English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
drum plotter U کشنده طبله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
belly U طبله
bellies U طبله
scale U طبله
drum U طبله
drummed U طبله
revolving drum U طبله چرخان
micrometer scale U طبله میکرومتر
magnetic drum U طبله مغناطیسی
print drum U طبله چاپ
range drum U طبله مسافت
deflection scale U طبله سمت
drum plotter U رسام طبله
separations U طبله جداشدگی
range scale U طبله مسافت
separation U طبله جداشدگی
drum printer U چاپگر طبله
range indicator U طبله مسافت
site scale U طبله تراز
deflection scale U طبله مقیاس سمت
grand division U تقسیمات بزرگ طبله
azimuth micrometer U طبله میکرومتر سمتی
windage U طبله حرکت سمت
sight scale U طبله نشانه روی
range quadrant U طبله تراز تیر
log drum U طبله واقعه نگاره
range drum U طبله بستن مسافت به توپ
range quadrant U طبله مقیاس درجه توپ
micrometer scale U طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
deathy U کشنده
death ful U کشنده
assassinator U کشنده
mortal U کشنده
mortals U کشنده
inhalant U بو کشنده
pernicious U کشنده
delineator U کشنده
tractive U کشنده
tensor U کشنده
sorbent U کشنده
tensioner U کشنده
puller U کشنده
pestilent U کشنده
lethiferous U کشنده
drainer U اب کشنده
inviting U کشنده
deadliest U کشنده
murderous U کشنده
attractive U کشنده
suicidal U کشنده
deadlier U کشنده
fatal U کشنده
lethal U کشنده
killer U کشنده
killers U کشنده
deadly U کشنده
tracker U کشنده
enticing U کشنده
plotter U کشنده
trackers U کشنده
perishing U کشنده
alluring U کشنده
murderer U کشنده
murderers U کشنده
plotters U کشنده
prepossessing U کشنده
lancinating U تیر کشنده
it is mortal to him U کشنده اوست
lethality U کشنده بودن
killer whales U وال کشنده
killer whale U وال کشنده
tractive effort U نیروی کشنده
nonlethal U غیر کشنده
ovicidal U کشنده تخم
pestilently U بطور کشنده
stertorous U خرناس کشنده
drawers U کشنده برات یا چک
introvertive U بدرون کشنده
introversive U بدرون کشنده
killings U کشنده دلربا
dragman U میکشد کشنده
death blow U ضربت کشنده
howling U زوزه کشنده
fungicidal U کشنده قارچ
howling U جیغ کشنده
killing U کشنده دلربا
hauling part U قسمت کشنده
herbicidal U کشنده گیاهان
drawer U کشنده برات یا چک
inhaul U به داخل کشنده
mortally U بطور کشنده
dead ground U اتصال به زمین کشنده
disinfestant U ماده کشنده حشرات
attractively U بطور کشنده یا جاذب
adducent U بداخل کشنده مقرب
pesticide U کشنده حشره موذی
invitingly U بطور جالب یا کشنده
pesticides U کشنده حشره موذی
median lethal dose U دوز متوسط کشنده
ejector U پوکه کش بیرون کشنده
downhaul U طناب پایین کشنده
nitrogen mustard U گاز کشنده خردل
lethal U وابسته به مرگ کشنده
biocid U قاطع حیات کشنده حشرات
to cach one's death U دچار سرماخوردگی کشنده شدن
electron withdrawing substituent U گروه استخلافی الکترون کشنده
slaughterous U مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
adductive U استشهادی بسوی محور کشنده
raymond hook U قلاب بالا کشنده قایق
boat falls U طناب بالا کشنده قایق
rodenticide U دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
caricaturist U کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . U رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
caricaturists U کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
speed ring U طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
counter check U چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
range disk U صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
range scale U طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
dispersion scale U طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
downhaul U پایین کشیدن رشته پایین کشنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com