English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Put the books back on the shelf. U کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
caveatemptor U به معنی " بگذار مشتری حذرکند یا بگذار مشتری موافب باشد "
The wound burns and throbs. U زخم جایش می سوزد
he bobded up like a cork U عین فنر از جایش پرید
There is a hitch in this project. U این طرح یک جایش گیر دارد
those books are yours U ان کتابها
books of this type U این نوع کتابها
list of books U فهرست یا صورت کتابها
bibiliography U شرح تاریخچه کتابها
bibliograph U عالم بشرح تاریخچه کتابها
storybook U وابسته به داستانهای این نوع کتابها
lockers U قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
locker U قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
libraries U کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
library U کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
This stone wont lift. U این سنگ از جایش بلند نمی شود ( تکان نمی خورد )
let him do what he pleases U بگذار
let me go U بگذار بروم
Let her attend to her work . U بگذار بکارش برسد
soit fait comme il est desire U بگذار ان چنان که می خواهدباشد
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow . U بگذار بماند تا فردا
Let him clear out . Let him go to blazes. U بگذار گورش را گه کند
you see U بگذار برای شمابگویم
Let him speak his pices. let him have his say. Let him state his case. U بگذار حرفش را بزند
Put the plates on the table . U بشقابها را بگذار روی میز
Put it on my account. I'll foot the bill. Charge it to me. بحساب من بگذار [پای من حساب کن ]
Give him a taste of the whip . U بگذار مزه شلاق را یک کمی بچشد
Dont stand on ceremony. U تشریفات را بگذار کنار ( راحت باش )
Let the car cool off. U بگذار اتوموبیل یکقدری خنک بشود
Leave her alone. U اورا تنها (بحال خود ) بگذار
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . U بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
If the cap fit,wear it. <proverb> U اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
wardrobes U قفسه
cupboard U قفسه
cupboards U قفسه
bays U قفسه
baying U قفسه
bay U قفسه
etagere U قفسه
bayed U قفسه
encasement U قفسه
cages U قفسه
shelving rack U قفسه
cage U قفسه
wardrobe U قفسه
wracked U قفسه
wracks U قفسه
racks U قفسه
presses U قفسه
shelf U قفسه
rack U قفسه
racked U قفسه
cabinet U قفسه
armarium U قفسه
press U قفسه
cabinets U قفسه
thoracic cage U قفسه صدری
thoracic cage U قفسه سینه
bookcase U قفسه کتاب
switch gear cabinet U قفسه کلیدها
squirrel cage U قفسه محافظ
thoracopods U قفسه محافظ
spice rack U قفسه ادویه
wall mounting cabinet U قفسه دیواری
shelver U در قفسه گذار
rib-cage U قفسه صدری
thoraxes U قفسه سینه
shelve U در قفسه گذاردن
cabinet-makers U قفسه ساز
cabinet-maker U قفسه ساز
shelved U در قفسه گذاردن
cabin scooter U قفسه متحرک
thorax U قفسه سینه
rib-cages U قفسه سینه
rib-cage U قفسه سینه
rib-cages U قفسه صدری
chest U قفسه سینه
chests U قفسه سینه
rib cage U قفسه صدری
thoraces U قفسه سینه
rib cage U قفسه سینه
cabinet clamp U گیره قفسه
cabinetmaker U قفسه ساز
cabinetwork U قفسه سازی
hot cabinet U قفسه گرما
stack U قفسه کتابخانه
desktop U قفسه فایلها
meat safe U قفسه توری
pigeonhole U خانه قفسه
bookshelves U قفسه کتاب
bookshelf U قفسه کتاب
bookcases U قفسه کتاب
gasoem U قفسه سینه
kist U قفسه سینه
cabinet maker U قفسه ساز
stacks U قفسه کتابخانه
stacked U قفسه کتابخانه
credenza U قفسه یا جا کتابی
wracks U قفسه مهمات و وسایل
shelve U قفسه دار کردن
rack U قفسه مهمات و وسایل
racked U قفسه مهمات و وسایل
shelved U قفسه دار کردن
wracked U قفسه مهمات و وسایل
racks U قفسه مهمات و وسایل
chiffonier U قفسه کوچک کشودار
first aid cabinet U قفسه کمکهای اولیه
buffets U قفسه جای فرف
buffeting U قفسه جای فرف
buffeted U قفسه جای فرف
buffet U قفسه جای فرف
tallboy U قفسه پایه دار
thoracic U وابسته به قفسه سینه
side board U میز قفسه دار
show case U قفسه جلو مغازه
I cant reach the shelf . U دستم به قفسه نمی رسد
drop type switchboard U قفسه کلیدهای نوع سقوطی
I cannot reach the shelf. U قدم به قفسه نمی رسد
ready rack U قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
meat safe U قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
telephone switchboard U قفسه اتصالات مراکز تلفن خودکار
credence U [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
Where are the luggage lockers? U قفسه های ویژه بار کجاست؟
presternum U قسمت جلو قفسه سینه پستانداران
Where are the luggage lockers? U قفسه های ویژه اسباب و اثاثیه کجاست؟
what not U قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
ark U [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
airing cupboard U قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
catalogue library U محل نگهداری کاتالوگها قفسه کاتالوگها
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com