Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
laptop computer
U
کامپیوتر دستی یا کیفی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hand held computer
U
کامپیوتر دستی
paddle
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddling
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddles
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddled
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
scanners
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
manual
U
دستور رزمی دستی سیستم دستی
pleasure seeking
U
کیفی
qualitative
U
کیفی
qualitative distribution
U
توزیع کیفی
quality control
U
کنترل کیفی
qualitative statistics
U
امارهای کیفی
qualitative analysis
U
تجزیه کیفی
qualitative restrictions
U
محدودیتهای کیفی
qualitative data
U
دادههای کیفی
qualitative controls
U
نظارت کیفی
qualitative changes
U
تغییرات کیفی
qualitative analysis
U
تحلیل کیفی
qualitative objectives
U
اهداف کیفی
craft revolving fund
U
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
minicomputer
U
کامپیوتر کوچک با محدوده دستوران و توان پردازش بیشتر از ریز کامپیوتر ولی غیرقابل مقایسه با سرعت و فرفیت ارسال داده کامپیوتر main frame
sone
U
واحد کیفی صدا برای یک شنونده
draft quality
U
معیار کیفی برای خروجی چاپ شده
upload
U
1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
mini
U
کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
craft reimbursable supply
U
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
fallout
U
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
remote
U
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remotest
U
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remoter
U
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
pleasure seeker
U
ادم خوش گدران یا عیاش ادم کیفی
slaving
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slave
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaved
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
literate
U
قادر به فهمیدن اصط لاحات مربوط به کامپیوتر و نحوه استفاده از کامپیوتر
slaves
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
load module
U
یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
assembler
U
اسمبلی که کد ماشین را از یک کامپیوتر در حین اجرای کامپیوتر دیگر تولید ی کند
downward
U
توانایی سیستم کامپیوتر پیچیده برای کار با یک کامپیوتر ساده
interfacing
U
سخت افزار یا نرم افزاری که واسط بین دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و وسیله است
downsize
U
انتقال یک شرکت از یک سیستم کامپیوتر بر پایه کامپیوتر mainframe مرکزی به محیط شبکه .
processor
U
استفاده از چندین کامپیوتر کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
host computers
U
کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
host computer
U
کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
identification
U
تابعی که توسط کامپیوتر میزبان استفاده میشود تا مافیت و مشخصات کامپیوتر یا کاربر را بیان کند.
identification
U
حرف که بر کامپیوتر میزبان ارسال میشود تا ماهیت و محل کامپیوتر دور یا ترمینال مشخص شود
CTR
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترلی به کامپیوتر می فرستد
preprocessor
U
کامپیوتر کوچک که برخی پردازشهای ابتدایی روی داده خام انجام میدهد پیش از ارسال آن به کامپیوتر اصلی
naive user
U
شخصی که می خواهد کاری را با کامپیوتر انجام دهد امافاقد تجربه لازم برای برنامه نویسی با کامپیوتر میباشد
output
U
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
outputs
U
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
layers
U
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layer
U
استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
reset key
کلیدی روی یک صفحه کامپیوتر که معمولا برای برگرداندن قسمتهای یک کامپیوتر به حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار می رود
infra red link
U
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
computing
U
مربوط به کامپیوتر یا اجرا روی کامپیوتر ها
number cruncher
U
کامپیوتر کاملا" عددی کامپیوتر محاسباتی
special purpose computer
U
کامپیوتر تک منظوره کامپیوتر با منظور خاص
applebus
U
امکان میدهد که به سایرکامپیوترها وصل شده و یک شبکه ایجاد کند تا اطلاعات یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگرانتقال یابدیک دستگاه بیرونی که به ریزکامپیوتر ACINTOSH
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
voice grade channel
U
ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
automonitor
U
ثبت کننده عملیات کامپیوتر برنامه کامپیوتری که وفایف عملیاتی کامپیوتر را ثبت میکند
main memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
main store
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
computer memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
three address computer
U
کامپیوتر با سه نشانی کامپیوتر سه ادرسه
processor
U
پردازندهای که بین منبع ورودی و کامپیوتر مرکزی است , کار آن پردازش داده دریافتن برای کاهش بار کاری کامپیوتر اصلی است
remoter
U
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remote
U
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remotest
U
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
bootstrap
U
مجموعه دستوراتی که پیش از بار شدن برنامه توسط کامپیوتر اجرا میشود که معمولاگ سیستم عامل را بار میکند وقتی که کامپیوتر روشن میشود
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
RPC
U
روش ارتباط بین دو برنامه روی دو کامپیوتر جدا ولی مرتبط . یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر در شبکه درخواست پردازش یک مشکل را میکند و سپس نتیجه را نمایش میدهد. و در برنامههای client / server استفاده میشود
embedded code
U
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
stored program computer
U
کامپیوتر با برنامه انباشته کامپیوتر با برنامه ذخیره شده
ready use
U
دم دستی
hand held
U
دستی
handmade
U
دستی
portable
U
دستی
palmar
U
کف دستی
hand made
U
دستی
handy
U
دستی
left handedness
U
چپ دستی
levorotation
U
چپ دستی
three handed
U
سه دستی
handiest
U
دستی
handier
U
دستی
manual
U
دستی
single-handed
U
یک دستی
bellows
U
دم دستی
nattiness
U
زبر دستی
sub-machine gun
U
تیربار دستی
manual skill
U
مهارت دستی
manual ringing
U
زنگ دستی
sub-machine guns
U
مسلسل دستی
sub-machine guns
U
تیربار دستی
egg beater
همزن دستی
gimlets
U
مته دستی
manual pinion shift
U
استارت دستی
manual override
U
القای دستی
sub-machine gun
U
مسلسل دستی
manual skills
U
مهارتهای دستی
stick shifts
U
دندهی دستی
foozle
U
خام دستی
handbags
U
کیف دستی
gaucherie
U
خام دستی
hang-gliding
U
گلایدر دستی
nimble fingers
U
چابک دستی
go devil
U
ارابه دستی
mill file
U
سوهان دستی
manula shifting
U
اتصال دستی
gimlet
U
مته دستی
stick shift
U
دندهی دستی
manual focusing knob
U
دکمهزوم دستی
made ground
U
خاک دستی
pushcarts
U
ارابه دستی
long bow
U
کمان دستی
pushcart
U
ارابه دستی
manual operation
U
عملیات دستی
line hand
U
دستی که نخ را می کشد
light fingers
U
چابک دستی
Jim Crow
U
ریل خم کن دستی
trial balloon
<idiom>
U
یک دستی زدن
manual operation
U
عمل دستی
manual labour
U
امضای دستی
manual input
U
ورودی دستی
manual exchange
U
مرکز دستی
manual cutout
U
افتامات دستی
manual controller
U
نافم دستی
manual control
U
کنترل دستی
manual adjustment
U
تنطیم دستی
handicrafts
U
صنایع دستی
fly sheet
U
اعلانات دستی
tin snips
U
قیچی دستی
carpenter's clamp
U
پیچ دستی
bull horn
U
بلندگوی دستی
right handedness
U
راست دستی
bitstock
U
مته دستی
door bundle
U
بارهای دستی
attache case
U
کیف دستی
quern
U
اسیاب دستی
drawing hand
U
دستی که زه را می کشد
string hand
U
دستی که زه را می کشد
dug well
U
چاه دستی
desk checking
U
بررسی دستی
handbills
U
اگهی دستی
submachinegun
U
مسلسل دستی
tommy gun
U
مسلسل دستی
crank handle
U
اهرم دستی
staff gauge
U
اشل دستی
side board
U
میز دم دستی
cold link
U
پیوند دستی
close fistedness
U
خشک دستی
handbill
U
اگهی دستی
dump barrow
U
حرخ دستی
sideboard
U
میز دم دستی
portable instrument
U
سنجه دستی
gun
U
تلمبه دستی
eye glass
U
عینک دستی
fly bill
U
اعلان دستی
smack
U
کف دستی زدن
smacked
U
کف دستی زدن
smacks
U
کف دستی زدن
handbag
U
کیف دستی
paving beetle
U
تخماق دستی
fly bill
U
اگهی دستی
portable receiver
U
رادیوی دستی
portable weir
U
سرریز دستی
alggardness
U
کند دستی
adeptness
U
زبر دستی
skill
U
چیره دستی
adeptly
U
زبر دستی
end table
U
میزکوچک دم دستی
concertinas
U
ارغنون دستی
concertinaing
U
ارغنون دستی
concertinaed
U
ارغنون دستی
concertina
U
ارغنون دستی
post hole auger
U
مته دستی
manually
U
بصورت دستی
hand mill
U
اسیاب دستی
handbook
U
کتاب دستی
hand vise
U
گیره دستی
hand wheel
U
چرخ دستی
handbooks
U
کتاب دستی
handcart
U
چرخ دستی
handcarts
U
ارابه دستی
portable drill
مته دستی
hand drill
مته دستی
handcarts
U
چرخ دستی
hand crane
U
بارانگیز دستی
handhold
U
گیره دستی
hand crane
U
جرثقیل دستی
hand compaction
U
تراکم دستی
handlist
U
فهرست دستی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com