Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
filter crystal
U
کریستال صافی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
absolute filter
U
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
antivignetting filter
U
صافی هماهنگ کننده نور صافی تطبیق نور
crystals
U
کریستال
crystal
U
کریستال
crystal axis
U
محور کریستال
liquid crystals
U
کریستال مایع
crystallite
U
خرده کریستال
mixed crystal
U
کریستال مخلوط
liquid crystal
U
کریستال مایع
ideal crystal
U
کریستال ایده ال
cut glass
U
بلور کریستال
mixed crystal
U
کریستال امیخته
pizoelectric crystal
U
کریستال پیزوالکتریک
solid solution
U
کریستال مخلوط
hexagonal crystal system
U
سیستم کریستال شش گوش
LCD
U
صفحه نمایش کریستال مایع
crystallography
U
کریستال شناسی مطالعه بلورها شناخت بلور
liquid crystal displays
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal display
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
liquid crystal bar graph panel indicator
U
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
crystal
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
silicon
U
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
silicon
U
ماشین تولید کریستال سیلیکون و پس برش دادن آن قط عات باریک و کوچک
crystals
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
notebook computer
U
یک کامپیوتر کوچک به اندازه یک چمدان که از یک نمایش کریستال مایع و مسطح استفاده میکند
backlit display
U
واحد نمایش کریستال مایع که برای بهبودبخشیدن به شدت تصویرنور مناسبی دارد
LCD
U
Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
silicon
U
قطعه نازک کریستال سیلیکون خالص با قط ر چند اینچ که روی آن مدارهای مجتمع قرار دارند.
liquid crystal display
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal displays
U
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
defecator
U
صافی
limpidity or limpidness
U
صافی
filter
U
صافی
line filter
U
صافی خط
planeness
U
صافی
leach
U
صافی
limpidity
U
صافی
filter bed
U
صافی اب
absolute filter
U
صافی صد در صد
strainers
U
صافی
colanders
U
صافی
colander
U
صافی
smoothness
U
صافی
oaleaceous
U
صافی
strainer
U
صافی
filters
U
صافی
water filter
U
صافی اب
sleekness
U
صافی
pureness
U
صافی
scumble
U
صافی
fuel filter
U
صافی بنزین
filter chock
U
چوک صافی
gas mask canister
U
صافی گاز
glassiness
U
صافی زلالی
gravel filter
U
صافی شنی
filter characteristic
U
مشخصه صافی
filter curve
U
منحنی صافی
filter disk
U
قرص صافی
filter circuit
U
مدار صافی
fuel filter
U
صافی سوخت
fineness
U
موشکافی صافی
filter layer
U
لایه صافی
filter condenser
U
خازن صافی
filter flask
U
بالن صافی
frequency filter
U
صافی فرکانس
interference eliminator
U
صافی تداخل
leach
U
صافی کردن
nominal filter
U
صافی میکرونی
polarizing filter
U
صافی قطبی
noise filter
U
صافی همهمه
porous filter
U
صافی متخلخل
scratch filter
U
صافی پیکاپ
petrol filter
U
صافی بنزین
line filter
U
صافی شبکه
line filter
U
صافی همهمه
light filter
U
صافی نور
suction filter
U
صافی مکنده
leach
U
از صافی گذراندن
interference filter
U
صافی پارازیت
interference filter
U
صافی تداخل
oil filter
U
صافی روغن
serenity
U
بی سر وصدایی صافی
electric filter
U
صافی الکتریکی
crystal filter
U
صافی بلورین
edge fillter
U
صافی چاکدار
differentiating filter
U
صافی ممیز
filter
U
فیلتر صافی
filters
U
صافی پالایه
killer stage
U
صافی رنگ
color killer
U
صافی رنگ
break even
U
صافی درامدن
band screen
U
صافی مخازن
filters
U
فیلتر صافی
filter disc
U
قرص صافی
acoustic filter
U
صافی صوتی
filtering
U
از صافی گذراندن
accelofilter
U
صافی سریع
absorbent filter
U
صافی جذب
purity
U
صافی پاکدامنی
filter network
U
شبکه ی صافی
filter packing
U
لایی صافی
filtration
U
از صافی گذراندن
filterable
U
صافی کردنی
filtrable
U
صافی کردنی
filter add
U
کمک صافی
filrate
U
از صافی گذراندن
filter bed
U
صافی شنی
filter
U
صافی پالایه
filter press
U
صافی فشاری
gloss
U
صافی براقی
filter capacitor
U
خازن صافی
filrate
U
از صافی گذشتن
filter paper
U
کاغذ صافی
filter packing
U
پوشش صافی
LCD
U
کریستال مایع که در صورت اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتهای مچی به ماشین حساب و سایر صفحات دیجیتال به کار می رود
low pass filter
U
صافی پایین گذر
low frequency filter
U
صافی فرکانس پایین
narrow band filter
U
صافی فلزات باریک
serene
U
صافی صاف کردن
filter insert
U
دریچه یا مدخل صافی
power line filter
U
صافی جریان برق
strainer well
U
چاه صافی دار
high pass filter
U
صافی بالا گذر
impedance transforming filter
U
صافی تبدیل امپدانس
infltrate
U
از سوراخهای صافی گذراندن
flexible oil filter line
U
لوله صافی روغن
filter stick
U
لوله صافی دار
integrating filter
U
صافی جمع کننده
band stop
U
صافی میان نگذر
filtrate
U
مایع زیر صافی
band pass
U
صافی میان گذر
wafers
U
یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
wafer
U
یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
backlight
U
چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند
lawns
U
مرغزار باپارچه صافی کردن
fluted filter paper
U
کاغذ صافی چین دار
high pass acoustical filter
U
صافی صوتی بالا گذر
diesel fuel oil filter
U
صافی سوخت موتور دیزل
intermediate frequency band filter
U
صافی باند فرکانس میانی
band pass filter circuit
U
مدار صافی باند پاس
nominal filter
U
صافی به اندازه عبور معین
lawn
U
مرغزار باپارچه صافی کردن
low pass acoustical filter
U
صافی پایین گذر صوتی
leachate
U
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
leach
[liquid formed by leaching]
U
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
transphasor
U
ترانزیستور نوری که از کریستال ساخته شده است که قادر به تنظیم اشعه اصلی نور طبق سیگنال ورودی کوچکتر است
whisker
U
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
crystals
U
صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystal
U
صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
hypostyle hall
U
[اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
crystals
U
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystal
U
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
Indian summers
U
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summer
U
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
quartz clock
U
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
antialiasing
U
تکنیک افزایش دقت نمایش گرافیک کامپیوتری یک روش بکارگیری صافی که باعث فهور خطها و لبههای صاف در محل تصویر صفحه نمایش میشود
cullender
U
صافی- ابکش- پالودن-ابکش کردن- صاف کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com