Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
my other books
U
کتابهای دیگر من
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
scissors and paste
U
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
scrap book
U
مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
Other Matches
our books
U
کتابهای ما
sacred books
U
کتابهای مقدس
many books
U
کتابهای بسیار
prohibitory index
U
صورت کتابهای نخواندنی
various books
U
کتابهای گوناگون یا مختلف
very many book
U
کتابهای خیلی زیاد
octateuch
U
کتابهای هشت گانه
inspired books
U
کتابهای الهام شده
sapiential
U
کتابهای حکمتی عتیق
bibliopolism
U
فروش کتابهای کهنه
the books hereof
U
کتابهای این کتابخانه
the fire books of moses
U
اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
numerary
U
داخل کتابهای رسمی شریعتی
bibiliography
U
کتابهای وابسته بیک مبحث
bibliopoly
U
فروش کتابهای کهنه یاعتیق
i had many books he had none
U
من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
i owe for all my books
U
پول همه کتابهای خود راقرض کردم
uncial letters
U
حروفی که در کتابهای خطی سدههای 8 میلادی بکارمیبردند....بحروف درشت
sibilline books
U
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
law calf
U
پوست گوساله رنگ نشده که برای جلد کتابهای قانون بکار می برند
new century schoolbook
U
نوعی طرح حروف خوانا که جهت مجلات و کتابهای درسی مدارس طراحی شده است
chip
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
U
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
U
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
U
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifts
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
light lists
U
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
metafile
U
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
U
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
further
U
دیگر
from one another
<adv.>
U
از هم دیگر
alternative
U
شق دیگر
alternative
U
دیگر
alternatives
U
شق دیگر
others
U
دیگر
other
U
دیگر
alternatives
U
دیگر
next
U
دیگر
furthers
U
دیگر
furthering
U
دیگر
furthered
U
دیگر
of each other
<adv.>
U
از هم دیگر
one an other
U
یک دیگر
of one another
<adv.>
U
از هم دیگر
from each other
<adv.>
U
از هم دیگر
he is no more
U
او دیگر
another
U
دیگر
no more
U
دیگر نه
again
U
دیگر
thence
U
دیگر
anymore
U
دیگر
secus
U
از دیگر سو
else
U
دیگر
et al
U
و در جای دیگر
videlicet
U
به عبارت دیگر
what more do you want
U
دیگر چه می خواهید
about-faces
U
جهت دیگر
about-faces
U
سوی دیگر
about-face
U
جهت دیگر
about-face
U
سوی دیگر
about face
U
جهت دیگر
elsewhere
U
بجای دیگر
elsewhere
U
نقطه دیگر
to wit
<adv.>
U
به عبارت دیگر
namely
<adv.>
U
به عبارت دیگر
another day
U
یک روز دیگر
otherwhile
U
وقت دیگر
otherworld
U
دنیای دیگر
not any more
U
دیگر نه
[بیشتر نه]
withil
U
ازطرف دیگر
another guess
U
نوعی دیگر
another guess
U
قسمتی دیگر
about face
U
سوی دیگر
otherwise
U
طور دیگر
tother
U
بعدی دیگر
t' other
U
بعدی دیگر
scilicet
U
بعبارت دیگر
another
U
یکی دیگر
yon
U
ان یکی دیگر ان
another
U
شخص دیگر
so muchthe worse
U
دیگر بدتر
in other words
<idiom>
U
به کلام دیگر
to wit
U
بعبارت دیگر
In our other words.
U
بعبارت دیگر
again
U
از طرف دیگر
to be no more
U
دیگر نبودن
on one's coat-tails
<idiom>
U
همراه کس دیگر
elsewhere
U
درجای دیگر
somewhere else
U
یک جای دیگر
the other two
U
دوتای دیگر
at a later period
U
در موقع دیگر
on the other side
<adv.>
U
طور دیگر
on more
U
بار دیگر
over-
U
بسوی دیگر
over
U
بسوی دیگر
none other than
U
هیچکس دیگر جز
beside
U
ازطرف دیگر
no more of that
U
بس است دیگر
next year
U
سال دیگر
no more
U
نه دیگر
[بیشتر]
once
U
یکبار دیگر
on the opposite side
U
در انسوی دیگر
on the other hand
U
از سوی دیگر
on the other hand
U
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
apart from that
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
by the same token
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other part
U
از طرف دیگر
no more
U
دیگر ن
[فعل]
variant
U
نوع دیگر
no longer
U
نه دیگر
[زمانی]
nevermore
U
دیگر ابدا
nevermore
U
هرگز دیگر
never more
U
هرگز دیگر
in other words
<adv.>
U
به عبارت دیگر
in other words
<adv.>
U
به کلام دیگر
in fact
U
به عبارت دیگر
otherguess
U
نوع دیگر
othergates
U
طور دیگر
othergates
U
جور دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
other people
U
مردم دیگر
other
U
نوع دیگر
others
U
نوع دیگر
alternatively
<adv.>
U
از سوی دیگر
apart from that
<adv.>
U
از سوی دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
از سوی دیگر
otherguess
U
جور دیگر
otherguess
U
بروش دیگر
otherguise
U
جور دیگر
otherwhile
U
گاه دیگر
shunt
U
به خط دیگر انداختن
alternative unit
U
واحدهای دیگر
shunted
U
به خط دیگر انداختن
shunts
U
به خط دیگر انداختن
otherwhere
U
جای دیگر
otherwhence
U
از جای دیگر
aliunde
U
از منبع دیگر
a horse of another colour
[different colour]
U
مطلبی دیگر
otherness
U
چیز دیگر
otherwhere
U
در مکان دیگر
by the same token
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other side
<adv.>
U
از سوی دیگر
apart from that
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
طور دیگر
otherwise
<adv.>
U
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
U
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
U
ازطرف دیگر
on the other hand
<adv.>
U
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
U
از سوی دیگر
by the same token
<adv.>
U
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
U
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
U
از سوی دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
U
طور دیگر
once again
دوباره
[بار دیگر]
it is never the worse
U
دیگر بدتر که نیست
i never since saw him
U
از ان پس دیگر هیچ او راندیدم
hale
U
سوی دیگر بردن
i.e
U
مخفف به عبارت دیگر
he no longer went there
U
دیگر انجا نرفت
tomorrow week
U
هشت روز دیگر
air-to-air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
itineration
U
ازیک جابجایی دیگر
onother's money
U
پول شخصی دیگر
air to air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
otherworldly
U
متوجه دنیای دیگر
i gave him some others
U
چندتای دیگر به او دادم
close aboard
U
نزدیک به قایق دیگر
we have no more bread
U
دیگر نان نداریم
to rub a thing in
U
چیز دیگر دادن
pick off
U
رد شدن از راننده دیگر
IF statement
U
Gise کار دیگر را
spaceman
U
اهل کرات دیگر
spacemen
U
اهل کرات دیگر
the future
U
دنیای دیگر عقبی
in other sectors
U
در قسمتهای دیگر جبهه
interferes
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
interfered
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
interfere
U
با سم یک پا به پای دیگر زدن
inter alia
U
میان اشخاص دیگر
intervert
U
سوی دیگر برگرداندن
It never occurred again
دیگر اتفاق نیفتاد.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com