Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
contrapuntist
U
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mediaevalist
U
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
strippers
U
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
U
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
melodramatist
U
کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
liter any executor
U
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
crammer
U
کسیکه کارش اماده کردن شاگردان برای امتحان بطورسطحی است
nympholept
U
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
blessed is he who
U
کسیکه
one who
U
کسیکه
gospeller
U
کسیکه
dragman
U
کسیکه
whom
U
کسیکه
constructionist
U
کسیکه قانون
minimalist
U
کسیکه خرسنداست
stalker
U
کسیکه میخرامد
long shot
U
کسیکه درمسابقات
whomso
U
بهر کسیکه
introspectionist
U
کسیکه معتقد به
jogger
U
کسیکه اهسته می دود
scaler
U
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
misogynist
U
کسیکه از زن بیزار است
snorter
U
کسیکه خرناس میکشد
joggers
U
کسیکه اهسته می دود
nob
U
کسیکه از طبقات بالاباشد
nobs
U
کسیکه از طبقات بالاباشد
figurant
U
کسیکه باجمع میرقصد
euphuist
U
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynists
U
کسیکه از زن بیزار است
wonder worker
U
کسیکه معجزه میکند
heliophobe
U
کسیکه ازافتاب بیزاراست
tugger
U
کسیکه کوشش وتقلامیکند
pall bearer
U
کسیکه در همراهی با جنازه
obstructionist
U
کسیکه برای جلوگیری
rumormonger
U
کسیکه شایعه میسازد
benedick
U
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
chain-smoker
U
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
pseudologist
U
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
sitters
U
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
purse bearer
U
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
sitter
U
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
lobbyists
U
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
scapegoats
U
کسیکه قربانی دیگران شود
pseudologer
U
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
gunfighter
U
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
proselyte
U
کسیکه تازه بدینی واردشود
faunist
U
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
libertine
U
کسیکه پابند مذهب نیست
libertines
U
کسیکه پابند مذهب نیست
soliloquist
U
کسیکه باخود حرف میزند
chain-smokers
U
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
presentee
U
کسیکه چیزی باوعرضه شده
inductee
U
کسیکه وارد خدمت شده
fillbelly
U
کسیکه درکاری حریص باشد
first nighter
U
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
lobbyer
U
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
liveryman
U
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
light sleeper
U
کسیکه خوابش سبک است
griper
U
کسیکه مرتب شکایت میکند
hylicist
U
کسیکه معتقد به مادیات است
sandbagger
U
کسیکه کیسه شن بکار برد
falconers
U
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
U
کسیکه با شاهین شکار میکند
prankster
U
کسیکه شوخی زننده کند
gossiper
U
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
lobbyist
U
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
fruitarian
U
کسیکه با میوه زندگی میکند .
pledger
U
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
fruiter
U
کسیکه درخت میوه میکارد
revenant
U
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
malaprop
U
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
gigman
U
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
pranksters
U
کسیکه شوخی زننده کند
processionist
U
کسیکه با دستهای راه میافتد
paperhanger
U
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
non entity
U
کسیکه بودونابوداو یکی است
nightwalker
U
کسیکه شب در خواب راه میرود
night walker
U
کسیکه در خواب راه میرود
personator
U
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
demonist
U
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
negroid
U
کسیکه خون سیاهان در او باشد
waxer
U
کسیکه موم مالی میکند
weaner
U
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
deadhead
U
کسیکه بدون بلیط سوار
autodidact
U
کسیکه پیش خود میاموزد
browser
U
کسیکه جسته وگریخته میخواند
paradoxist
U
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paralogist
U
کسیکه قیاس نادرست میسازد
ortorian
U
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
cessionary
U
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
sweaters
U
کسیکه عرق میکند پلوور
sweater
U
کسیکه عرق میکند پلوور
watchers
U
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
symposiast
U
کسیکه در بزم شرکت میکند
embracer
U
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
elephantiac
U
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
ghost-writer
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
depositor
U
کسیکه پول در بانک میگذارد
ghost-writers
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
speller
U
کسیکه لغت را هجی میکند
chain smoker
U
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
stargazer
U
کسیکه به ستاره ها خیره شده
winegrower
U
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
watcher
U
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
soliloquizer
U
کسیکه باخود حرف میزند
symposiarch
U
کسیکه جلسهای را اداره میکند
somnambulistic
U
کسیکه درخواب راه میرود
songwriter
U
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
heteroclite
U
کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
end gatherer
U
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
color bearer
U
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
conventionalist
U
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
undertaker
U
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
hemiplegic
U
کسیکه نیم بدنش فلج است
undertakers
U
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
knocker up
U
کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
progress chaser
U
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
knobbler
U
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
canonist
U
کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
jailŠetc
U
کسیکه زندان خانه اوشده است
irrepressible joy
U
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
irreligionist
U
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
would-be
U
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would be
U
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
interpolator
U
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
bedder
U
لله کسیکه بچه را خواب میکند
revelationist
U
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
covenantee
U
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
dragsman
U
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
vouchee
U
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
free thinker
U
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
loiters
U
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
U
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
U
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
weekender
U
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
loiter
U
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
syllogist
U
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
garreteer
U
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
whitener
U
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
gainer
U
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
vacuist
U
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
sadist
U
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
arsonist
U
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
dabster
U
کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
hylotheist
U
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
rock scorpion
U
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
ambidexter
U
کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
death watch
U
پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
smatterer
U
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
wool stapler
U
کسیکه تجارت پشم خام میکند
air controlman
U
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
head liner
U
کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
demonstrationist
U
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
the observed of all observers
U
کسیکه توجه همه سوی اوست
engrosser
U
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
prisoner at the bar
U
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
my neighbour at dinner
U
کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
parroter
U
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
misanthropist
U
کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
nonunion
U
کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
non abstainer
U
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
milch cow
U
کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
loiterer
U
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
sadistically
U
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
sadistic
U
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
spoilsport
U
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjacks
U
کسیکه الوار وتیر اره میکند
spoilsports
U
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjack
U
کسیکه الوار وتیر اره میکند
colonists
U
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist
U
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
mumbler
U
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
landsman
U
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
prison bird
U
کسیکه زندان خانه او شده است
ox man
U
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
undertaking
U
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
orthoepist
U
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
malapropian
U
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
moonlighter
U
کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
pone
U
کسیکه ورق بازی رابر میزند
octoroon
U
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
wire dancer
U
کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
gauger
U
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
winnower
U
کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
humoralist
U
کسیکه ناخوشیهای تن رانتیجه فسادخلطهای چهارگانه میداند
wine taster
U
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
wine cooper
U
کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
gentleman at large
U
کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
shoo in
U
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
documentarian
U
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
mudlark
U
اهل کوچه کسیکه خودرا باخاک و گل می الاید
disseisor
U
کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
disseisee
U
کسیکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است
inlander
U
کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
rubricator
U
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
wisenheimer
U
کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
second fiddle
U
کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
master of the horse
U
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
semifinalist
U
کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
mestizo
U
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com