilbies U کلاه شاپو
casket U کلاه خدمت
hatter U کلاه فروش
fraudulent U کلاه بردار
swindler U کلاه بردار
panama hats U کلاه پاناما
swindlers U کلاه گذار
swindler U کلاه گذار
swindlers U کلاه بردار
steel cap U کلاه فولادی
rug [American E] U کلاه گیس
summer house U کلاه فرنگی
steel helmet U کلاه اهنی
service cap U کلاه خدمت
balaclava U نوعی کلاه اسکی
burgonet U نوعی کلاه خود
to bewig U کلاه گیس زدن
turbans U کلاه عمامه مانند
capuche U باشلق یا کلاه شنل
balaclavas U نوعی کلاه اسکی
hooded anorak U کاپشن کلاه دار
capeline U نوعی کلاه زنانه
capeline U کلاه خود کوچک
To search ones conscience . U کلاه خود را قا ضی کردن
hatbands U روبان دور کلاه
hatband U روبان دور کلاه
busbies U یکجور کلاه پوستی
gasket U یکنوع کلاه کاسک
gaskets U یکنوع کلاه کاسک
turban U کلاه عمامه مانند
top hat U کلاه مردانه استوانهای
top hats U کلاه مردانه استوانهای
gloriette U عمارت کلاه فرنگی
casita U [کلاه فرنگی کوچک]
casquet U کلاه خودسبک وباز
give right arm <idiom> U کلاه به آسمان انداختن
She was left out in the cold . she was left high and dry . U سرش بی کلاه ماند
belvedere U کلاه فرنگی مهتابی
palm off <idiom> U سرکسی کلاه گذاشتن
take for a ride <idiom> U سرکسی کلاه گذاشتن
be covered U کلاه برسر بگذارید
To puff with pride. <proverb> U باد در کلاه افکندن.
barbers block U قالب کلاه گیس
busby U یکجور کلاه پوستی
aigrette U مرغ ماهیخوار کلاه پر
chatri U [کلاه فرنگی هندی]
cucullate U شبیه کلاه خود
porkpie hat U کلاه تمام لبه
i was bitten U کلاه سرم رفت
sun hat U کلاه افتاب گیر
peaks U کلاه نوک تیز
sung hat U کلاه افتاب گیر
sunbonnet U کلاه افتابی زنانه
tin hat U کلاه خود فلزی
porringer U کلاه کاسه مانند
pavilion U عمارت کلاه فرنگی
tipcat U کلاه نوک تیز
pavilions U عمارت کلاه فرنگی
to block a hat U قالب کردن یک کلاه
to bonnet a person U کلاه سرکسی گذاشتن
headharness U کلاه تمرین بوکس
steel helmet U کلاه خود اهنی
lappet U لبه اویخته کلاه
square U مرتب کردن کلاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com