English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
by line U کار یاشغل اضافی وزائد
by-line U کار یاشغل اضافی وزائد
by-lines U کار یاشغل اضافی وزائد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
career U مسیر مقام یاشغل
careering U مسیر مقام یاشغل
careers U مسیر مقام یاشغل
careered U مسیر مقام یاشغل
salvage U مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvaged U مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvages U مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvaging U مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
droppers U قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
dropper U قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
surcharge U هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges U هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
over break U خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharge U نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharges U نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system U کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty U وفیفه اضافی ماموریت اضافی
accesses U اضافی
overflowed U اضافی
overflow U اضافی
accessional U اضافی
accessing U اضافی
excesses U اضافی
plus U اضافی
additional U اضافی
overflows U اضافی
redundant U اضافی
floating U اضافی
unduly U اضافی
excess U اضافی
surplus U اضافی
surpluses U اضافی
supplementary U اضافی
extension U اضافی
extensions U اضافی
accessed U اضافی
access U اضافی
surplusage U اضافی
paragogic U اضافی
supplemantary U اضافی
relative U اضافی
supernumerary U اضافی
de trop U اضافی
overtime U اضافی
overcharge U هزینه اضافی
surplus water U ابهای اضافی
supplementary costs U هزینههای اضافی
surplus material U ماده اضافی
surplus production U تولید اضافی
overcharges U هزینه اضافی
overcharged U هزینه اضافی
sudden death U وقت اضافی
sudden-death U وقت اضافی
surtax U مالیات اضافی
slip sheet U صفحه اضافی
sunk cost U هزینههای اضافی
superimposed U اتش اضافی
spill water U ابهای اضافی
surplus stock U موجودی اضافی
surplus value U ارزش اضافی
overloaded U بار اضافی
overloads U بار اضافی
further U اضافی زائد
furthered U اضافی زائد
furthering U اضافی زائد
furthers U اضافی زائد
extra period U وقت اضافی
flab U گوشت اضافی
beauty sleep U خواب اضافی
the intercalary month U ماه اضافی
additional <adj.> U مکمل اضافی
intercalary U اضافی افزوده
overpayment U پرداخت اضافی
excess supply U عرضه اضافی
excess stock U مواد اضافی
excess reserves U ذخائر اضافی
excess profit U سود اضافی
excess price U قیمت اضافی
excess load U بار اضافی
overvoltage U ولتاژ اضافی
excess length U طول اضافی
extra cost U هزینه اضافی
extra current U جریان اضافی
incremental cost U هزینه اضافی
extra premium U پاداش اضافی
extra time U وقت اضافی
overestimation U براورد اضافی
overhand knot U گره اضافی
overhead costs U هزینههای اضافی
extra equipment U تجهیزات اضافی
overirrigation U ابیاری اضافی
extra duty U خدمت اضافی
excess capacity U فرفیت اضافی
regulating cell U پیل اضافی
additional outlet آبگیر اضافی
additional charges U خرجهای اضافی
additional charges U اتهامات اضافی
addition record U رکورد اضافی
postiche U متن اضافی
poundage U هزینه اضافی
redundant equation U معادله اضافی
overcharging U هزینه اضافی
additional score U نمره اضافی
adduct U ترکیب اضافی
end cell U پیل اضافی
days of grace U مهلت اضافی
climbing lane U خط اضافی در سر بالایی
boostes pump U پمپ اضافی
auxiliary work U کارهای اضافی
ancillary equipment U تجهیزات اضافی
an a.chapter U یک باب اضافی
adscript U یادداشت اضافی
aditional service U سرویس اضافی
shootoff U مسابقه اضافی
overload U بار اضافی
over- U گذشته اضافی
barrage U وقت اضافی
barrages U وقت اضافی
supplementary U اضافی مکمل
surcharges U مالیات اضافی
bonus U پرداخت اضافی
surcharge U مالیات اضافی
surcharges U نرخ اضافی
surcharge U نرخ اضافی
surcharges U هزینه اضافی
surcharge U هزینه اضافی
bonuses U پرداخت اضافی
excess pressure U فشار اضافی
padding U متن اضافی
over U گذشته اضافی
overtime U ساعات اضافی
overtime U وقت اضافی
extra- U فوق العاده اضافی
excess burden of taxation U بار اضافی مالیات
cumulative evidence U قرائن یا مدارک اضافی
extras U فوق العاده اضافی
acompaniment U تزئینات اضافی در ساختمان
additions U اسم اضافی ضمیمه
addition U اسم اضافی ضمیمه
bonuses U پرتاب پنالتی اضافی
bonus U پرتاب پنالتی اضافی
additionally U بطور اضافی یا زائد
extra U فوق العاده اضافی
motorcar accessories U لوازم اضافی اتومبیل
less than carload U وزن بار اضافی
jury sturt U پایه اضافی یا موقتی
shootoff U مسابقه اضافی تیراندازی
extrasystole U ضربان اضافی قلب
sudden victory U پیروزی در وقت اضافی
supertax U مالیات بر درامد اضافی
overcharged U اضافی هزینه کردن
third brush generator U دینام با زغال اضافی
third brush regulation U تنظیم با زغال اضافی
value added network U ارزش اضافی شبکه
terret or rit U حلقه یراق اضافی
excess meter U کنتور مصرف اضافی
plusage U سرامد مقدار اضافی
accrued expenditures هزینه های اضافی
margin U زمان یا فضای اضافی
overcharges U اضافی هزینه کردن
supplementary U موضع تکمیلی اضافی
margins U زمان یا فضای اضافی
incremental cost U هزینه های اضافی
extra expenses U هزینه های اضافی
surplus U اقلام اضافی و مازاد
overcharge U اضافی هزینه کردن
surcharges U درصد هزینههای اضافی
surtax U مالیات بر درامد اضافی
plussage U سرامد مقدار اضافی
surpluses U اقلام اضافی و مازاد
overflows U ابهای اضافی لبریزی
supplemented U تکمیل کننده اضافی
supplementing U تکمیل کننده اضافی
additional costs [expenses] U هزینه های اضافی
supplement U تکمیل کننده اضافی
overcharging U اضافی هزینه کردن
overflow U ابهای اضافی لبریزی
supplements U تکمیل کننده اضافی
surcharge U درصد هزینههای اضافی
overflowed U ابهای اضافی لبریزی
overproduction U تولید اضافی یا بیش از حد بس فراوری
pillion seat U جای اضافی در موتور سیکلت
overhead personnel U پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
noncrew U خدمه اضافی هواپیما یا وسیله
spares U اقلام اضافی وسایل یدکی
extra cover U پوشش اضافی برای بل گرفتن
There's no need to elaborate. U نیازی به توضیح اضافی نیست.
overcharge U قیمت اضافی غلو کردن
sullage U مواد اضافی فلزات مذاب
surcharge U مبلغ جریمه نرخ اضافی
I feel like a fifth wheel. U من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
surcharges U مبلغ جریمه نرخ اضافی
overcharged U قیمت اضافی غلو کردن
additional protocol U مقاوله نامه اضافی یا تکلمه
overcharges U قیمت اضافی غلو کردن
overcharging U قیمت اضافی غلو کردن
dropper fly U طعمه اضافی وصل به نخ ماهیگیری
be a fifth wheel <idiom> U آدم اضافی یا زاید [در گروهی از آدمها]
maintenance float U شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com