English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ridge piece U کش بالای شیروانی
ridge tree U کش بالای شیروانی
ridge pole U کش بالای شیروانی
roof tree U کش بالای شیروانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gable U سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
gables U سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
Other Matches
overhead clearance U حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover U پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pop U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops U برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing U محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
transom U پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
compluvium U شیروانی
pitched roof U شیروانی
gable roof U شیروانی
bonnet-top U سفال شیروانی
syringa U یاس شیروانی
mansard U شیروانی چارترک
lilac U یاس شیروانی
lilacs U یاس شیروانی
slope of a roof U شیب شیروانی
slope of cutting U شیروانی خاکبرداری
slope of embankment U شیروانی خاکریزی
slope of embankment U شیروانی کند
the ridge of a roof U خرپشته شیروانی
roof trusses U خرپاهای شیروانی
pent roof U شیروانی واریخته
sky light U پنجره شیروانی
arch-beam U کمرکش شیروانی
dormer window U پنجره شیروانی
monopitch roof U شیروانی واریخته
gutters U ابرو شیروانی
gutters U ء برو شیروانی
mock orange U یاس شیروانی
hip-tile U سفال شیروانی
gutter U ابرو شیروانی
gutter U ء برو شیروانی
hip U شیروانی کوبی
lean to roof U شیروانی واریخته
cut roof U شیروانی واریخته
gable roof U شیروانی سنتوری
carpenter U نجار شیروانی ساز
carpenters U نجار شیروانی ساز
saw tooth roof U شیروانی واریخته کمرشکن
cyrb roof U شیروانی چهار ترک
bear tape shutter gate U دریچه شیروانی شکل
angle of repose U زاویه طبیعی شیروانی
angle of repose U زاویه شیروانی طبیعی
gamberel roof U نوعی شیروانی چارترک
attic U اتاقک زیر شیروانی
attics U اطاق زیر شیروانی
attics U اتاقک زیر شیروانی
mansard U شیروانی چهار ترک
mansard U اطاق زیر شیروانی
skylights U پنجره شیروانی یا سقف
skylight U پنجره شیروانی یا سقف
hipped roof U شیروانی چند کله
attic U اطاق زیر شیروانی
hip roof U شیروانی چند کله
chckloft U اطاق زیر شیروانی
slating U شیروانی با سنگ لوح
lofts U در زیر شیروانی قراردادن
loft U در زیر شیروانی قراردادن
hip-rafter U تیر شیب شیروانی
loft U اطاق زیر شیروانی
hip-roof U شیروانی چند کله
curb-roof U شیروانی چهار تکه
lofts U اطاق زیر شیروانی
drop-point slating U سنگ شیروانی اریب
dog-kennel U پنجره زیر شیروانی
dragging-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
rafters U شاه تیر زیر شیروانی
interlocking tile U اجر سفال روی شیروانی
gavel U [سه گوشی کنار شیروانی] [معماری]
dragon-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
rafter U شاه تیر زیر شیروانی
pavilion roof U شیروانی چهار کله تکمیل
gable roof U پشت بام شیروانی دار
carpenters U نجار شیروانی ساز چوب بر
carpenter U نجار شیروانی ساز چوب بر
cross-gable U [سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
slating U پوشش روی شیروانی با سنگ شیست
gables U سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
gable U سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
the ridge of a roof U حلبی که دوشیب شیروانی بهم برمیخورند
chien-assis U [پنجره زیر شیروانی مینیاتوری در قرون وسطی]
attic U اطاق کوچک زیر شیروانی وابسته به شهر اتن
attics U اطاق کوچک زیر شیروانی وابسته به شهر اتن
pole plate U حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
corbie steps U برجستگیهایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی میسازن
crow steps U لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
gable U سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
crown-steps U لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
gables U سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
over U بالای
over U بالای سر
atop of U بالای
over- U بالای
over- U بالای سر
at the top of U در بالای
into the bargain U بالای ان
atop of U در بالای
up U بالای
overhead U در بالای سر
above U بالای سر
outreach U بالای سر
oer U بالای
overhead U بالای سر
upping U بالای
upped U بالای
above U بالای
overhead stroke U ضربه از بالای سر
above the earth U بالای زمین
aloft U در بالای زمین
upstream U بالای رودخانه
overhead forehand U فورهند از بالای سر
run over <idiom> U حرکت از بالای
It passed over my head. U از بالای سرم رد شد
uptown U بالای شهر
crow's nest U بالای بلندی
up the street U بالای خیابان
fanlight U پنجره بالای در
fanlights U پنجره بالای در
rooftop U بالای بام
pressure above the atmosphere U فشار بالای جو
rooftops U بالای بام
overhead cover U حفاظ بالای سر
overhead backhand U بک هند از بالای سر
plunging fire U اتش بالای سر
crown U بالای هرچیزی
crowns U بالای هرچیزی
mean high water U اب بالای میانگین
fan light U پنجره بالای در
knap U بالای تپه
on U بالای در باره
oer U بالای سر روی سر
mantel board U در بالای بخاری
in- U بالای روی
over the horizon U از بالای افق
in U بالای روی
over the horizon U بالای افق
tree house U خانه بالای درخت
superlunary U واقع بر بالای ماه
spike over the block U ابشار از بالای دفاع
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
exoatmosphere U ترکش اتمی بالای جو
high rate of interest U نرخ بالای بهره
head water U بالای رودخانه بالارود
overhead pass U پاس با دو دست از بالای سر
intercepting ditch U ابرو بالای خاکبرداری
on station U پروازهواپیما بالای هدف
overwrite U بالای محلی نوشتن
chimney-head U [بالای دودکش کوره ای]
rain water head U طشتک بالای ناودان
flews U قسمت اویخته لب بالای سگ
penthouses U اطاقک بالای بام
aloft U سطوح بالا در بالای
headline U در بالای صفحه ریسمان
trucked U کلاهک بالای دکل
headlines U در بالای صفحه ریسمان
aboveground U در بالای سطح زمین
penthouse U اطاقک بالای بام
trucking U کلاهک بالای دکل
truck U کلاهک بالای دکل
trucks U کلاهک بالای دکل
bartizan U کنگره بالای برج
bed moulding U گچبری بالای کتیبه
pulpits U بالای منبر رفتن
refereed U داور بالای والیبال
referee U داور بالای والیبال
refereeing U داور بالای والیبال
referees U داور بالای والیبال
pulpit U بالای منبر رفتن
aerospace projection operations U بالای منطقه عملیات
tape U نوار پهن بالای تور
top U ضربه به بالای توپ بیلیارد
tapes U نوار پهن بالای تور
space above property U فضای قسمت بالای ملک
lunette U نعل اسب پنجره بالای در
roof garden U تفریح گاه بالای بام
taped U نوار پهن بالای تور
bars U چوب افقی بالای مانع
bar U چوب افقی بالای مانع
upper class U وابسته به طبقات بالای اجتماع
upstaging U وابسته به عقب یا بالای صحنه
parhelic circle U هاله روشن بالای افق
upper classes U وابسته به طبقات بالای اجتماع
to crset a hill U به بالای تپه ایی رسیدن
up stream U بالارود در قسمت بالای نهر
upper edge of the net U نوار بالای تور والیبال
head U دستشویی قایق بالای بادبان
stratopause U لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
upstaged U وابسته به عقب یا بالای صحنه
gatehouses U اطاق یازندان بالای دروازه
upstages U وابسته به عقب یا بالای صحنه
on station U اماده باش بالای هدف
gatehouse U اطاق یازندان بالای دروازه
crossbar U چوب افقی بالای مانع
cimborio U [برجک نورگیر بالای بام]
headers U کلمات در بالای صفحه متن
Hertfordshire spike U [میل بالای مناره مارپیچ]
eyebrow U گچ بری هلالی بالای پنجره
black will take no other hue U بالای سیاهی رنگی نیست
dome light U چراغ بالای طاق خودرو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com