English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
What foreign language do you know? U کدام زبان خارجی رامی دانید ؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
What foreign language do you speak ? U با کدام زبان خارجی آشناهستید ؟
Do you know the definition (meaning) of this word? U تعریف این لغت رامی دانید ؟
We speake the same language. we are on the same wavelength. we understand each other. U زبان همدیگر رامی فهمیم
polarities U بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity U بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
To perfect oneself in a foreign language . U معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
As you deen it advisable . As you think fit . U هر طور که می دانید
framing U یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
which one U کدام یک کدام یکی
positive externalities U صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle U زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity U جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary U فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
sagittarii U رامی
sagittarius U رامی
docility U رامی
obedience U رامی
ramie U رامی
mansuetude U حلم رامی
outwork U استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange U پول خارجی ارز خارجی
I am thinking of your own good. U من خو بی شما رامی خواهم
canasta U نوعی بازی رامی
rummy U بازی ورق رامی
Water lays the dust. U آب گرد وخاک رامی خواباند
My shoes pinch. U کفشها پایم رامی زند
This is precisely ( exactly) what I wanted to know . U همین رامی خواستم بدانم
Even a fool knows this . U یک احمق هم این رامی داند
his sight could p darkness U بینایی وی تاریکی رامی شکافت
slater U کسی که پوست خام رامی تراشد
cribbage U یکجور بازی ورق شبیه رامی
gin rummy U نوعی بازی رامی مخصوص دو نفر
The sun rays dazzle (hit) the eyes. U نور آفتاب چشم رامی زند
Do you move in high circles ? U آیا مقامات عالی رامی شناسید ؟
His action is in the nature of sour grapes. U اززور پسی اینکار رامی کند
autobiographer U کسی که تاریخچه زندگی خود رامی نویسد
wrist U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
Can you reckon the cost of the trip? U هزینه سفر رامی توانی حساب کنی ؟
trainbearer U کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
Several people could be accommodated in this room. U چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
peak voltmeter U ولتمتری که مقدار برداری رامی سنجد ولتمتر پیک
translator U برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators U برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages U استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages U برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language U استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language U برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly U زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
wilson U پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
host language U زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
compiler U که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol U Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
pellagra U یکجور ناخوشی که پوست رامی ترکاندو بساک ه انسانرابدیوانگی می کشاند
target U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental U زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted U زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
parbuckle U طناب دولاکه بان چلیک یاچیزدیگر رامی غلتانند باطناب غلتاندن
epicanthus U لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
wherefrom U از کدام
what U کدام
ilka U هر کدام
any U کدام
which U کدام
condensation cloud U ابر یا بخار غلیظی از قطرات که اطراف گوی اتشین اتمی رامی گیرد
author language U زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
mealymouthed U ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang U زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal U زبان ساده شده زبان اسمبلی
He is speechless (inarticulate). U سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
whichsoever U هر کدام که هریک که
which way are you going? U از کدام راه
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
On what day? U در کدام روز؟
whichever U هر کدام که هریک که
what instrument can you play? U کدام ساز را ...
Whichever she chooses . U هر کدام را که انتخاب کند
Pick, what you like [want] ! U هر کدام را می خواهی بردار!
which way [to go] ? U به کدام طرف [برویم] ؟
what is your preference U کدام را میل دارید
Which of your tunes shall I dance?. <proverb> U به کدام سازت برقصم ؟.
ana U ازهر کدام بمقدار مساوی
to which side do I have to turn? U به کدام طرف باید بپیچم؟
stumps U هر کدام از سه میله عمودی کریکت
what is the score U هر کدام چند بازی داریم
stumped U هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stump U هر کدام از سه میله عمودی کریکت
whichever is the sooner U هر کدام که زودتر رخ بدهد [قانون]
Where the hell is he? U او [مرد] کدام گوری است؟
stumping U هر کدام از سه میله عمودی کریکت
None of the boys ( children ) came . U هیچ کدام از بچه هانیامدند
Where is carriage no ...? واگن شماره ... کدام است؟
Which bank do you bank with? U با کدام بانک کار می کنید؟
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
Which bank do you bank with? U در کدام بانک حساب دارید؟
What can one do about it? U چاره کدام است ( چیست ) ؟
languages U مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Arabic U زبان تازی زبان عربی
language U مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib U چرب زبان زبان دار
interpreting U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted U ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Which is the best way to Tehran ? U بهترین راه به تهران کدام است ؟
opener U هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
Which bus goes to the town centre? U کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
What's your insurance company? U شرکت بیمه شما کدام است؟
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone . U نمی دانم کدام گوری رفته است
what is your nationality U ملیت شما چیست از کدام ملت هستید
What platform does the train to York leave from? U قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
What platform does the train from York arrive at? U قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Which son of a bitch (son of a gun)did it? U کار کدام شیر پاک خورده ای است ؟
Which is the odd one out? <idiom> U کدام نسبت به همه در گروه نامشابه است؟
head and arm U هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
scottish gaelic U زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
boxes U هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
box U هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
field U جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fields U جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fielded U جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
Which bus do I take for the opera? U برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
pound cake U کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است
national component U هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
Which bus do I take to Victoria Station? U کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
toolkit software U بسته نرم افزاری که به شخص امکان توسعه کاربردهای خاص خود رابسیار ساده تر از حالتی که شخصا" تمام یک برنامه رامی نویسد فراهم می اورد
cluster mill U فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
back berm U سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
race condition U حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
exotic U خارجی
foreign U خارجی
extraneous U خارجی
outside U خارجی
external U خارجی
outsides U خارجی
extras U خارجی
externals U خارجی
peripheral U خارجی
extra- U خارجی
extern U خارجی
exogenous U خارجی
abextra U خارجی
gringos U خارجی
gringo U خارجی
outward U خارجی
exosphere U خارجی
exoteric U خارجی
oversea U خارجی
extra U خارجی
alien U خارجی
aliens U خارجی
international line U خط خارجی
outsiders U خارجی
exteriors U خارجی
outer U خارجی
exterior U خارجی
outsider U خارجی
outboard U خارجی
oxtongue U گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
externalities U پی امدهای خارجی
external variable U متغیر خارجی
externalization U خارجی کردن
external memory U حافظه خارجی
exteroceptive U محرک خارجی
external storage U حافظه خارجی
external operation U عملیات خارجی
external storage U انباره خارجی
external sort U جورکردن خارجی
external security U امنیت خارجی
external reperence U ارجاع خارجی
outer planets U سیارات خارجی
external reference U ارجاع خارجی
external store U انباره خارجی
external symbol U علامت خارجی
outness U کیفیت خارجی
external menory U حافظه خارجی
external thread U دنده خارجی
external transaction U معاملات خارجی
external reference U مرجع خارجی
external pressure U فشار خارجی
externalities U اثرات خارجی
extrinsic U بیرونی خارجی
foreign particle U جسم خارجی
foreign policy U سیاست خارجی
foreign reserves U ذخائر خارجی
foreign trade U بازرگانی خارجی
foreign trade U تجارت خارجی
outboard profile U نیمرخ خارجی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com