English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hydromatic U کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
bilge pump U پمپ فشار روغن
oil guage U فشار سنج روغن
oil pressure switch U کلید فشار روغن
bilge pump U پمپ فشار کمپرسور روغن
oil pressure U دستگاه اندازه گیری فشار روغن
oiling U روغن کاری کردن روغن ساختن
oils U روغن کاری کردن روغن ساختن
oil U روغن کاری کردن روغن ساختن
air cooled oil cooler U نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
oil dent U شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
creosotes U روغن قیر روغن قطران
cutting oil U روغن سردکننده روغن برش
creosoting U روغن قیر روغن قطران
oil can U حلب روغن , روغن دان
creosote U روغن قیر روغن قطران
creosoted U روغن قیر روغن قطران
lubrication U روغن کاری کردن
inuct U روغن مالی کردن
embrocate U روغن مالی کردن
replenishment U پر کردن روغن ذخیره
degrease U پاک کردن روغن
anoints U روغن مالی کردن
anointing U روغن مالی کردن
anoint U روغن مالی کردن
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
liquors U با روغن پوشاندن چرب کردن
throttling U پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttles U پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttle U پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttled U پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
anele U تدهین یا روغن مالی کردن
liquor U با روغن پوشاندن چرب کردن
replenishing U تنظیم کردن روغن سلاحها
replenished U تنظیم کردن روغن سلاحها
replenishes U تنظیم کردن روغن سلاحها
replenish U تنظیم کردن روغن سلاحها
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
slush down U روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
recuperation U تجدید کردن روغن وسیله یاجنگ افزار
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
creaking U غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaks U غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaked U غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creak U غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
forces U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
force U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forcing U قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
spewing U با فشار خارج کردن
spewed U با فشار خارج کردن
spew U با فشار خارج کردن
spews U با فشار خارج کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure . U اعمال فشار کردن
take a strain U وارد کردن فشار به طناب
diffusion U کم کردن از قدرت تخلیه فشار
ingrate U تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
kill spring U فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
To try to strangle someone . U گلوی کسی را فشار دادن ( بقصد خفه کردن )
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
thrusting U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
thrust U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
boost pressure U فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
cere U موم مالی کردن یا روغن مالی کردن
superinduce U تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer U ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
low voltage distribution system U شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
dopes U روغن
bandoline U روغن مو
ghi U روغن
bandolin U روغن مو
sebaceous humour U روغن
butter U روغن
ghee U روغن
oil U روغن
oil groove U روغن رو
buttered U روغن
butters U روغن
lubricant U روغن
oils U روغن
buttering U روغن
brilliantine U روغن مو
oil can U روغن زن
grease U روغن
greaser U روغن زن
greased U روغن
lubricants U روغن
dope U روغن
oiling U روغن
pomade U روغن سر
greasing U روغن
ointment U روغن
unction U روغن
ointments U روغن
unguent U روغن
clurified or run butter U روغن
motor oil U روغن موتور
coconut oil U روغن نارگیل
lubricating oil U روغن موتور
ricinus oil U روغن کرچک
volatile oil U روغن اساسی
engine oil U روغن موتور
castor oil U روغن کرچک
varnishes U روغن جلا
varnishing U روغن جلا
palmachristi U روغن کرچک
varnishes U رنگ روغن
cold drawn oil U روغن کرچک
bilge U مکیدن اب یا روغن
allyl isothiocyanate U روغن خردل
codfish U ماهی روغن
engine sump U کارتل روغن
varnished U روغن جلا
oleometer U روغن سنج
varnish U رنگ روغن
sunflower oil U روغن افتابگردان
varnish U روغن جلا
mustard oil U روغن خردل
oleaginous U شبیه روغن
pomade U روغن مالیدن
acorn oil U روغن بلوط
oilman U روغن فروش
lubricant U روغن یا گریس
varnished U رنگ روغن
engine sump U تشتک روغن
bone oil U روغن استخوانی
oil sludge U رسوب روغن
oil squirt U اب دزدک روغن
butters U روغن زرد
grease U روغن چربی
dubbing U روغن چرم
oiler U روغن کار
greasing U روغن اتومبیل
lubricates U روغن زدن
grease U روغن اتومبیل
cooking oil روغن آشپزی
embrocations U روغن مالی
lubricates U روغن زدن به
lubricating U روغن زدن
embrocation U روغن مالی
compressor oil U روغن کمپرسور
cod-liver oil U روغن ماهی
lubricating U روغن زدن به
dripping pan U روغن گیر
cavalito's oil U روغن کاوالیتو
acetone oil U روغن استون
greasing U روغن چربی
inunction U روغن مالی
crude oil U روغن خام
siccative oil U روغن سیکاتیو
chassis grease U روغن گریس
greased U روغن چربی
olive oil U روغن زیتون
lubricate U روغن زدن
greased U روغن اتومبیل
lubricate U روغن زدن به
lubricated U روغن زدن
lubricated U روغن زدن به
mineral oil U روغن معدنی
illinition U روغن مالی
soluble oil U روغن حل شونده
linseed oil U روغن بزرک
machine oil U روغن ماشین
butter U روغن زرد
hydraulic oil U روغن رانش
oils U روغن زدن به
oiling U روغن زدن
in grease U روغن دار
oiling U روغن زدن به
oil U روغن زدن
hydrolic pump U پمپ روغن
olive oil U روغن زیتون
buttered U روغن زرد
oil U روغن زدن به
allyl isosulfocyanate U روغن خردل
oils U روغن زدن
soluble oil U روغن قابل حل
saucepan U روغن دان
oscillating lubricator U روغن ده نوسانی
lubricants U روغن یا گریس
palm oil U روغن خرما
absorbent oil U روغن جاذب
palm oil U روغن نخل
palmoil U روغن خرما
paraffin oil U روغن پارافین
lucca oil U روغن زیتون
essential oil U روغن اساسی
linseed oil U روغن برزک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com