English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
depletion U کاهش منابع طبیعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
exhaustable resources U منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
resource endowment U منابع طبیعی
natural resources U منابع طبیعی
natural sources U منابع طبیعی
conservationist U طرفدارحفظ منابع طبیعی
conservationists U طرفدارحفظ منابع طبیعی
conservation U حفظ منابع طبیعی
renewable resources U منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
accelerationists U شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
tax friction U کاهش تولید ناشی از تغییر رفتاراقتصادی بمنظور کاهش بارمالیاتی
kerning U کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
compression U روش کاهش اندازه بلاک داده با کاهش فضا وحذف فضاها و مواد بی استفاده
physiographic U وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
decreases U کاهش یافتن کم شدن کاهش
decreased U کاهش یافتن کم شدن کاهش
decrease U کاهش یافتن کم شدن کاهش
naturalism U فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
feelings indigenous to man U احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
decreases U کاهش دادن کاهش
decrease U کاهش دادن کاهش
decreased U کاهش دادن کاهش
retardation U [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
economic of scale U کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
resources U منابع
sources U منابع
fixed inputs U منابع ثابت
control of resources U نظارت بر منابع
human resources U منابع انسانی
military resources U منابع نظامی
control of resources U کنترل منابع
complementary resources U منابع مکمل
allocation of resources U تخصیص منابع
meaner U منابع درامد
sourcing U منابع یابی
resource allocation U تخصیص منابع
scarce resources U منابع کمیاب
allotment U منابع اختصاصی
meanest U منابع درامد
mean U منابع درامد
allotments U منابع اختصاصی
resource deallocation U بازستانی منابع
sources law U منابع حقوق
overhead U منابع حاشیهای
fixed resources U منابع ثابت
unused resources U منابع بیکار
revenue sources U منابع درامد
resource sharing U اشتراک در منابع
economic resources U منابع اقتصادی
efficient allocation of resources U تخصیص کارای منابع
exhaustable resources U منابع تمام شدنی
conservation programs U برنامههای حفافت منابع
hardware resources U منابع سخت افزاری
inputs U عوامل تولید منابع
resources U منابع اماد ذخایر
nonrenewable resources U منابع تمام شدنی
unused resources U منابع استفاده نشده
misallocation of resources U تخصیص نادرست منابع
sourcing of suppliers U یافتن منابع فروش
software resources U منابع نرم افزار
optimum allocation of resources U تخصیص مطلوب منابع
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
mobility U انتقال اسان منابع تولید
nonrenewable resources U منابع غیر قابل تجدید
water utilization project U پروژه بهره برداری از منابع اب
gather U دریافت داده از منابع مختلف
gathered U دریافت داده از منابع مختلف
economic mobilization U بسیج منابع اقتصادی باصرفه
acid reduction U کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
collections U عمل دریافت داده از منابع مختلف
irm U Resourese Informationمدیر منابع اطلاعاتی anager
complexities U اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
complexity U اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
collection U عمل دریافت داده از منابع مختلف
babbled U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
To pool resources to gether . U کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
departmental LAN U چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
babble U اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
resource U تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
induces U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
dowse U پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
inducing U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
available U لیست حافظه اختصاص داده نشده و منابع در سیستم
shares U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
share U روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
allocations U سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
overhead U منابع انسانی و اقتصادی که درپشتیبانی غیر مستقیم یکانهابه کار می رود
dynamically U سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
dynamic U سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
size U محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
sizes U محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
permission U اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
allocation U سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
optical U اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
resource leveling U زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
allocation U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocations U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
unique U مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
uniquely U مجموعه حروفی که برای تشخیص بین منابع مختلف کتاب چند رسانهای به کار می رود
jcl U دستوری که مشخصات را شرح میدهد و نیز منابع لازم برای انجام کار توسط کامپیوتر
languages U دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
job U دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
language U دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
jobs U دستوراتی که مشخصات و منابع لازم برای یک کار که توسط کامپیوتر باید پردازش شود را دارد
share U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
System Monitor U امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
shared U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shares U سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
server U که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
TDS U سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
SMB U که به کاربر امکان دسترسی به فایل ها و وسایل جانبی کامپیوتر دیگر روی شبکه را میدهد به طوری که مانند منابع محلی باشد
neoclassical school U مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
resource U یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است
rebates U کاهش
declines U کاهش
dampers U کاهش
declined U کاهش
decline U کاهش
downturns U کاهش
downturn U کاهش
dampest U کاهش
damp U کاهش
rebate U کاهش
scale down U کاهش
subtraction U کاهش
spoils U کاهش
spoiling U کاهش
spoiled U کاهش
spoil U کاهش
slow down U کاهش
declining U کاهش
subraction U کاهش
reductions U کاهش
reduction U کاهش
falling-off U کاهش
falling off U کاهش
relief U کاهش
acceptance U کاهش
acceptances U کاهش
devaluation U کاهش
subrtraction U کاهش
wastage U کاهش
shrinkage U کاهش
diminution U کاهش
mitigation U کاهش
attenuation U کاهش
depreciatory U کاهش
decrease U کاهش
abatement U کاهش
decreases U کاهش
deduction U کاهش
decreased U کاهش
reduce/enlarge U کاهش
concession U کاهش
degression U کاهش
imminution U کاهش
slowdown U کاهش
slowdowns U کاهش
decrement U کاهش
mobilization base U حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
share U سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares U سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared U سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
scheduler U امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
natural foundation U پی طبیعی
home born U طبیعی
natural bridge U پل طبیعی
silvan U طبیعی
homebred U طبیعی
crude copper U مس طبیعی
normal U طبیعی
innate U طبیعی
naturals U طبیعی
indigenous U طبیعی
physical U طبیعی
natural U طبیعی
natural right U حق طبیعی
lapse time U زمان کاهش
palliator U کاهش دهنده
drive reduction U کاهش سائق
lessens U کاهش دادن
decrement U میزان کاهش
lessening U کاهش دادن
rebates U تخفیف کاهش
lapse rate U اهنگ کاهش
palliation U کاهش دادن
minuend U کاهش یاب
indiminishable U کاهش ناپذیر
intensity decrease U کاهش شدت
fall in temperature U کاهش دما
logarithmic decrement U کاهش لگاریتمی
decrease in value U کاهش ارزش
drop in temperature U کاهش دما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com