English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scapegoat کسی را قربانی دیگران کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scapegoats U کسیکه قربانی دیگران شود
scapegoat کسی که قربانی دیگران شود
encroachment U تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments U تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
victimization U قربانی کردن
victimizes U قربانی کردن
victimized U قربانی کردن
victimize U قربانی کردن
victimising U قربانی کردن
victimises U قربانی کردن
victimised U قربانی کردن
victimizing U قربانی کردن
sacrificing U قربانی کردن
offer a sacrifice U قربانی کردن
sacrifices U قربانی کردن
sacrifice U قربانی کردن
sacrificed U قربانی کردن
sacrifices U قربانی کردن جانبازی
sacrificed U قربانی کردن جانبازی
self immolation U قربانی کردن خود
sacrifice U قربانی کردن جانبازی
sacrificing U قربانی کردن جانبازی
sacrificed U قربانی دادن فداکاری کردن
sacrificing U قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifice U قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifices U قربانی دادن فداکاری کردن
individualises U از دیگران جدا کردن
individualised U از دیگران جدا کردن
individualizing U از دیگران جدا کردن
individualizes U از دیگران جدا کردن
individualize U از دیگران جدا کردن
individualising U از دیگران جدا کردن
individualized U از دیگران جدا کردن
to trespass U بحقوق دیگران تجاوز کردن
draw away U جلوتر از دیگران حرکت کردن
to i. upo other's rights U بحقوق دیگران تجاوز کردن
To put ones nose into other peoples affairs . U درکار دیگران فضولی کردن
To pick other peoples brains. U از افکار دیگران استفاده کردن
scapegoats U کسی راقربانی دیگران کردن
rain on someone's parade <idiom> U برنامه های دیگران را مختل کردن
plagiarised U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaging U توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarising U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstages U توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarist U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaged U توجه دیگران را به خود جلب کردن
exclucivism U بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
sported U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sport U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sports U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
Eavesdrop U فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
misprision U گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
to bring somebody into line U زور کردن کسی که خودش را [به دیگران] وفق بدهد یا هم معیار بشود
to pound the filed U غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
immolation U قربانی
sacrifices U قربانی
victim U قربانی
sacrificing U قربانی
vicarious saccifice U قربانی
sacrificed U قربانی
sacrifice U قربانی
mactation U قربانی
victims U قربانی
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
sacriticer U قربانی کننده
immolator U قربانی کننده
hecatomb U قربانی صدگاو
mascots U نظر قربانی
hecatomb U قربانی همگانی
two bishops sacrifice U قربانی لاسکر
two bishops sacrifice U قربانی دو فیل
immolate U قربانی شدن
mascot U نظر قربانی
talismans U نظر قربانی
victimology U قربانی شناسی
talisman U نظر قربانی
prey U طعمه قربانی
heave offering U قربانی افراشتنی
sacrificial U فداکارانه وابسته به قربانی
burnt sacrifice U قربانی سوخته یا سوختنی
victimless crime U جرم بدون قربانی
hieromancy U طالع بینی ازروی قربانی
sacrifices U قربانی برای شفاعت فداکاری
gambit U قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambits U قربانی پیاده شطرنج در گشایش
sacrificing U قربانی برای شفاعت فداکاری
sacrifice U قربانی برای شفاعت فداکاری
he fell a v to his ambition U قربانی جاه طلبی خودشد
greek gift U قربانی فیل شطرنج درخانه اچ 7
sacrificed U قربانی برای شفاعت فداکاری
cannon fodder [soldiers pointlessly and unscrupulously sacrificed] U خوراک توپ [سربازان بیهوده و بی وجدانه قربانی شده]
rest U دیگران
rests U دیگران
aside U جدااز دیگران
What do the others say? U دیگران چه می گویند؟
asides U جدااز دیگران
et al U مخفف و دیگران
regrad for others U ملاحظه دیگران
regard for others U واهمه از دیگران
regard for others U رعایت دیگران
regard for others U ملاحظه دیگران
dummies U الت دست دیگران
spoilsman U محل عیش دیگران
spoiler U محل عیش دیگران
breaches U تجاوز به حقوق دیگران
infringer U متخطی به حقوق دیگران
prepotent U نیرومندتر از دیگران غالب
steal one's thunder <idiom> U قاپیدن کلام دیگران
breached U تجاوز به حقوق دیگران
dummy U الت دست دیگران
an outrage upon justice U پایمال سازی حق دیگران
mind reading U کشف افکار دیگران
prevenance U توجه باحتیاجات دیگران
vicarious saccifice U خودش به جای دیگران
as a warning to others U برای عبرت دیگران
one-upmanship <idiom> U توانایی سر بودن از دیگران
to pull the strings U دیگران را الت قراردادن
take after <idiom> U مثل دیگران رفتارکردن
infringement on others rights U تخطی به حقوق دیگران
mind reader U کاشف افکار دیگران
breach U تجاوز به حقوق دیگران
to live at the expense of society U بار دیگران شدن
under one's belt <idiom> U استفاده از تجارب دیگران
mind readers U کاشف افکار دیگران
draw away U دیگران را پست سرگذاشتن
run away with <idiom> U سربودن ،بهتراز دیگران بودن
interlope U پادرمیان کار دیگران گذاردن
competition clause U شرط ممانعت از دخول دیگران
john aleay jones U جان که نام دیگران جوتراست
ghost-writers U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
splurges U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
ghost-writer U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
Pry not into the affair of others. <proverb> U در کار دیگران مداخله مکن .
to break the ice U دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
splurged U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
i do not know;try the others U من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
blazing star U هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
to be the odd one out <idiom> U نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
to mack i. about a person U در باره کسی از دیگران جویاشدن
splurging U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
splurge U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
proportion U اندازه چیزی در برابر با دیگران
to act independently of others U کاری به کار دیگران نداشتن
peeping Tom <idiom> U کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
oddball <idiom> U کسی که رفتارش با دیگران فرق میکند
copier U مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
copiers U مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
you said it/you can say that again <idiom> U نشان دادن موفقیت با نظریه دیگران
sadistic U کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
claptrap U سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
sadistically U کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
swim against the tide/current <idiom> U کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
spoilsports U کسی که عیش دیگران را منغص میکند
spoilsports U کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
to put in a piece of work U بخشی از کار دیگران را انجام دادن
spoilsport U کسی که عیش دیگران را منغص میکند
to interject a remark U سخنی را در میان سخن دیگران گفتن
Be quiet so as not to wake the others. U ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
spoilsport U کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
poke U سکه زدن فضولی در کار دیگران
sadist U کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
cool one's heels <idiom> U به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
poked U سکه زدن فضولی در کار دیگران
pokes U سکه زدن فضولی در کار دیگران
poking U سکه زدن فضولی در کار دیگران
to throw one's lot U با بخت یا سهم دیگران شریک شدن
go (someone) one better <idiom> U کاری را بهتراز دیگران انجام دادن
To lay one self open to ridicule . U خودراآلت دست ومسخره دیگران قراردادن
have a way with <idiom> U تحت نفوذ قرار دادن دیگران
plagiary U سارق اثار ادبی و هنری دیگران
His happiness consists in helping others. U خوشبختی او در این است که به دیگران کمک کند.
cats paw U الت دست دیگران گره پنجه گربهای
bohemians U که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
bohemian U که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
parrotry U بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
She is more culpable than the others. U او [زن] بیشتر از دیگران گناه کار [مقصر] است.
self enforcing U دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
Schadenfreude U لذتی که شخصی از رنج کشیدن دیگران میبرد
to herd with other people U با مردم دیگر پیوستن درگروه دیگران درامدن
ignored U تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignoring U تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignore U تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
totaquine U داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
pestiferously U چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
noctule U یکجور شب کور در انگلستان که از همه شبکورهای دیگران کشوربزرگتراست
totaquina U داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
ignores U تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
fast talker <idiom> U گوینده خوب کسی است که بتواند دیگران متقاعد کند
interloper U کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
echolalia U تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
interlopers U کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
These pants do not look any different than the others. U به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
livery stable U اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com