Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
knight marshal
U
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
page of presence
U
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
page of bonour
U
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
royalty
U
از خانواده سلطنتی
royalties
U
از خانواده سلطنتی
royalties
U
اعضای خانواده سلطنتی
born in the purpule
U
عضو خانواده سلطنتی
royalty
U
اعضای خانواده سلطنتی
plantagenet
U
خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
tudor
U
خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
stuart
U
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
lancastrian
U
در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
fleur de lis
U
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys
U
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce
U
گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
master of the horse
U
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
sceptered
U
دارای عصای سلطنتی
scepter
U
دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
palating
U
مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
escutcheon
U
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
cessionary
U
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
negroid
U
کسیکه خون سیاهان در او باشد
fillbelly
U
کسیکه درکاری حریص باشد
octoroon
U
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
conventionalist
U
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
mestizo
U
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
mestiza
U
کسیکه زاده اسپانیولی و هندی وامریکایی باشد
melodramatist
U
کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
croppy
U
کسیکه موی سرش راکوتاه کرده باشد
free thinker
U
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
second fiddle
U
کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
physiocrat
U
کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
polygenist
U
کسیکه عقیده داردبشر دارای چندین مبدابوده است
monophysite
U
کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
cetacean
U
وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
Brontide
U
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
defective
U
خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
renumber
U
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
coronation carpet
U
فرش تاجگذاری
[این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
hexahydrate
U
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
orthotone
U
که ازخود دارای تیکه باشد
an idiomatic experssion
U
عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
pentaptote
U
اسمی که دارای پنج حالت باشد
tedradynamous
U
دارای شش پرچمی که دوپرچمش بلندتر باشد
spondee
U
وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
Queen Mothers
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
lagate a latere
U
نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
oxer
U
اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
Queen Mother
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
pork pie
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
club car
U
واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
topographic map
U
نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
pork pies
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
chloramine
U
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
ox fence
U
اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
prelatess
U
زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
sloe gin
U
عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
proceleusmatic
U
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد
proceleusmatic foot
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد.
contour map
U
نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
rule the roost
<idiom>
U
عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
vacuole
U
گودال کوچکی که دارای اب یاهوا یا چیز دیگر باشد
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
mediaevalist
U
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
double-faced
U
فرش های دو رو
[فرشی که پشت و روی آن دارای پرز باشد.]
gamey
U
دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
gamy
U
دارای بو و مزه گوشت شکارکه نزدیک فاسد شدن باشد
biddable
U
دارای دست قوی که قابل توپ زدن باشد پیشنهادشدنی
trapped
U
زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
convoys
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoy
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
vanity boxŠcaseŠor bag
U
قوطی یاکیف کوچکی که دارای اینه واسباب پودرزنی باشد
strippers
U
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
U
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
hermaprodite
U
کسی که هم دارای حالات زنانگی وهم حالات مردانگی باشد
dactyl
U
کلمهای دارای سه هجا که هجای اول بلند و دو هجای بعدی ان کوتاه باشد
Hanbel
U
[نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
Medici Mamluk rug
U
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
royal
U
سلطنتی
monarchical
U
سلطنتی
regnal
U
سلطنتی
rial
U
سلطنتی
keep of the
U
مهردار سلطنتی
regalia
U
امتیازات سلطنتی
gentleman atarms
U
عضوگاردویژه سلطنتی
monarchies
U
حکومت سلطنتی
monarchy
U
حکومت سلطنتی
great seal
U
مهر سلطنتی
scepter
U
عصای سلطنتی
sceptre
U
عصای سلطنتی
sceptres
U
عصای سلطنتی
bailiff
U
نگهبان دژ سلطنتی
royal honor
U
درجه سلطنتی
royal flag
U
پرچم سلطنتی
scepters
U
عصای سلطنتی
bailiffs
U
نگهبان دژ سلطنتی
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
royalism
U
طرفداری از رژیم سلطنتی
equerries
U
اصطبل سلطنتی میراخور
equerry
U
اصطبل سلطنتی میراخور
Privy Council
U
هیات مشاورین سلطنتی
monarchy constitutional
U
حکومت مشروطه سلطنتی
juratory
U
قضایی
jurisdiction
U
قضایی
juridical
U
قضایی
jural
U
قضایی
judicial
U
قضایی
judiciary
U
قضایی
remembrancer
U
مامور وصول مطالبات سلطنتی
monarchies
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
order in council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
monarchy
U
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
privy councillor
U
عضو هیئت رایزنان سلطنتی
RCs
U
مخفف کالج سلطنتی جراحان
monarchy absolute
U
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
a closed mouth catches no flies
<proverb>
U
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
judicature
U
حوزه قضایی
judiciary
U
قوه قضایی
judicial assistance
U
معاضدت قضایی
precedents
U
رویه قضایی
judicial precedent
U
رویه قضایی
institution
U
تاسیس قضایی
miscarriages of justice
U
اشتباه قضایی
judicial immunity
U
مصونیت قضایی
judicial circumstantial evidence
U
اماره قضایی
legal aid
U
معاضدت قضایی
law agent
U
نماینده قضایی
judicial settlement
U
تسویه قضایی
precedent
U
رویه قضایی
jurisdiction
U
حوزهء قضایی
legal suit
U
تعقیب قضایی
miscarriage of justice
U
اشتباه قضایی
the rule of law
U
تامین قضایی
law courts
U
دادگاه قضایی
judicial settlement
U
حل اختلاف قضایی
law court
U
دادگاه قضایی
litigation
U
دعوی قضایی
legal assistance
U
مشاوره قضایی
judicature
U
قوه قضایی
quasi judicial
U
شبه قضایی
rogatory
U
نیابت قضایی
legal
U
شرعی قضایی
presumption juris tantum
U
اماره قضایی
judicial delegation
U
تفویض قضایی
royalism
U
شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
moored mine
U
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
district attorney
U
بازپرس بخش قضایی
district attorneys
U
بازپرس بخش قضایی
legal advice
U
مشورت یا نظر قضایی
extrajudicial
U
خارج ازصلاحیت قضایی
enforcement of judgement
U
اجرای احکام قضایی
sub judice
U
بدون تصمیم قضایی
justiciar
U
مامور قضایی عالیرتبه
verderor
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
verderer
U
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
yeoman of the guard
U
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
chancery
U
مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
Fontainebleau
U
[سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
certain
U
برخی
some
U
برخی
cretain
U
برخی
several
U
برخی از
hotter
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
proetor
U
متصدی امور قضایی وکشوری
legal assistance
U
کمکهای قضایی شرح علایم
circuits
U
حوزه قضایی یک قاضی دور
circuit
U
حوزه قضایی یک قاضی دور
adjudge
با حکم قضایی فیصل دادن
dictum
U
گفته افهار نظر قضایی
dictums
U
گفته افهار نظر قضایی
Soc
U
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
p sanction
U
حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
witan
U
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
scundine quid
U
از برخی جهات
letters rogatory
U
نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
rogatory letters
U
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
order of council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
source
U
خصوصیت برخی bridge ها که
attribute
U
در برخی سیستم عامل ها
attributes
U
در برخی سیستم عامل ها
attributing
U
در برخی سیستم عامل ها
On certain considerations .
U
طبق برخی ملاحظات
hotbeds
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
cadre
U
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
perverse verdict
U
درمورد نکات قضایی موضوع صادر شود
sokeman
U
فرد ساکن حوضه قضایی لرد یا امیر
cadres
U
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
imperfect competition
U
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
glue sniffing
U
بو کردن برخی از انواع چسب
ARQ
U
قابل استفاده در برخی مودم ها
O.K.
U
در برخی سیستم ها به کار می رود
court rug
U
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
coroners
U
هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
judge made law
U
نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
exegesis
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
coroner
U
هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
exegeses
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
landgravine
U
لقب برخی از شاهزادگان المانی است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com