English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
heathenize U کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
saracen U کافر وحشی
paganize U کافر کردن
giaur U کافر
backslider U کافر
unbelievers U کافر
unbelievin U کافر
unbeliever U کافر
ethnic U کافر
ethnicity U کافر
heathens U کافر
heathen U کافر
unbelieving U کافر
kaf U کافر
pagan U کافر
infidels U کافر
infidel U کافر
impious U کافر
paganish U کافر
paynim U کافر
profaner U کافر
pagans U کافر
kaffir U کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
kafir U کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
brutify U وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
barbarise U وحشی کردن
barbarize U وحشی کردن
savaging U وحشی کردن
savages U وحشی کردن
savaged U وحشی کردن
savage U وحشی کردن
barbarise U وحشی گری کردن
brutalize U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalised U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalises U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising U وحشی یا حیوان صفت کردن
zootechny U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
desert U [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
wild fowl U مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae U وحشی ذاتا وحشی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
hare brained U وحشی
unmannerly U وحشی
ungovernable U وحشی
gris U وحشی
savages U وحشی
ruttish U وحشی
anthropophagus U وحشی
unshaped U وحشی
ruffian U وحشی
ruffians U وحشی
uncivilized U وحشی
ferine U وحشی
savage U وحشی
savaged U وحشی
Gothic U وحشی
boarish U وحشی
savaging U وحشی
unshapen U وحشی
rambunctious U وحشی
feral U وحشی
wilds U وحشی
barbaric U وحشی
truculent U وحشی
sylvatic U وحشی
wild U وحشی
barbarous U وحشی
undaunted U وحشی
wildest U وحشی
ferocious U وحشی
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
brutalizes U وحشی شدن
brutalizing U وحشی شدن
Wild West U غرب وحشی
onion grass U یکجور جو وحشی
buffalo U گاو وحشی
gothicism U وحشی گری
buffaloes U گاو وحشی
savage U وحشی شدن
wildling U حیوان وحشی
onion couch U یکجور جو وحشی
on the same p as the savages U درترازو وحشی ها
parsnip U هویج وحشی
parsnip U زردک وحشی
parsnips U هویج وحشی
parsnips U زردک وحشی
cheetah U یوزپلنگ وحشی
cheetahs U یوزپلنگ وحشی
savaged U وحشی شدن
mallard U اردک وحشی
toadflax U کتان وحشی
savages U وحشی شدن
imbrute U وحشی شدن
savaging U وحشی شدن
tiger cat U گربه وحشی
mustang U اسب وحشی
wildcats U گربه وحشی
wildcat U گربه وحشی
horsemint U نعناع وحشی
wildfowl U اردک وحشی
manlike U جنس نر وحشی
bullock U گوساله وحشی
uncivil U وحشی بی ادب
uncivilly U وحشی بی ادب
bullocks U گوساله وحشی
mallards U اردک وحشی
brutalising U وحشی شدن
bestiality U وحشی گری
charlock U خردل وحشی
wildlife U حیوانات وحشی
grossed U وحشی توده
grosser U وحشی توده
farouche U وحشی صفت
headache U خشخاش وحشی
grosses U وحشی توده
grossest U وحشی توده
fellness U وحشی گری
grossing U وحشی توده
headaches U خشخاش وحشی
wildness U وحشی گری
brutalize U وحشی شدن
wild rice U برنج وحشی
brutalises U وحشی شدن
brutalized U وحشی شدن
gross U وحشی توده
semi barbarian U نیم وحشی
feral child U کودک وحشی
brutalised U وحشی شدن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
madcap U ادم بی پروا و وحشی
barbarians U ادم وحشی یابربری
feral U حیوان شکاری وحشی
wild parsley U انواع هویج وحشی
mallard U نوعی مرغابی وحشی
the african savages وحشی های آفریقا
wildfowler U شکارچی غاز وحشی
mallards U نوعی مرغابی وحشی
wild beasts U جانوران وحشی وحوش
marihuana U تنباکوی وحشی بیابانی
marijuana U تنباکوی وحشی بیابانی
barbarian U ادم وحشی یابربری
leopards U پلنگ گربه وحشی
ruffianly U گردن کلفت وحشی
leopard U پلنگ گربه وحشی
troglodyte U انسانهای غارنشین وحشی
perfection of savagery U نهایت وحشی گری
styrax U بوته وحشی جاوی
brent U یکجورغاز وحشی کوچک
greylag U غاز وحشی اروپایی
buffs U گاو وحشی زردنخودی
brutal U حیوان صفت وحشی
perfection of savagery U کمال وحشی گری
buff U گاو وحشی زردنخودی
sheldrake U اردک وحشی دریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com