Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
comic book
U
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic books
U
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lending library
U
کتابخانهای که کتاب عاریه میدهد
circulating library
U
کتابخانهای که کتاب کرایه میدهد
lending libraries
U
کتابخانهای که کتاب عاریه میدهد
press mark
U
علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
capitulary
U
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
primer
U
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
primers
U
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
isotherm
U
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
isallobaric
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobar
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
storied
U
داستانی
storybook
U
داستانی
deuteronomic
U
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
And what a story it was too !
U
وآن هم چه داستانی !
to go wrong
U
بد از آب در آمدن
[داستانی]
to turn out badly
U
بد از آب در آمدن
[داستانی]
readers
U
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader
U
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton
U
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
book of reference
U
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
A shocking tale . A moving story .
U
داستانی تکان دهنده
to represent a play
U
داستانی را نمایش دادن
to license a play
U
اجازه نمایش داستانی را دادن
to draw a moral
U
معنی یا نتیجه اخلاقی داستانی را فهماندن
to back up
U
با داستانی از اولش درگذشته دور آغاز کردن
to heighten a story
U
داستانی رابزرگ کردن حکایتی رابسط دادن
to regard something as a matter of course
U
چیزی
[داستانی]
را امری آشکار در نظر گرفتن
ballads
U
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
ballad
U
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
invisible hand
U
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
romulus
U
رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
at
U
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
logical
U
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
dma
U
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
narrates
U
داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
narrating
U
داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
narrated
U
داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
narrate
U
داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
graphics
U
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
ToolTips
U
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
supervisory
U
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
that book
U
ان کتاب
i sold the book for rials 0
U
کتاب را
book
U
کتاب
books
U
کتاب
text
U
کتاب
bokk
U
کتاب
booked
U
کتاب
letter writer
U
کتاب
hexateuch
U
شش کتاب
texts
U
کتاب
postscripts
U
ضمیمه کتاب
catalogues
U
کتاب فهرست
here is my book
U
کتاب من اینها
catalogs
U
کتاب فهرست
catalogue
U
کتاب فهرست
catalogued
U
کتاب فهرست
here is my book
U
اینست کتاب من
catalog
U
کتاب فهرست
cataloguing
U
کتاب فهرست
class book
U
کتاب کلاسی
handbooks
U
کتاب دستی
many books
U
چندین کتاب
miaasl
U
کتاب نماز
handbook
U
کتاب دستی
statute book
U
کتاب قانون
text
U
کتاب درسی
bibiliography
U
کتاب شناسی
missal
U
کتاب دعا
p. album
U
کتاب عکس
cookbooks
U
کتاب اشپزی
cookbook
U
کتاب طباخی
wordbook
U
کتاب لغت
word book
U
کتاب لغت
book og kings
U
کتاب پادشاهان
lexicon
[dictionary]
U
کتاب لغت
cookbook
U
کتاب اشپزی
workbooks
U
کتاب دستورعملیات
workbook
U
کتاب دستورعملیات
glossary
U
کتاب لغت
cookbooks
U
کتاب طباخی
statute book
U
کتاب نظامنامه
book one
U
کتاب نخست
book review
U
انتقاد از کتاب
booker
U
کتاب دار
paper stainer
U
کتاب نویس
bookplate
U
برچسب کتاب
boookbinder
U
کتاب ساز
pocketbook
U
کتاب جیبی
blue book
U
کتاب ابی
pocketbooks
U
کتاب جیبی
black book
U
کتاب سیاه
bibliographies
U
کتاب شناسی
bibliography
U
کتاب شناسی
octateuch
U
هشت کتاب
dictionary
U
کتاب لغت
scripture
U
کتاب مقدس
primer
U
کتاب الفباء
primers
U
کتاب الفباء
textbook
U
کتاب درسی
textbooks
U
کتاب درسی
prayer book
U
کتاب نماز
postscript
U
ضمیمه کتاب
bibliograph
U
کتاب شناس
cataloged
U
کتاب فهرست
prayer books
U
کتاب نماز
vademecum
U
کتاب موردمراجعه
vademecum
U
کتاب درسی
guide
U
کتاب راهنما
guided
U
کتاب راهنما
guides
U
کتاب راهنما
scriptures
U
کتاب مقدس
bibliophile
U
دوستدار کتاب
by the book
U
ازروی کتاب
bibliophil
U
کتاب دوست
biblioklept
U
کتاب دزد
bibliographer
U
کتاب شناس
cataloging
U
کتاب فهرست
ethic
U
کتاب اخلاق
fortunebook
U
کتاب فالگیری
bookmaker
U
کتاب نویس
bookmakers
U
کتاب نویس
pseudograph
U
کتاب دغلی
guidebooks
U
کتاب راهنما
guidebook
U
کتاب راهنما
Holy Writ
U
کتاب مقدس
pseudograph
U
کتاب جعلی
purview of a book
U
ویعت کتاب
list of lights
U
کتاب چراغها
f. of books
U
عاشق کتاب
casebook
U
کتاب موارد
casebook
U
کتاب زایه
ecclesiastes
U
کتاب جامعه
ecclesiastes
U
کتاب واعظ
jackets
U
جلد کتاب
pseudograph
U
کتاب قلب
psalter
U
کتاب سرود
formulary
U
کتاب نماز
booklet
U
کتاب کوچک
pressmark
U
شماره کتاب
deuteronomy
U
کتاب تثنیه
novel
U
کتاب داستان
novels
U
کتاب داستان
booklets
U
کتاب کوچک
book plate
U
برچسب کتاب
grammar
U
کتاب دستور
grammars
U
کتاب دستور
abecedarium
U
کتاب الفباء
readers
U
کتاب قرائتی
book plates
U
برچسب کتاب
reader
U
کتاب قرائتی
casebooks
U
کتاب موارد
casebooks
U
کتاب زایه
speller
U
کتاب املاء
headbands
U
شیرازه کتاب
headband
U
شیرازه کتاب
leviticus
U
کتاب لاویان
letter book
U
کتاب رونوشت
storybook
U
کتاب داستان
bookshelves
U
قفسه کتاب
bookshelf
U
قفسه کتاب
bookcases
U
قفسه کتاب
bookcase
U
قفسه کتاب
frontispieces
U
دیباچه کتاب
frontispiece
U
دیباچه کتاب
pedants
U
کرم کتاب
nautical
U
خلبان کتاب
enchiridion
U
کتاب کوچک
songbook
U
کتاب سرود
encyclopaedia
U
کتاب حاوی
studious
U
کتاب خوان
comic book
U
کتاب کاریکاتور
comic books
U
کتاب کاریکاتور
White Paper
U
کتاب سفید
White Papers
U
کتاب سفید
pedant
U
کرم کتاب
that is my book
U
کتاب من است
manuscripts
U
کتاب خطی
white book
U
کتاب سفید
missal
U
کتاب نماز
that book
U
این کتاب
pepole of the book
U
اهل کتاب
margent
U
حاشیه کتاب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com