English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
heavy-set U کت و کلفت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
waitress U ندیمه کلفت
waitresses U ندیمه کلفت
pachyderm U جانور پوست کلفت
pachyderms U جانور پوست کلفت
thickening U کلفت سازی
thick-skinned U پوست کلفت
dumpy U گردن کلفت
ancillary U مستخدم بومی مربوط به کلفت
marchioness U نوعی گلابی کلفت
marchionesses U نوعی گلابی کلفت
snub U کلفت وکوتاه سرزنش
snubbed U کلفت وکوتاه سرزنش
snubbing U کلفت وکوتاه سرزنش
snubs U کلفت وکوتاه سرزنش
bullied U گردن کلفت گوشت
bullies U گردن کلفت گوشت
bully U گردن کلفت گوشت
bullying U گردن کلفت گوشت
gross U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossed U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grosser U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grosses U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossest U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossing U کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
thick U کلفت
thicker U کلفت
thickest U کلفت
impassive U پوست کلفت
charwoman U کلفت
charwomen U کلفت
thug U قاتل گردن کلفت
thugs U قاتل گردن کلفت
chambermaid U کلفت
chambermaids U کلفت
handmaiden U کلفت
handmaidens U کلفت
thickset U تنگ کلفت
burly U کلفت
housemaid U کلفت
housemaids U کلفت
barrel U قسمت کلفت چوب بیس بال لوله اسلحه
barrels U قسمت کلفت چوب بیس بال لوله اسلحه
bellies U کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
belly U کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
plank U تخته کلفت
blunt U کلفت کردن
blunted U کلفت کردن
blunter U کلفت کردن
bluntest U کلفت کردن
blunting U کلفت کردن
blunts U کلفت کردن
thicken U کلفت کردن
thicken U کلفت ترشدن
thickened U کلفت کردن
thickened U کلفت ترشدن
thickens U کلفت کردن
thickens U کلفت ترشدن
woman U کلفت
lumpier U کلفت ناهنجار تودهای
lumpiest U کلفت ناهنجار تودهای
lumpy U کلفت ناهنجار تودهای
stodgy U گردن کلفت
yak U گاومیش دم کلفت
yaks U گاومیش دم کلفت
moll U کلفت
molls U کلفت
stockier U کلفت
stockiest U کلفت
stocky U کلفت
nappies U کلفت و پرزدار خواب دار
nappy U کلفت و پرزدار خواب دار
chunk U تکه بزرگ یا کلفت وکوتاه
chunks U تکه بزرگ یا کلفت وکوتاه
girl U دوشیزه کلفت
girls U دوشیزه کلفت
ruffian U گردن کلفت
ruffians U گردن کلفت
hawser U طناب کلفت
hawsers U طناب کلفت
ancilla U پیشخدمت زن کلفت
barreled shaft U میله تیر که وسط ان کلفت تراز انتهایش باشد
barong U یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
baryphonia U کلفت صدایی
biddy U کلفت
blobber U کلفت
boat rod U چوب کلفت ماهیگیری با قایق
bondwoman U کلفت زرخرید
bonne U کلفت
box coat U پالتوی کلفت
chamber maid U کلفت
chamberer U کلفت
chest protector U لایی کلفت محافظ سینه توپگیریا داور بیس بال
club propeller U ملخی دارای تیغههای کلفت باگام زیاد برای تست قدرت یاترک موتور
deep mouthed U دارای صدای درشت و کلفت
fearnought U یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
femme de chambre U کلفت
fly line U ریسمان کلفت ماهیگیری
gold foil U زرورق کلفت
Other Matches
cable weft U پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
hand maid U کلفت
servant maid U کلفت
labrose U لب کلفت
ladys maid U کلفت
handmaid U کلفت
maidservant U کلفت
trull U کلفت
tirewoman U کلفت
swabber U کلفت
squatty U کلفت
moppy U کلفت بلند
muslinet U مشمش کلفت
heavyset U کلفت زمخت
incrassate U کلفت کردن
incrassate U کلفت شدن
inspissate U کلفت کردن
hoodman blind U گردن کلفت
junk board U مقوای کلفت
thick weft U نخ پود کلفت
pachydrmatous U پوست کلفت
parlour maid U کلفت سرمیز
poutingly U لب کلفت کنان
roughneck U گردن کلفت
pachydermatous U پوست کلفت
thick skinned U پوست کلفت
stiff necked U گردن کلفت
thick warp U نخ تار کلفت
odalisque U کلفت یا صیغه
doubling U کلفت ریسی
ruffianly U گردن کلفت وحشی
moreen U پارچه کلفت پردهای
hyperostosis U کلفت شدگی استخوان
pachyder mata U جانوران پوست کلفت
indurate U پوست کلفت کردن
heavyset U چهارشانه کلفت وکوتاه
butch U مرد یا پسر گردن کلفت
stick glove U دستکش کلفت دروازه بان
parlormaid U کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
pachydrmatous U ادم پوست کلفت و بیرگ
grego U جامه کوتاه باشلق دارازپارچههای کلفت
muscleman U آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
meathead U آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
beefcake U آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
senile keratosis U کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
pea jacket or coat U جامه کلفت پشمی که ملوانان در سرما می پوشند
petersham U یکجور پارچه پشمی پالتوی نوار کلفت وراه راه که برای ......می برند
millboard U مقوای جلد کتاب وامثال ان مقوای کلفت
hyprostosis U رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com