Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reduce
U
کاستن
reduces
U
کاستن
reducing
U
کاستن
decrease
U
کاستن
decreased
U
کاستن
decreases
U
کاستن
detract
U
کاستن
detracted
U
کاستن
detracting
U
کاستن
detracts
U
کاستن
lighten
U
کاستن
lightened
U
کاستن
lightening
U
کاستن
lightens
U
کاستن
subtract
U
کاستن
subtracted
U
کاستن
subtracting
U
کاستن
subtracts
U
کاستن
lessen
U
کاستن
lessened
U
کاستن
lessening
U
کاستن
lessens
U
کاستن
abate
U
کاستن
abated
U
کاستن
abates
U
کاستن
abating
U
کاستن
pare
U
کاستن
pared
U
کاستن
pares
U
کاستن
rebate
U
کاستن
rebates
U
کاستن
discount
U
کاستن
discounted
U
کاستن
discounting
U
کاستن
discounts
U
کاستن
disquantity
U
کاستن
draw off
U
کاستن
extenuatextent
U
کاستن
pull down
U
کاستن
subrtraction
U
کاستن
to fine down
U
کاستن
to tone down
U
کاستن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
decelerate
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
lower
U
کاستن از
lowered
U
کاستن از
to cut down
U
کاستن از
lowers
U
کاستن از
lowering
U
کاستن از
disvalue
U
ازارزش کاستن
diminishable
U
قابل کاستن
cheapening
U
ازقیمت کاستن
cheapened
U
ازقیمت کاستن
cheapen
U
ازقیمت کاستن
decrement
U
کاستن پلهای
decompress
U
ازفشارهوا کاستن
cheapens
U
ازقیمت کاستن
abirritate
U
ازحساسیت کاستن
to currail expensee
U
از هزینه کاستن
soften
U
خوابانیدن کاستن
softened
U
خوابانیدن کاستن
softens
U
خوابانیدن کاستن
live load reduction
U
کاستن از بار زنده
unweight
U
کاستن فشار اسکی
disaffect
U
از علاقه و محبت کاستن
decline
U
تنزل کردن کاستن
extenuate
U
تخفیف دادن کاستن از
damping
U
کاستن ازنوسانات دستگاه
pull up
U
کاستن سرعت اسب
back off
U
کاستن سرعت در سر پیچ
allay
U
از شدت چیزی کاستن
shorten
U
مختصر کردن کاستن
declines
U
تنزل کردن کاستن
declining
U
تنزل کردن کاستن
allayed
U
از شدت چیزی کاستن
qualifies
U
ازبدی چیزی کاستن
qualify
U
ازبدی چیزی کاستن
shortens
U
مختصر کردن کاستن
shortened
U
مختصر کردن کاستن
allaying
U
از شدت چیزی کاستن
allays
U
از شدت چیزی کاستن
declined
U
تنزل کردن کاستن
devalues
U
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devaluing
U
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
to take something off and pric
U
اندکی از بهای چیزی کاستن
defuse
U
خنثی کردن از وخامت کاستن
defused
U
خنثی کردن از وخامت کاستن
defusing
U
خنثی کردن از وخامت کاستن
slowdowns
U
کاستن سرعت یا میزان چیزی
devaluate
U
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
defuses
U
خنثی کردن از وخامت کاستن
devalue
U
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devalued
U
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
decrement
U
میزان کاهش کاستن پلهای
slowdown
U
کاستن سرعت یا میزان چیزی
dispraise
U
از بهای چیزی کاستن کم گرفتن
compensator
U
وسیلهای برای کاستن لگداسلحه
shut off
U
کاستن سرعت پیش از رسیدن به پیچ
derogate
U
کاستن عمل موهن انجام دادن
kill spring
U
فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
stall
U
برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
webbing
U
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
stalling
U
برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
drafting
U
راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
i am afriad
U
برای کاستن ازاثرخبری که به کسی می دهند به کار می برند
carburator restricter plate
U
صفحه فلزی روی کاربوراتوربرای کاستن هوای ورودی دراتومبیل
in off
U
به کیسه انداختن گوی بیلیاردکه باعث کاستن امتیاز میشود
pull the pace
U
جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
heavy and light system
U
روش کاستن وزن با اغاز باوزنه سنگین و ادامه با وزنههای سبکتر
shave down
U
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
suck wheels
U
رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
dimple
U
هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
dimples
U
هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
wheel sucker
U
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
pinch
U
محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pinches
U
محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com