Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 256 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gain
U
کسب کردن باز یافتن
gained
U
کسب کردن باز یافتن
gains
U
کسب کردن باز یافتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exchange
U
عوض کردن تسعیر یافتن
exchanged
U
عوض کردن تسعیر یافتن
exchanges
U
عوض کردن تسعیر یافتن
exchanging
U
عوض کردن تسعیر یافتن
meet
U
: برخورد کردن یافتن
meets
U
: برخورد کردن یافتن
flow
U
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flowed
U
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flows
U
لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
adjourn
U
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourned
U
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourning
U
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourns
U
بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
extend
U
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extending
U
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extends
U
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
locate
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locates
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locating
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
malfunction
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctions
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
migrate
U
سیر کردن انتقال یافتن
migrated
U
سیر کردن انتقال یافتن
migrates
U
سیر کردن انتقال یافتن
migrating
U
سیر کردن انتقال یافتن
terminate
U
محدود کردن خاتمه یافتن
terminated
U
محدود کردن خاتمه یافتن
terminates
U
محدود کردن خاتمه یافتن
improve
U
بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improved
U
بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improves
U
بهبودی یافتن پیشرفت کردن
improving
U
بهبودی یافتن پیشرفت کردن
mend
U
رفو کردن بهبودی یافتن
mended
U
رفو کردن بهبودی یافتن
mends
U
رفو کردن بهبودی یافتن
amend
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
amended
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
amending
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
strengthen
U
تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthened
U
تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthens
U
تقویت یافتن تحکیم کردن
paragon
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragons
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
increase
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
center
U
کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
henpeck
U
سعی کردن برای تفوق یافتن
nympholept
U
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
transfuse
U
رسوخ یافتن در تزریق کردن در
head-hunting
<idiom>
U
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
Other Matches
propagating
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error
<idiom>
U
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
finds
U
یافتن
detects
U
یافتن
detecting
U
یافتن
detected
U
یافتن
detect
U
یافتن
discovered
U
یافتن
discovers
U
یافتن
discover
U
یافتن
discovering
U
یافتن
find
U
یافتن
demise
U
وفات یافتن
terminates
U
خاتمه یافتن
perennate
U
دوام یافتن
realize
U
تحقق یافتن
expands
U
بسط یافتن
overpowers
U
استیلا یافتن بر
realized
U
تحقق یافتن
realizes
U
تحقق یافتن
shrink
U
کاهش یافتن
shrinking
U
کاهش یافتن
developments
U
تکامل یافتن
to get off
U
رهایی یافتن از
to get ones hand in
U
دست یافتن به
relax
U
تخفیف یافتن
keep one's head above water
U
رهایی یافتن
overpower
U
استیلا یافتن بر
prefers
U
ترجیح یافتن
to get rid of
U
رهایی یافتن از
dwindle
U
تدریجاکاهش یافتن
end
U
خاتمه یافتن
shrinks
U
کاهش یافتن
to gain in nealth
U
بهبودی یافتن
to gain the upper hand
U
غلبه یافتن
overpowered
U
استیلا یافتن بر
development
U
تکامل یافتن
to get fame
U
شهرت یافتن
realizing
U
تحقق یافتن
circumfuse
U
گسترش یافتن
specialising
U
تخصص یافتن
booms
U
توسعه یافتن
wind up
U
پایان یافتن
bunchout
U
برامدگی یافتن
deploy
U
گسترش یافتن
deploying
U
گسترش یافتن
deploys
U
گسترش یافتن
specialises
U
تخصص یافتن
diminishes
U
تقلیل یافتن
terminated
U
خاتمه یافتن
scant
U
تخفیف یافتن
misalign
U
تغییر یافتن
terminate
U
خاتمه یافتن
pickup
U
بهبودی یافتن
convect
U
انتقال یافتن
expanding
U
بسط یافتن
realising
U
تحقق یافتن
realises
U
تحقق یافتن
realised
U
تحقق یافتن
expand
U
بسط یافتن
taper off
U
کاهش یافتن
specializing
U
تخصص یافتن
boom
U
توسعه یافتن
boomed
U
توسعه یافتن
ended
U
خاتمه یافتن
specializes
U
تخصص یافتن
booming
U
توسعه یافتن
specialize
U
تخصص یافتن
meliorate
U
بهبود یافتن
wrap up
U
خاتمه یافتن
ends
U
خاتمه یافتن
recovers
U
بهبودی یافتن
spread
U
گسترش یافتن
reduces
U
تقلیل یافتن
conquers
U
پیروزی یافتن بر
sublate
U
تغییرشکل یافتن
achieved
U
دست یافتن
spreads
U
گسترش یافتن
attaining
U
دست یافتن
achieve
U
دست یافتن
attained
U
دست یافتن
decrease
U
نقصان یافتن
reducing
U
کاهش یافتن
attain
U
دست یافتن
outreach
U
برتری یافتن
recover
U
بهبودی یافتن
specialization
U
تخصص یافتن
reducing
U
تقلیل یافتن
attains
U
دست یافتن
center
U
تمرکز یافتن
conquering
U
پیروزی یافتن بر
to pull round
U
بهبودی یافتن
achieving
U
دست یافتن
reduce
U
تقلیل یافتن
reduce
U
کاهش یافتن
come off
U
تحقق یافتن
pick up health
U
بهبود یافتن
look oneself again
U
بهبود یافتن
come off
U
وقوع یافتن
to reach for knowledge
U
برای یافتن
come round
U
شفا یافتن
come through
U
وقوع یافتن
achieves
U
دست یافتن
reduces
U
کاهش یافتن
recovering
U
بهبودی یافتن
conquer
U
پیروزی یافتن بر
decreases
U
نقصان یافتن
overspread
U
بسط یافتن
to peter out
U
نقصان یافتن
escalating
U
فزونی یافتن
prefer
U
ترجیح یافتن
escalates
U
فزونی یافتن
escalated
U
فزونی یافتن
penetract
U
راه یافتن
decreases
U
کاهش یافتن
dwindled
U
تدریجاکاهش یافتن
to look oneself again
U
بهبود یافتن
relaxes
U
تخفیف یافتن
escalate
U
فزونی یافتن
decrease
U
کاهش یافتن
to alter
[to]
U
تغییر یافتن
overmaster
U
برتری یافتن بر
to grow better
U
بهبودی یافتن
decreased
U
نقصان یافتن
overmatch
U
تفوق یافتن
relaxing
U
تخفیف یافتن
dwindling
U
تدریجاکاهش یافتن
lay hands on something
U
چیزی را یافتن
decreased
U
کاهش یافتن
dwindles
U
تدریجاکاهش یافتن
preferring
U
ترجیح یافتن
break out
U
شیوع یافتن
outspread
U
گسترش یافتن
acceding
U
راه یافتن
luxuriate
U
شکوه یافتن
transcending
U
برتری یافتن
ensured
U
اطمینان یافتن
accrue
U
افزایش یافتن
luxuriated
U
شکوه یافتن
pull round
U
بهبودی یافتن
accrue
U
گسترش یافتن
hunt out
U
با جستجو یافتن
to undergo a change
U
تغییر یافتن
come up with
<idiom>
U
یافتن پاسخ
accrues
U
افزایش یافتن
to take courage
U
خرات یافتن
accrues
U
گسترش یافتن
hold out
U
بسط یافتن
over-
U
پایان یافتن
acceding
U
دست یافتن
masters
U
تسلط یافتن
to come to know
U
اگاهی یافتن
insures
U
اطمینان یافتن
recuperate
U
بهبودی یافتن
ensuring
U
اطمینان یافتن
lessens
U
تقلیل یافتن
altered
U
تغییر یافتن
accedes
U
دست یافتن
transcend
U
برتری یافتن
alter
U
تغییر یافتن
accedes
U
راه یافتن
centralisation
U
مرکزیت یافتن
centralization
U
مرکزیت یافتن
protend
U
امتداد یافتن
ensures
U
اطمینان یافتن
transcended
U
برتری یافتن
over
U
پایان یافتن
accruing
U
افزایش یافتن
diminishes
U
نقصان یافتن
ensure
U
اطمینان یافتن
pull through
<idiom>
U
بهبود یافتن
wanes
U
کاهش یافتن
luxuriating
U
شکوه یافتن
waning
U
کاهش یافتن
lay hands on something
<idiom>
U
یافتن چیزی
station
U
استقرار یافتن
luxuriates
U
شکوه یافتن
to develop
U
تکامل یافتن
centered
U
تمرکز یافتن
accruing
U
گسترش یافتن
centers
U
تمرکز یافتن
lessening
U
تقلیل یافتن
recuperates
U
بهبودی یافتن
wane
U
کاهش یافتن
stationed
U
استقرار یافتن
lessened
U
تقلیل یافتن
lessen
U
تقلیل یافتن
waned
U
کاهش یافتن
diminish
U
نقصان یافتن
centre
U
تمرکز یافتن
diminish
U
تقلیل یافتن
centred
U
تمرکز یافتن
stations
U
استقرار یافتن
learn
U
اگاهی یافتن
to get back on one's feet
U
بهبودی یافتن
to be transferred
U
انتقال یافتن
recuperating
U
بهبودی یافتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com