English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
intermediate goods U کالاهای واسطه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
consolidation container U کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods U کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
producer's goods U کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods U کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
perishable goods U کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
intermedium U واسطه
jobber U واسطه
middlemen U واسطه
middleman U واسطه
medium U واسطه
mediums U واسطه
intermediaries U واسطه
mediators U واسطه
mediator U واسطه
intermediary U واسطه
commissioner U واسطه
by reason of U واسطه
agents U واسطه
agent U واسطه
commissioners U واسطه
intermediator U واسطه
brokers U واسطه
agencies U واسطه
intermediate exchange U واسطه
interagent U واسطه
instrumentality U واسطه
agency U واسطه
broker U واسطه
inductor U واسطه
brokered U واسطه
intermediate U واسطه
immediate U بی واسطه
go between U واسطه
brokering U واسطه
consumer goods U کالاهای مصرفی
capital goods U کالاهای سرمایهای
hazardous goods U کالاهای خطرناک
heavy goods U کالاهای سنگین
goods inwards U کالاهای دریافتی
available goods U کالاهای موجود
goods intake U کالاهای دریافتی
attractive goods U کالاهای جذاب
collective goods U کالاهای جمعی
goods receiving U کالاهای دریافتی
commercial items U کالاهای تجارتی
merit goods U کالاهای مطلوب
goods in transit U کالاهای عبوری
durables U کالاهای بادوام
durable goods U کالاهای بادوام
differentiated products U کالاهای ناهمگن
differentiated products U کالاهای متفاوت
consumption goods U کالاهای مصرفی
inwards goods U کالاهای وارداتی
intermediate goods U کالاهای واسطهای
merit goods U کالاهای ایده ال
expendable supplies U کالاهای مصرفی
fancy goods U کالاهای تجملی
complementary goods U کالاهای مکمل
nondurable goods U کالاهای بی دوام
consumables U کالاهای مصرفی
goods on consignment U کالاهای امانی
mixed goods U کالاهای مختلط
labor intensive goods U کالاهای کاربر
investment goods U کالاهای سرمایهای
producer goods U کالاهای تولیدی
social good U کالاهای اجتماعی
Consumer ( consrmers ) goods . U کالاهای مصرفی
public goods U کالاهای عمومی
visibles U کالاهای مرئی
social good U کالاهای عمومی
supporting goods U کالاهای حمایتی
substitute goods U کالاهای جانشین
purpose made U کالاهای خاص
spot goods U کالاهای موجود
soft goods U کالاهای بی دوام
necessities U کالاهای ضروری
producer's goods U کالاهای مولد
prohibited goods U کالاهای ممنوعه
producer goods U کالاهای سرمایهای
luxury goods U کالاهای تشریفاتی
proprietary goods U کالاهای اختصاصی
exports U کالاهای صادراتی
imports U کالاهای وارداتی
luxury goods U کالاهای تجملی
standard interface U واسطه استاندارد
intermediate grid U شبکه واسطه
intermediate layer U قشر واسطه
intermediate objective U هدف واسطه
intermediate product U محصول واسطه
tumble gear U چرخ واسطه
intermediate reaction U واکنش واسطه
intermediate transmitter U فرستنده واسطه
shipbroker U واسطه حمل
jobber U بازرگان واسطه
rug dealer U واسطه فرش
intermediate coupling U پیوست واسطه
intermediate contact U کنتاکت واسطه
intermediate field U میدان واسطه
media U رسانه ها واسطه ها
media U واسطه ها وسیله ها
immediateness U عدم واسطه
inductor U واسطه القاء
tumbler lever U اهرم واسطه
inermediate frequency U بسامد واسطه
insurance broker U واسطه بیمه
transition element U عنصر واسطه
intermediate complex U کمپلکس واسطه
intermediate compound U ترکیب واسطه
financial intermediary U واسطه مالی
customs agent U واسطه گمرک
post transition metals U فلزات پس واسطه
onthat account U بان واسطه
direct <adj.> U بدون واسطه
pander U واسطه کار بد
pandered U واسطه کار بد
pandering U واسطه کار بد
panders U واسطه کار بد
chapman U واسطه سیار
agent U واسطه عامل
jobbing U واسطه بازرگانی
agents U واسطه عامل
shell U برنامه واسطه
shelling U برنامه واسطه
shells U برنامه واسطه
panderer U واسطه کار بد
bill broker U واسطه تنزیل
authorised clerk U واسطه مجاز
real estate broker U واسطه املاک
relay station U ایستگاه واسطه
owing to the fact that U به واسطه اینکه
commodity broker U واسطه کالا
intermediate product U فراورده واسطه
immediately U بدون واسطه
mean proportional U واسطه هندسی
mediation U واسطه گری
medium U میانجی واسطه
medium U واسطه دلال
mediums U میانجی واسطه
mediums U واسطه دلال
secondhand goods U کالاهای دست دوم
semi finished goods U کالاهای نیمه ساخته
visibles U کالاهای قابل رویت
perishable goods U کالاهای فاسد شدنی
nonessential goods U کالاهای غیر اساسی
stock accounting U حساب کالاهای موجود
principle of exclusion U در مورد کالاهای خصوصی
semi luxury goods U کالاهای نیمه تجملی
service stock U اماد و کالاهای جنگی
soft goods U کالاهای مصرف شدنی
man made goods U کالاهای ساخت بشر
intermediate stock U کالاهای نیمه تمام
nondurable consumer goods U کالاهای مصرفی بی دوام
semi durable goods U کالاهای نیمه بادوام
overdue goods U کالاهای تحویل نشده
prohibited goods U کالاهای منع شده
commodity loading U بارگیری کالاهای مختلف
spot goods U کالاهای اماده تحویل
damaged shipments U کالاهای اسیب دیده
competitive goods U کالاهای مورد رقابت
stock market U بورس کالاهای مختلف
stock markets U بورس کالاهای مختلف
consumer nondurables U کالاهای مصرفی بی دوام
consumer durables U کالاهای مصرفی پر دوام
durable consumption goods U کالاهای مصرفی بادوام
consumer durable goods U کالاهای مصرفی بادوام
finished goods U کالاهای اماده فروش
finished goods U کالاهای ساخته شده
free list U صورت کالاهای بی گمرک
fabrication U کالاهای ساخته شده
goods intake U کالاهای درحال تحویل
goods inwards U کالاهای درحال تحویل
goods receiving U کالاهای درحال تحویل
mediately U یا واسطه بطور ناراسته
brokers U واسطه معاملات بازرگانی
direct support U تکیه گاه بی واسطه
brokering U واسطه معاملات بازرگانی
customs broker U واسطه امور گمرکی
customs agent U واسطه کارهای گمرکی
indirect support U تکیه گاه بی واسطه
psychic U واسطه پدیده روحی
jobbing U عمل واسطه گری
immediacy U مستقیم و بی واسطه بودن
brokered U واسطه معاملات بازرگانی
broker U واسطه معاملات بازرگانی
inner transition elements U عناصر واسطه داخلی
virgin medium U واسطه دست نخورده
forwarding agent U واسطه حمل و نقل
interceder U شفاعت کننده واسطه
tumble gear U چرخ دنده واسطه
financial intermediary U موسسه مالی واسطه
transition series U گروه عناصر واسطه
intermediate contour U میزان منحنی واسطه
intermediate frequency amplifier U فزونساز بسامد واسطه
intermediate frequency transformer U مبدل بسامد واسطه
cataloged U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
job lot U کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
surpluses U مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
Goods to declare U همراه داشتن کالاهای گمرکی
cataloguing U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
articlcs of virtu U کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com