English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
standard U کالای جانشین رزمی
standards U کالای جانشین رزمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
standard U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
duty with troops U در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team U گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat developer U وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
labeled cargo U کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
field services U قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combatcommand U فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
combat orders U دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combat power U نیروی رزمی استعداد رزمی
bears U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bear U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
task force U گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces U گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
giffen good U نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
combat air patrol U هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat cargo officer U افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
combat airlift support U پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
take over U مسلط شدن غلبه کردن جانشین کردن جانشین شدن
defense readiness condition U وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
deputies U جانشین
locumtenens U جانشین
replacement U جانشین
replacements U جانشین
substituted U جانشین
substituting U جانشین
deputy U جانشین
successor U جانشین
vicars U جانشین
locums U جانشین
absence indicator U جانشین
locum U جانشین
vicar U جانشین
relief U جانشین
succedent U جانشین
heir U جانشین
standbys U جانشین
imam or imaum U جانشین
subsitute U جانشین
succeeder U جانشین
surrogate U جانشین
succedaneum U جانشین
substitute U جانشین
surrogates U جانشین
superseder U جانشین
standby U جانشین
father surrogate U جانشین پدر
mother surrogate U جانشین مادر
substitute goals U هدفهای جانشین
mother substitute U جانشین مادر
substituted U جانشین کردن
b. eliminator U جانشین باتری ب
standby application U کاربرد جانشین
backup U جانشین بازیگر
substitute goods U کالاهای جانشین
succedaneous U متعاقب جانشین
heir U جانشین شدن
displace U جابجاکردن جانشین
displace U جانشین شدن
displaced U جانشین شدن
displaces U جابجاکردن جانشین
displaced U جابجاکردن جانشین
displaces U جانشین شدن
repeater U پرچم جانشین
displacing U جابجاکردن جانشین
displacing U جانشین شدن
surreptitiously U محرمانه جانشین
displacement U جانشین سازی
replacements U جانشین سازی
substituting U جانشین کردن
swopping U جانشین کردن
surrogate U جانشین شدن
substitute U جانشین کردن
swops U جانشین کردن
fill in U جانشین شونده
incomer U جانشین مهاجر
fill in U جانشین کردن
aliases U نام جانشین
alias U نام جانشین
kludge U جانشین کردن
substitution U جانشین سازی
pinch U اندک جانشین
swopped U جانشین کردن
pinches U اندک جانشین
swaps U جانشین کردن
replacement U جانشین سازی
complete substitution U جانشین کامل
to take over U جانشین شدن
wlldcard U علامت جانشین
vacant succession U بدون جانشین
vicar of christ U جانشین یا خلیفه
he succeeded his father U جانشین پدرش شد
swapped U جانشین کردن
swap U جانشین کردن
expromissor U جانشین بدهکار
alternate forms U شکلهای جانشین
surrogates U جانشین شدن
ingraft U در ذهن جانشین کردن
subrogation U نیابت جانشین سازی
substitution test U ازمون جانشین سازی
deputies U قائم مقام جانشین
locumtenens U کفیل جانشین موقت
alternate command authority U مقام جانشین فرماندهی
alternate command authority U افسر جانشین فرمانده
to take the place of something U جانشین چیزی شدن
vice chief of staff U جانشین رئیس ستاد
vicegerent U جانشین قائم مقام
stand in for someone <idiom> U جانشین کسی بودن
substituting U تعویض جانشین کردن
deputy U قائم مقام جانشین
substitute U تعویض جانشین کردن
substituted U تعویض جانشین کردن
stand-ins U جانشین هنرپیشه شدن
stand-in U جانشین هنرپیشه شدن
stand in U جانشین هنرپیشه شدن
epical U رزمی
combat U رزمی
epic U رزمی
epics U رزمی
combating U رزمی
combated U رزمی
combats U رزمی
acceptable product U فراورده جانشین قابل قبول
vicarious U به نیابت قبول کردن جانشین
succession of the presidency U سیستم تعیین جانشین درریاست
make do with something <idiom> U جانشین چیزی به جای چیزدیگر
symbol substitution test U ازمون جانشین سازی نمادها
deputy chief of naval operation U جانشین فرماندهی نیروی دریایی
succee U جانشین شدن میراث بردن
non-combatants U غیر رزمی
field type U نوع رزمی
combat readiness U امادگی رزمی
nonbattle U غیر رزمی
combat ration U جیره رزمی
combat surveillance U مراقبت رزمی
combat proficiency U مهارت رزمی
combat duty U ماموریت رزمی
combat proficiency U شایستگی رزمی
fighting patrol U گشتی رزمی
combat patrol U گشتی رزمی
combat outpost U پاسدار رزمی
combat support U پشتیبانی رزمی
fighting load U بار رزمی
field duty U ماموریت رزمی
combatintelligence U اطلاعات رزمی
field glasses U عینک رزمی
martial arts U ورزشهای رزمی
combatdrill U تمرین رزمی
combatcommand U یکان رزمی
non-combatant U غیر رزمی
combat vehicle U خودروی رزمی
combat troops U عدههای رزمی
combat trains U بنه رزمی
combat team U تیم رزمی
non combatant U غیر رزمی
combat jump U پرش رزمی
combat formation U ارایش رزمی
combat forces U نیروهای رزمی
field gun U توپ رزمی
field grade U رده رزمی
field exercise U تمرین رزمی
combat , elements U یکانهای رزمی
combat , elements U عناصر رزمی
c ration U جیره رزمی
field army U ارتش رزمی
combat intelligence U اطلاعات رزمی
combat , echelon U یکان رزمی
combat , echelon U رده رزمی
field duty U خدمات رزمی
field commands U قسمتهای رزمی
field manual U دستور رزمی
field officer U افسر رزمی
battle station U پایگاه رزمی
combat exercise U تمرین رزمی
combat engineer U مهندسی رزمی
combat efficiency U کارایی رزمی
combat duty U امور رزمی
field service U خدمات رزمی
field ration U جیره رزمی
combat development U توسعه رزمی
combat crew U خدمه رزمی
combat arms U رسته رزمی
field order U دستورالعمل رزمی
battle casualty U ضایعات رزمی
battle problems U مشکلات رزمی
field commands U یکانهای رزمی
heroic verse U شعر رزمی
strengths U استعداد رزمی
operational route U جاده رزمی
tactical missile U موشک رزمی
combat power U قدرت رزمی
group U گروه رزمی
herioic verse U شعر رزمی
tactical support U پشتیبانی رزمی
strength U استعداد رزمی
service ammunition U مهمات رزمی
task organization U سازمان رزمی
readiness U امادگی رزمی
damage U ضایعات رزمی
groups U گروه رزمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com