English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
optimization U کار کردن چیزی با کارایی کامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
optimize U کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن
jam U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
jams U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
jammed U توقف کار کردن به علت اینکه چیزی مانع کارایی شده است
not touch something with a ten-foot pole <idiom> U تصمیم گیری چیزی به طور کامل
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
to watch something U مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
cycle U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycled U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycles U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
shadow RAM U روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
to stop somebody or something U کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
recital [of something] U شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
extensions U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
full mobilization U تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
to portray somebody [something] U نمایش دادن کسی یا چیزی [رل کسی یا چیزی را بازی کردن] [کسی یا چیزی را مجسم کردن]
to regard something as something U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
lay hands upon something U جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to see something as something [ to construe something to be something] U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
full scale U باندازه کامل بمقیاس کامل
completed case U جعبه کامل خشاب کامل
full annealing U بازپخت کامل تاباندن کامل
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
to appreciate something U قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی]
modifies U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifying U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
covets U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction U صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
covet U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
coveting U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
finishes U کامل کردن
matures U کامل کردن
round U کامل کردن
complementing U کامل کردن
finish U کامل کردن
complement U کامل کردن
complements U کامل کردن
totalize U کامل کردن
complemented U کامل کردن
mature U کامل کردن
roundest U کامل کردن
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
think nothing of something <idiom> U فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
rest up U استراحت کامل کردن
to pay home U تلافی کامل کردن
overhauling U اوراق کردن کامل
overhauls U اوراق کردن کامل
to rest up U استراحت کامل کردن
use up <idiom> U استفاده کامل کردن
overhauled U اوراق کردن کامل
overhaul U اوراق کردن کامل
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
completes U کامل کردن انجام دادن
to post up U مطلع کردن کامل دادن به
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
completed U کامل کردن انجام دادن
bleach U سفید کردن شستن کامل
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
bleaches U سفید کردن شستن کامل
complete U کامل کردن انجام دادن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
completing U کامل کردن انجام دادن
bleached U سفید کردن شستن کامل
rectifies U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
sleep on it <idiom> U به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
rectified U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectify U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
to give up [to waste] something U ول کردن چیزی [کنترل یا هدایت چیزی]
see about (something) <idiom> U دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
pay off U با دادن مزد کامل اخراج کردن
hitches U کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitched U کامل کردن پاس به دریافت کننده
souse U بطور کامل پوشاندن حمله کردن
to be all eyes U موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
hitching U کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitch U کامل کردن پاس به دریافت کننده
to play one's card well U از فرصت خود استفاده کامل کردن
to browse U ویرایش کامل کردن [علوم کامپیوتر]
To perfect oneself in a foreign language . U معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
cancel U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
model U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
cancelling U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancels U متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
to make the most of U به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
modeled U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modelled U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
models U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
integrate U کامل کردن درست کردن
integrating U کامل کردن درست کردن
integrates U کامل کردن درست کردن
imago U حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
high leg attack and shoulder control U زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up U زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
thorough U بطور کامل کامل
documenting U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented U ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
proficiency U کارایی
functions U کارایی
functioned U کارایی
efficiency U کارایی
function U کارایی
effectiveness U کارایی
to mind somebody [something] U اعتنا کردن به کسی [چیزی] [فکر کسی یا چیزی را کردن]
performances U شاهکار کارایی
mechanical efficiency U کارایی مکانیکی
efficiency unit U واحد کارایی
combat efficiency U کارایی رزمی
efficiency variance U تباین کارایی
maximum performance U کارایی حداکثر
nozzle efficiency U کارایی نازل
performance U شاهکار کارایی
fix U می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes U می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
performance evaluation U ارز یابی کارایی
predictive efficiency U کارایی پیش بینی
workability U کارایی بتن خمیرواری
harassing U به هم زدن کارایی دشمن
performances U روش قضاوت کارایی سیستم
performance U روش قضاوت کارایی سیستم
highs U وسیله گران یا با کارایی بالا
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
highest U وسیله گران یا با کارایی بالا
annual efficiency index U شاخص کارایی سالانه خدمتی
test protectors U بازرس ازمایشات کارایی شغلی
high U وسیله گران یا با کارایی بالا
primary U خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
efficiency U کارایی وسیله یا نفر شایستگی
test examiner U مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
PowerPC U پردازنده با کارایی بالای RISC سافت Motorola
maintained U اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
maintain U اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
torque U کارایی یک نیرو برای به گردش دراوردن جسم
definitions U کارایی و دستوراتی که باعث ایجاد یک عمل می شوند
maintains U اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
definition U کارایی و دستوراتی که باعث ایجاد یک عمل می شوند
enhancement U امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
ActiveX U که برای بهبود کارایی صفحه وب یا یک برنامه کاربردی به کار می رود
onion skin architecture U طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
tweaking U تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked U تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaks U تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweak U تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
integrated U روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
selectable U کارایی یا خصوصیت یک وسیله که توسط کاربر قابل انتخاب است
Dhrystone benchmark U سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
architecture U طراحی سیستم کامپیوتری در لایه هایی طبق کارایی و خصوصیاتشان
to concern something U مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
expansion U تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
boarded U تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
feasibility U امتحان و گزارش درباره کارایی و هزینه محصول جدید که آماده فروش میشود
card U تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
board U تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
cards U تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
prejudged U تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
prejudges U تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
prejudge U تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
prejudging U تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
to prescribe something [legal provision] U چیزی را تعیین کردن [تجویز کردن] [ماده قانونی] [حقوق]
to tarnish something [image, status, reputation, ...] U چیزی را بد نام کردن [آسیب زدن] [خسارت وارد کردن] [خوشنامی ، مقام ، شهرت ، ... ]
refers U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
set loose <idiom> U رها کردن چیزی که تو گفته بودی ،آزاد کردن
to pirate something U چیزی را غیر قانونی چاپ کردن [دو نسخه ای کردن]
fraise U نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
refer U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
premeditate U قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
referred U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
minimal tree U درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
enhanced U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhance U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extending U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
ECP U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
normal U روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
extend U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extends U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
factorize U تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
quantifying U محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
to throw light upon U روشن کردن کمک بتوضیح چیزی کردن
quantify U محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantifies U محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantified U محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
to instigate something U چیزی را برانگیختن [اغوا کردن ] [وادار کردن ]
cession U صرفنظر کردن از چیزی وواگذار کردن ان واگذاری
valuate U ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com