English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
metrist U کسی که در متر کردن مهارت دارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
triple threat U بازیگری که مهارت در دویدن و پاس دادن و ضربه پا دارد
slugger U بوکسوری که بیشتر به قدرت خود اتکا دارد تا مهارت
proficiency rating U طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
qualification card U کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
masters U کسب مهارت کردن
master U کسب مهارت کردن
mastered U کسب مهارت کردن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
scalar U متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
ship handling U مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
. The car is gathering momentum. U اتوموبیل دارد دور بر می دارد
It is written for our benefit U نوشته کردن برای ما فایده دارد
She is passionately fond of tennis . U شهوت تنیس باز ی کردن دارد
resident U ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
residents U ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
competence U مهارت
knack U مهارت
expertise U مهارت
executed U مهارت
qualification U مهارت
gripe U مهارت
skill U مهارت
inapt U بی مهارت
credential U مهارت
executes U مهارت
handiness U مهارت
unskillful U بی مهارت
skill U مهارت
know-how U مهارت
unskilled U بی مهارت
skilless U بی مهارت
facility U مهارت
skill less U بی مهارت
execute U مهارت
incompetent U بی مهارت
maladroit U بی مهارت
executing U مهارت
inexpert U بی مهارت
ingenuity U مهارت
artifice U مهارت
proficiency pay U حق مهارت
expertise U مهارت
adroitness U مهارت
workmanship U مهارت
deftness U مهارت
masterkiness U مهارت
proficiency U مهارت
ham handed U بی مهارت
ham-fisted U بی مهارت
dextrously U به مهارت
light handedness U مهارت
technique U فن مهارت
grooves U مهارت
sophistication U مهارت
techniques U مهارت
groove U مهارت
ham fisted U بی مهارت
artifices U مهارت
adeptness U مهارت
technique U مهارت
techniques U فن مهارت
pussy [Am E] U آدم بی مهارت
weenie [Am E] U آدم بی مهارت
jessy U آدم بی مهارت
pantywaist [Am En] U آدم بی مهارت
human skill U مهارت انسانی
proficiency U مهارت تخصص
jessie U آدم بی مهارت
wet U آدم بی مهارت
weed U آدم بی مهارت
milquetoast U آدم بی مهارت
manual skill U مهارت دستی
skill level U پایه مهارت
qualify U کسب مهارت
cissy U آدم بی مهارت
expertness U خبرویت مهارت
credential U مهارت فنی
competence U مهارت فنی
salesmanship U مهارت در فروشندگی
tactless U بی مهارت بی سلیقه
tactlessly U بی مهارت بی سلیقه
crafts U مهارت نیرنگ
seamanship U مهارت در دریانوردی
qualification U مهارت فنی
skill U مهارت فنی
natatorial skill U مهارت در شنا
skillful Šetc U با مهارت ماهرانه
craft U مهارت نیرنگ
tact U کاردانی مهارت
qualifies U کسب مهارت
motor skill U مهارت حرکتی
dauber U نقاش بی مهارت
qualification U مهارت فنی
wuss(y) U آدم بی مهارت
manipulation U انجام با مهارت
versatility U روانی مهارت
sissy U آدم بی مهارت
weakling U آدم بی مهارت
combat proficiency U مهارت رزمی
wimp U آدم بی مهارت
namby-pamby U آدم بی مهارت
unskil U ناشی بی مهارت
fundamental skill U مهارت بنیادی
sport skill U مهارت ورزشی
up one's alley <idiom> U مهارت درچیزی
skill learning U مهارت اموزی
qualification U کسب مهارت
fine skill U مهارت فریف
mollycoddle U آدم بی مهارت
softie/softy U آدم بی مهارت
hookers U مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
hooker U مهاجمی که وسط خط جلو درتجمع است و حق رد کردن توپ را با پا دارد
spiller U خوش شانسی نه مهارت
sword play U مهارت در بکارگیری شمشیر
surfmanship U مهارت در موج سواری
stickhandling U مهارت در استفاده از چوب
showboating U نمایش دادن مهارت
facileness U مهارت عدم ثبات
expert badge U نشان مهارت در تیراندازی
conveyancing U مدیریت از روی مهارت
qualification record U پرونده مهارت فنی
seaman ship U مهارت در راندن قایق
wonderwork U کار عجیب مهارت
qualification badge U نشان مهارت در تیراندازی
fine art U هر مهارت هنری وفریف
technomotorial skill U مهارت تکنیکی- حرکتی
skill level U پایه مهارت فنی
sport skill pattern U الگوی مهارت ورزشی
skill U مهارت عملی داشتن
diplomatically U از روی مهارت و بصیرت
Walls have ears <idiom> U دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
technique U اصول مهارت روش فنی
rate U میزان مهارت شدت تغییرات
to play a poor game U ناشی بودن مهارت نداشتن
quaint U از روی مهارت عجیب و جالب
techniques U اصول مهارت روش فنی
veteran skill U مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
ropemanship U مهارت دربندبازی یا بالارفتن از طناب
rates U میزان مهارت شدت تغییرات
overwrought U تهیه شده ازروی مهارت
dan U درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
nympholept U کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
syllogist U کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
gymkhana U مسابقه مهارت اتومبلرانی درمحوطه پارکینگ
gymkhanas U مسابقه مهارت اتومبلرانی درمحوطه پارکینگ
seed U رده بندی برحسب مهارت وقدرت
cats U استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت
cat U استفاده از کامپیوتر برای یادگیری یک مهارت
techniques U روش با مهارت برای انجام کاری
to be out of one's depth U از توانایی و یا مهارت [کسی] خارج بودن
up one's street [British English] , down one's alley [American English] U مناسب ذوق وسلیقه [مهارت درچیزی ]
technique U روش با مهارت برای انجام کاری
seeds U رده بندی برحسب مهارت وقدرت
Pronoia U واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
resident U داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents U داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
mallet goal U نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
test examiner U مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
seaman's eye U دقت پیش بینی ملوانی مهارت دریایی
self compiling compiler U کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
enclave economices U اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
solocross U مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
he muddled through U بدون هیچ زرنگی یا مهارت بمقصود خود رسید
don't give up the day job <idiom> U [در مورد کاری خبره نبودن و ناتوانی انجام آن با مهارت]
walls here ears U دیوار موش دارد موش گوش دارد
to be unable to hold a candle to somebody <idiom> U در برابر کسی پائین رتبه بودن [در توانایی یا مهارت و غیره]
routing U مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
trial U مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trials U مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
self- U که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
HyperTerminal U برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
failed U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails U سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
serviced U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
chain U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
advanced level U پایه مهارت عالی در سطح عالی
reconditioning training U اموزش تجدید مهارت اموزش توجیهی
trickiest U خدعه امیز مهارت امیز
trickier U خدعه امیز مهارت امیز
tricky U خدعه امیز مهارت امیز
he has worms U دارد
chain U دارد.
has U دارد
heavy fighting is in progress U دارد
he has a rage for money U دارد
hast U او دارد
chains U دارد.
are there any remarks? U دارد
there is a time for everything U دارد
he is ill with fever U تب دارد
He has a day off. U او مرخصی دارد.
figure on <idiom> U بستگی دارد به
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com