English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I am left out . I am left out in the cold . U کلاهم پ؟ معرکه است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
he is a terrible worker U معرکه میکند درکارکردن معرکه است در........
I left my hat , a new one at that . U کلاهم را که نوهم بود جاگذاشتم
I am wearing my hat at an angle . U کلاهم را کج ( یکوری ) سرم گذاشته ام
Is my hat on straight? U کلاهم راصاف روی سر گذاشتم ؟
an outstanding time U زمان معرکه
cheerleaders U معرکه گیر
cheerleader U معرکه گیر
killjoys U خرمگس معرکه
To be terrific . To perform a feat. To do wonders . To do it gorgeously . U معرکه کردن
something else <idiom> U معرکه بودن
a terrific time U زمان معرکه
killjoy U خرمگس معرکه
To enter the field . U وارد معرکه شدن
We had a gorgeous dinner . U شام معرکه یی خوردیم
We havent got the slightest chance . We are left out . U کلاهمان پ؟ معرکه است
he is a prodigy of learning U درعلم معرکه است
to be sidelined [player] U از بازی یا معرکه خارج شدن [ورزشکار]
sideline U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelines U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelining U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelined U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com